باختین از اندیشمندان برجستهی قرن بیستم است که افکارش برخی از لحظات ملتهب تاریخ جهان را بازتاب میدهد. دنیای باختین دنیایی دستخوش تغییر بود ــ با گذشتهای در حال فروپاشی و آیندهای شکلنیافته. انسانهای بزرگ مانند سرزمینهایی که فصول گوناگون را تجربه میکنند دارای طبیعتی آکنده از دشتهای وسیع، کوههای سربهفلککشیده، چشمهسارهای فراوان و برکههای کوچک و بزرگاند. دوزبانگی باختین از زمان طفولیت، آشناییش با زبانها و فرهنگهای گوناگون در حین تحصیل و شرکت در گروههای مطالعاتی که بهندرت افرادی همفکر و حتی همرشته در آنها یافت میشد، در کنار عدم تعیّن تاریخی و اجتماعی زمانهاش ردپایی مثبت و سازنده در اندیشهی او باقی گذاشتهاند. آراء باختین چون رودی خروشان نهتنها همواره جاری است و راه به عرصههای نو باز میکند، بلکه در بستر خویش نیز نمیگنجد و در کار بسط و تعمیق گذرگاههای نخست خود است. نگاه معرفتشناختی و هستیشناختی ویژهی او به جهان در تمام نظراتش، ازجمله مکالمهگرایی، دگرمفهومی، کارناوالگرایی و چندصدایی، تجلی یافته و در همهی ایدههایش احترازی قاطع از جزمگرایی، اقتدارطلبی و مطلقاندیشی مشاهده میشود. علاقهی وافر باختین به گونهی ادبی رمان نیز از همین نگرش نشئت میگیرد، چرا که بر اساس نظرات باختین هویت رمان در گرو تنندادن به قوانین منجمد و خشک ادبی است.
تخيل مکالمه اي (جستارهایی درباره رمان) - انتشارات نی
گوشهاى دور نشستهام، دور از ديگران، دور از خودم، در فكر آن خوابم كه از من گذشت، خوابى از ميان خوابى ديگر؛ تو زندهاى؟ كى اتفاق افتاد؟ حافظهام در برابر اين تهديد يارى مىكند؟ آيا سوسن گذشتهها مىتواند اين شمشير مرصع به موشك را بشكند؟ و چرا او… چرا او؟ چرا بايد از ترانهٔ ترانهها سوسن برويد، كه همو خورشيد و ماه را پشت ديوارهاى اريحا نگه داشته تا گاه كشتار طولانىتر شود؟
حافظهای برای فراموشی: بیروت، اوت، 1982» اثر محمود درویش، آمیزشی از نثر و شعر است که در مورد تراژدی جنگ و انعطافپذیری روح انسان تأمل کند. این کتاب که در طول جنگ داخلی لبنان و تهاجم اسرائیل به لبنان در سال 1982 نوشته شده است، احساسات و تجربیات شدید زندگی در یک محاصره طولانی را به تصویر میکشد.
محمود درویش، یکی از مشهورترین شاعران جهان عرب، از پسزمینه بمباران بیروت توسط اسرائیل برای کشف مضامین حافظه، هویت و مقاومت در اشعار خود استفاده میکند. بخش اعظمی از این کتاب در 6 آگوست 1982 نوشته می شود، تاریخی که با روز حملۀ اتمی آمریکا به هیروشیما یکی است و لایهای عمیق از طنین تاریخی جنگ را به روایت میافزاید. او ویرانی بیروت در محاصره اسرائیل را به وضوح توصیف میکند. صدای جتهای جنگی، تخریب ساختمانها و حضور دائمی مرگ، فضای دلخراشی را ایجاد میکند. درویش با نوشتار منظوم خود عوارض جسمی و روانی جنگ را بر ساکنان شهر را به تصویر کشیده است.
عنوان متناقض کتاب، «حافظهای برای فراموشی»، منعکسکننده موضوع اصلی کتاب است: مبارزه بین به خاطر سپردن و فراموش کردن. محمود درویش با تناقض بین نیاز به یادآوری جنایات جنگی و آرزوی فراموش کردن آن دردها دست و پنجه نرم میکند. این بحث در بافت وسیعتر تاریخ فلسطین و لبنان نیز معنا پیدا میکند، جایی که حافظه جمعی نقش مهمی در هویت و حفظ مقاومت دارد. به عنوان یک شاعر فلسطینی که در تبعید زندگی میکند، تأملات محمود درویش درباره «هویت» عمیقا شخصی و درونی است.
او به این میپردازد که آواره بودن به چه معناست و چگونه تبعید باعث شکلگیری احساس متفاوتی در فرد از خودش میشود. او از تعلق خاطر و اشتیاق برای وطنی سخن میگوید که دائما در معرض تهدید است. وی به نقش نویسنده در زمان جنگ میاندیشد و محدودیت کلمات را در مواجهه با خشونت و تخریب جنگ را زیر سوال میبرد. محمود درویش در این کتاب، مسئولیت نویسنده برای شهادت دادن در برابر تاریخ و مقاومت از طریق عمل نوشتن را برجسته میکند.
حافظهای برای فراموشی (اوت، بیروت، ۱۹۸۲) - انتشارات نی
رمانى كه قهرمانش مسئلهدار است در ميانه ايدئولوژى و اتوپيا معلق مىماند و، در واقع، تركيبى است از عامليت فردى نويسنده و ساختار اجتماعى جهان. اين ساختار اجتماعى جلوهاى متنى دارد اما در تركيب با فرديت مجال بروز مىيابد. حركت و ديدگاه راوى و شخصيت در پىرنگ، همراه با چشمانداز انواع نويسندگان و خوانندگان در گسترهٔ ايدئولوژى (همراستا با وضع موجود) و اتوپيا (ناهمراستا با وضع موجود)، قالب رمانى را برمىسازد.
خوانش دو رمان چشمهايش و دختر رعيت، كه هر دو در يک سال و به دست نويسندگانى با ديدگاههاى سياسى نسبتاً مشابه نوشته شدهاند، آزمونى براى نظرورزى دربارهٔ شكل رمان است و بدين منظور درونمايههاى اجتماعى، سياسى، فرهنگى و اقتصادى آنها در قالبهاى متكثرى از روايتشناسى، جامعهشناسى و شكل خاصى از نظریهٔ دريافت مطالعه مىشود.
قدمهای مامان بزرگتر بود و تندتر. من جا ماندم. مامان مرا میکشید. صدایی مثل یاهوووو آرام و ممتد پخش میشد. من ایستادم. مامان دستم را کشید. من نرفتم. باز کشید، آرام گفت «بیا»، یک طوری که فقط من بشنوم، اما من بلند گفتم: «گیر کردم.» پیراهنم به میخ روی دیوار گیر کرده بود… ولی مامان باز آرام گفت: «بیا.» انگار میخی نیست، انگار این روزهایی که زندگی میکنیم زندگی نیست، انگار زندگی جای دیگری است و ما منتظریم نوبت زندگی کردنمان بشود. خودم را کشیدم، میخ پیراهنم را شکافت و ما باز چرخیدیم. دور بابا که مُرده بود چرخیدیم.
چیزی باشی تام و تمام: اینهایند سخنان درخور اعتنا!
بودن که بازیگر باشی. یا دست به قلم ببری؟ یا سخن برانی
و دل مردم را بشورانی؟ این یا آن؟ آخ که خر ما از کُرگی دُم نداشت!
کدامیک؟ پس سرانجام این هملت چه باید شود؟
به چه نائل خواهم گشت، چه چیز را به سرانجام خواهم رساند؟
کاش کَسَکی بودم، چیزکی! ــ آری، اما چه؟
مسئله این است!
(از صفحهٔ ۱۷۳ کتاب)
«حکایات من درآوردی» کتابی نوشته کارل چاپک نویسنده و نمایشنامهنویس اهل کشور چک است. این اثر در دسته ادبیات داستانی فانتزی و کمدی قرار میگیرد. «حکایات من درآوردی» مجموعهای از داستانهای کوتاهی است که به شیوههای غیرمنتظرهای به رویدادها و شخصیتهای بزرگ تاریخ، اسطورهها و ادبیات میپردازند. نویسنده با روایت داستان های این کتاب دیدگاهها را درباره مفاهیم اساسی مانند عدالت، پیشرفت، خرد، باور و میهنپرستی زیر سوال میبرد.
در مجموعه «حکایات من درآوردی» 29 داستان کوتاه به چاپ رسیده که قصههای طنز و فانتزی را در طول تاریخ روایت میکنند. بعضی داستانهای این مجموعه به ماقبل تاریخ و انسانهای اولیه مربوط میشوند. در یکی از روایتهایی که پیش از تاریخ را توصیف میکند، غارنشینان پیر از تغییرات جامعهای که در آن زندگی میکنند شکایت دارند. داستانهای کارل چاپک فقط به پیش از تاریخ مربوط نمیشوند و در دورهها و کشورهای مختلفی روایت میشوند؛ از سربازان رومی و فلاسفه یونانی بگیر تا دوره حکومت ناپلئون و داستانهایی از حوادثی که در کتاب مقدس رخ دادهاند. البته نویسنده فقط ماجراهای تاریخی را دستمایه نگارش داستانهای خود قرار نداده است، در این مجموعه چاپک حتی از نمایشنامههای «هملت» و «رومئو و ژولیت» که ویلیام شکسپیر آنها را نوشته برای شکلگیری روایتهای کمدی خود استفاده کرده است. بسیاری از روایتهایی که در «حکایات من درآوردی» چاپ شده براساس داستانهای کتاب مقدس نوشته شدهاند. یکی از داستانهایی که بن مایه آن از انجیل گرفته شده درباره مردی نانواست که از معجزههایی که باعث شده تا قیمت نان کاهش یابد شکایت میکند.
نویسنده در داستانهای این مجموعه در پی آن است تا با مطرح کردن روایتهای طنزآمیز موضوعات اخلاقی را به چالش بکشد.
میخواهد روایت داستانی را که در سر دارد به دست نور بسپارد یا با کلمات تعریفش کند؟ جزئیات تاریخی، صحت باستانشناسی، اینها همه مسائل ثانویهاند و برای خلق زیبایی کفایت نمیکنند. حتی گاهی از مسیر اصلی منحرفش میکنند. این همان چیزیست که زولا و سایر نویسندههای مکتب جدید، به خاطر علاقهی بیش از حد مستندسازی و اهمیت دادن به واقعیت صِرف از آن غافل شدهاند. فلوبر میداند با چه پیوندهای صمیمانهای زیبایی را با واقعیت گره بزند. در حالتی بین نشستن و دراز کشیدن، پاهایش را روی هم انداخته و در خیال خود، از لابهلای پردهی تور، درخشش ایدهی مطلوب را به چشم میبیند.
نویسندهی کتاب، بندیکت کُهلر، که تحصیلات اقتصادی ـ تاریخی و همچنین تجربهی بانکداری دارد در آخرین اثر خود ثابت میکند عناصر اصلی سرمایهداری مدرن که ابتدا در ونیز ظاهر شد درواقع از نهادها و رویّههای کسبوکار اسلامی اقتباس شدهاند. ازجمله نوآوریهای مهم مسلمانان: ایجاد نهادهای شرکت و وقف، ابداع فنون مدیریت تجاری، ریاضیات بازرگانی و اصلاحات پولی است. به ادعای نویسنده، اسلام تنها دینی است که بنیانگذارش کارآفرین بود و احترام به قراردادها در این دین یک واجب دینی و وظیفهی مدنی شمرده میشد. مکه نهفقط مکانی مقدس، بلکه مرکزی بسیار مهم برای تجارت بود و تجربهی پیامبر در تجارت، نقشی مهم در ادارهی موفق شهر مدینه و مذاکره و جنگ با دشمنان داشت. نویسنده با اتکا به منابع گسترده و با بیانی جذاب، خواننده را از مکه به مدینه، دمشق، بیتالمقدس، بغداد، قاهره و سایر شهرهای اسلامی میبَرد و با شیوههای مدیریتی حاکمان آن بلاد آشنا میکند و سیر تحول نهادهای اسلامی و علل پیشرفت و سپس افول تمدن اسلامی را با توجه به انگیزههای اقتصادی تحلیل میکند.
صدر اسلام و زایش سرمایه داری - انتشارات نی
ژاک رانسیر در کتاب کلام خاموش پرسش از چیستی ادبیات را از نو طرح میکند. ظاهراً همگان تصور روشنی از ادبیات دارند، اما بر سر تعریف آن اجماعی وجود ندارد. رانسیر به جای آنکه تعریفی نو از ادبیات ارائه کند به لحظهی شکلگیری این اصطلاح جدید رجوع میکند تا آن را در متن یک تغییر ادراکی ژرف جای دهد. به دنبال این تغییر، نظم سلسلهمراتبیِ حاکم بر موضوعها و ژانرهای ادبی که بنای بوطیقای کهن را تشکیل میداد فرو میریزد و جای خود را به نوعی برابری ریشهای میان موضوعها و از هم گسستن ژانرها میدهد که بر اثر آن هر چیزی میتواند از ظرفیت ادبی برخوردار باشد و هیچ موضوعی نمیتواند فرم یا سبک خاص خود را تحمیل کند. این برابری ریشهای مبنای آشوبناک ادبیات در مقام پدیدهای نوظهور و ناکامل است و از ادبیات موجودی دوپاره و متناقض میسازد که دائم در پی رسیدن به انسجام و غلبه بر تعارضهای درونی و بیرونی خود است. تحلیل پردامنهی رانسیر، که از یک سو تا افلاطون و ارسطو کشیده میشود و از سوی دیگر به ایدئالیسم آلمانی و جنبش رمانتیسم میرسد، چارچوب نظری جدیدی برای فکرکردن به تاریخ هنر و ادبیات از خلال همین تعارضها و تضادها فراهم میکند. در این چارچوب جدید، مسائل ریشهداری چون نسبت میان هنر پیشرو و سیاست رهاییبخش، هنر برای هنر و هنر در مقام بیان اجتماع، و نسبت میان هنر و زندگی از نو طرح میشوند و صورتی تازه پیدا میکنند. رانسیر در کلام خاموش موشکافیهای نظری خود را با تفسیرهای بدیعی از آثار نویسندگانی چون فلوبر، بالزاک، مالارمه و پروست همراه کرده است.
کلام خاموش (درباره ادبیات و تناقضهایش) - انتشارات نی