پسر زن جادوگر
دو برادر دوقلو را پدرشان در آستانهی غرق شدن در رودخانه نجات میدهد.
اما مادر جادوگرشان مجبور میشود، برای نجات جان یکی، جان دیگری را به او پیوند بزند. استفاده از جادوی سیاه، راه جادو را به زمین باز میکند.
آیا «ند»، پسر بازمانده از جادو میتواند جلوی سیاهی را بگیرد؟ یک فانتزی درجه یک با جوایزی بینالمللی.
کاموا 1/ موهای معلق، چشمهای چرخان
نیلوفر دختری است که یک گربهی سخنگو به نام کاموا دارد، کاموا کمی تپل است و عاشق کتاب خواندن است.
نیلوفر میتواند از درهای بسته و دیوار رد شود و مثل آفتابپرست با سطوح یکی شود. اما این را مثل یک راز بزرگ در دلش نگه داشته.
پسرعموی نیلوفر هم خصوصیات عجیبی دارد: رویینتن است و زخمی نمیشود. نیما هم این را مثل یک راز پیش خودش نگه داشته. بهاران دوست تازهی نیلوفر کمی عجیبوغریب است.
تخم چشمهایش میچرخند مثل مادهی مذاب آتشفشانی. وقتی این شخصیتها کنار هم قرار میگیرند، ماجراهای جالبی رخ میدهد …
جادوهای آرژانتینی 1/ پاداش شاهزاده
این کتاب قصهی سه شاهزاده است: اومبرتو، روبرتو و آلبرتو. این سه نفر پسران آلخینو هستند.
پادشاهی که نابیناست، اما در بازی شطرنج کسی حریفش نمیشود.
دو پسرِ بزرگتر به سفری دور و دراز میروند تا دارویی برای درمان پدرشان پیدا کنند.
سالها میگذرد، اما خبری از برادرها نمیشود. آلبرتو برادر کوچکتر قصد سفر میکند.
هم برای اینکه دارویی برای چشم پدر پیدا کند، هم سر از معمای پیچیدهی گمشدن برادرانش در آورد.
جادوهای آرژانتینی 2/ داستانهای دروغگو
این کتاب قصهی لهلیو گارسیای مکزیکی است. لهلیو میخواهد به غرب وحشی سفر کند و کلانتر خبیث آنجا، بیلیکوچیکه را حسابی گوشمالی دهد.
ولی چطور میخواهد تکوتنها از پسِ یک مشت هفتتیرکش کارکشته بربیاید؟
تازه بعد از تمام این درگیریها لهلیو به شکلی مرموز سر از چین در میآورد. خودش که ادعا میکند سالیانِ سال امپراطور چین بوده.
باورتان میشود؟ یعنی نباید تمام این چیزها را بگذاریم پای خیالپردازیهایش؟
جادوهای آرژانتینی 3/ فریبکاران فریب خورده
این کتاب قصهی زندگی پدربزرگِ ملیساست. پدربزرگ سالها پیش مُرده.
روزی ملیسا یکی از دوستان پدربزرگش را میبیند. ملیسا مشتاق است بیشتر و بیشتر دربارهی پدربزرگش بداند.
از دوست قدیمی پدربزرگ میخواهد ماجراهای زندگی او را برایش تعریف کند. او هم نشانی ملیسا را میگیرد و سه تا نامه برایش مینویسد.
سه نامه و سه داستان شگفتانگیز از زندگی پدربزرگ. داستانهایی که هیچجوره نمیشود باورشان کرد.
عشقهای فراموششده/ گل و نوروز (جلد سخت)
قصهی دلدادگی «گل»، دختر پادشاه روم و یاسمینبانوی پارسی، به «نوروز» شاهزادهی پهلوان ایران. بیشتر عاشقانههای کهن، قصهی مردان عاشقی است که برای وصال به دلبرشان، دست به هر کاری میزنند.
چه میشود اگر یکبار هم دختری برای آزمودن مهارتهای جنگیاش قصر را ترک کند، به سفر دور دنیا برود و اسیر عشق مردی شود که پیشگوییها میگویند به دست خود او کشته خواهد شد؟ آیا فرار از سرنوشت محتوم امکان دارد؟
یک بار خواجوی کرمانی در قرن هشتم، افسانهی عامیانهی گل و نوروز را به نظم کشید و حالا شهروز بیدآبادی مقدم بار دیگر قصهی این دو دلداده را به شکل داستانی امروزی و با نثری شیوا و دلنشین بازآفریده است. عشقهای فراموششده/ عامره و هرمز (جلد سخت)
برداشتی آزاد و طنز از حکایت اسب آبنوس کتاب هزار و یک شب.
هرمز ولیعهد جوان پادشاه ایرانزمین سوار بر اسبی پرنده میشود.
راهش را در آسمانِ بیتابلو و جاده گم میکند، خسته و کوفته بر بام قصری فرود میآید و همانجا یک دل، نه هزار دل (تو بگو یکمیلیون دل، کی به کی است؟) عاشق دختر پادشاه یمن میشود و از برکت همین عشق همهی بدبختیهای عالم سرش هوار میشود.
باور نمیکنید؟ داستاننویس هم تا این داستان را ننوشته بود، باورش نمیشد!
عشقهای فراموششده/ زال و رودابه (جلد سخت)
داستان زال سپیدموی سرخچهره، پهلوان جوان و رودابه، دختر فرمانروای کابل. دیداری بر بالای برج … رودابه گیسویش را می آویزد تا زال از گیسوی بلند و دلربایش بالا رود.
زال و رودابه دل به مهر یکدیگر سپردهاند، اما آیا این دیدار نخستین رخ خواهد داد؟ آیا میتوانند کارشکنیها و آزمونهای سخت را پشت سر بگذارند؟ … آیا قدرت عشق و ایمان برای آنها سرافرازی به بار میآورد؟ … اختلاف میان کابلیان و ایرانیان را چه کنند؟
داستان زال و رودابه برگرفته از «شاهنامه»ی بزرگمرد ایرانی، «حکیم ابوالقاسم فردوسی» است. این قصه فقط قصهی عشق شیرین زال و رودابه نیست. قصهی عشق تمامی انسانها به یکدیگر است.
به هر رنگ و نژاد و قبیلهای که باشند. الهام فلاح با قلم لطیف و شیوایش با پرهیز از شیوههای مرسوم روایت قصههای کهن و با افزودن ده شخصیت تازه به قصه، داستانی با رنگ و بویی آفریده است.