کتابدار آشوتیس
معرفی کتاب کتابدار آشوتیس
کتاب کتابدار آشوتیس نوشتهی آنتونیو ایتوربه، رمانی تلخ، برگرفته از داستان واقعیِ یک بازماندهی هولوکاست است که در چهاردهسالگی بههمراه پدرومادرش در اردوگاه آشویتس زندانی میشود. این دختر شجاع، با وجود ممنوعبودن نگهداری از هر اثر مکتوب، از هشت کتابِ زندانیها مراقبت میکند و به نمادی درخشان از شهامت انسانها در مواجهه با قساوت بیرحمانهی دیکتاتورهایی که کتابها را خطرناک میدانند، تبدیل میشود.دربارهی کتاب کتابدار آشویتس
جنگ جهانی دوم را از بسیاری جهتها میتوان سیاهترین دورهی قرن بیستم در نظر گرفت، بهویژه آنکه مرگآفرینیِ جنگافروزها تنها به میدان و بمباران شهرها محدود نبود و ارتش نازی که گلولهها را ارزشمندتر از جان انسانها میدانست، برای هدرندادن فشنگ و باروت، زندانیها را دستهدسته در اتاقهای عمومی گاز و کورههای آدمسوزی به قتل میرساند. در این شرایط، هرگونه مقاومت یا انجام عملی برخلاف میل سربازهای رایش سوم از سوی زندانیها، سرنوشتی بدتر از مرگ را برایشان رقم میزد و آنها را روانهی آزمایشگاههای مخوف پزشکهای نازی میکرد. بعد از پایان جنگ، کتابها و فیلمهای زیادی، عمدتاً بر پایهی خاطرات سربازها و زندانیها دربارهی اتفاقها و رویدادهای تلخ آن دوره نوشته و ساخته شد که به عنوان مثال در سینما میتوان به فیلمهایی مانند «دیکتاتور بزرگ» (The Great Dictator) اثر چارلی چاپلین (Charlie Chaplin)، «پیانیست» (The Pianist) اثر رومن پولانسکی (Roman Polanski) و «فهرست شیندلر» (Schindler's List) اثر استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) اشاره کرد. در میان آثار بیشمار ادبی اما بدونتردید یکی از شاهکارها کتاب کتابدار آشویتس (The Librarian of Auschwitz) نوشتهی آنتونیو ایتوربه (Antonio Iturbe)، بر اساس داستانی واقعی دربارهی دختری به نام دیتا کراوس (Dita Kraus) است؛ قهرمانی که البته در رمان، دیتا آدلر نام دارد. این دختر چهاردهساله که بههمراه پدرومادرش در اردوگاه خانوادگی آشویتس زندانی شده، کتابدار مدرسهی مخفی بلوک 31 است؛ جایی که آلفرد هیرش، یکی از زندانیهای ورزشکار، بهدوراز چشم افسرهای رایش سوم راهاندازی کرده تا به این وسیله به بچهها الفبا، ریاضیات و جغرافی آموزش دهد. او مقامهای آلمانی را متقاعد کرده بود که سرگرمکردن بچهها در یک کلبه باعث میشود والدینشان بهتر بتوانند در آشویتس کار کنند؛ بااینحال فرماندهی اردوگاه تنها بازی و سرگرمی بچهها را پذیرفته بود؛ نه آموختن دانش. بااینحال، مثل همیشه که گروهی از زنها و مردهای شجاع به مقابله با ظلم و ستم برمیخیزند، در بلوک 31 اردوگاه آشویتس نیز که دودکش کورههای آدمسوزیاش همیشه گرم بود، گروهی از زندانیهای شجاع با راهاندازی کلاس درس، به مقابله با بزرگترین سرکوبکنندهی انسانیت برخاستند و یک دختر نوجوان نیز عهدهدار مهمترین و ترسناکترین نقش، یعنی مراقبت از کتابها شد. آنتونیو ایتوربه در کتاب کتابدار آشویتس، روایتی نفسگیر و جذاب از این اقدام انقلابی زندانیها را با تمرکز بر شخصیت دیتا آدلر شرح میدهد و با استفاده از فرمی درخشان و پُرکشش، رمانی خواندنی و تلخ دربارهی جنگ جهانی دوم میآفریند. این کتاب تحسینشده را نشر نون با ترجمهی فرنوش منتشر کرده است.جوایز و افتخارات کتاب کتابدار آشویتس
- نامزد جایزهی کتاب نوجوان رود آیلند (2020)
- نامزد جایزهی یان میچالسکی (2019)
- جزو پرفروش کتابهای لیست ساندی تایمز
نکوداشتهای کتاب کتابدار آشویتس
- یک رمان فراموشنشدنی و بسیار تلخ و غمانگیز. (Publishers Weekly)
- کتابدار آشویتس یک اثر هنری دلخراش و بسیار الهامبخش است. (Shelf Awareness)
- ضربهای سختتر از آنچه کسی بتواند تصور کند به قساوت غیرقابلتصور اردوگاههای مرگ؛ یک اثر تاریخی در تأیید زندگی. (Kirkus Reviews)
- رمانی پیچیده با محتوایی کامل که تجربهی هیجانانگیزی را برای مخاطب به ارمغان میآورد. اثری مهم که در کنار دیگر یادگارهای قدرتمند دورهی هولوکاست باقی خواهد ماند. (Booklist)
- یکی از رمانهایی است که میتوان آن را در کنار کتابهای «شب الی ویزل» (Elie Wiesel’s Night) و «دفتر خاطرات آن فرانک» (The Diary of Anne Frank) پیشنهاد کرد. کتابی که با یکبار خواندن، هرگز فراموش نخواهد شد. (School Library Journa)
داستانهای قدیمی از کاستیا لا بیهخا
کتاب داستانهای قدیمی از کاستیا لا بیهخا: ميگل دليبس (۱۹۲۰ - ۲۰۱۰) در داستانهاي قديمي از کاستيا لا بيهخا تصاويري شگرف از جهان روستاييِ اسپانياي اوايل قرن بيستم پيش مينهد و با نثري ظريف، غني و ساده خواننده را با فضاي زيستِ مردمان کاستياي قديم آشنا ميکند. روايتِ ژرفِ اين داستانها آميزهاي است از حسِ همدلي با روستا و تجربهي دلکندن از آن.
روزي که روستا را ترک گفتم، دوقلوها کنار هم روي تختخواب آهني خوابيده بودند. وقتِ بوسه بر پيشاني آنها، نگاه کلارا را ديدم که بر من خيره بود، با يک چشم بسته و خواب و يک چشم کبود و مات. فنرهاي تخت، با نواي جيرجير ناشي از اندک خزيدن کلارا، انگار که واژهي خداحافظ را در ذهن من تکرار ميکردند. با پدر حرفي از رفتن نگفتم… نه خدانگهداري… نه نگاهي دستکم… فراموشام نميشد که گفته بود: «روزي که تصميم به رفتن گرفتي، فراموش کن پدري داري»، و من همين کار را کردم
خانهي كاغذي
در کتاب رمان «خانه کاغذی»: حجم زیادی ندارد، ولی به نظرم برای علاقه مندان به ادبیات و افرادی که کتابخوانی به بخشی از زندگی شان تبدیل شده بسیار جذاب و تکان دهنده است و چالش فکری ایجاد می کند.
رمان «خانه کاغذی» در نگاه اول با داستان زندگی زنی به نام بلوما لنون آغاز می شود که استاد رشته ادبیات انگلیسی است و روزی هنگام عبور از عرض خیابان، در حالی که مشغول خواندن شعری از امیلی دیکنسون است با ماشینی تصادف می کند، اما در واقع داستان از این جا به تدریج وارد زندگی افراد دیگری می شود. در ادامه این رمان با داستان زندگی مردی به اسم کارلوس بروئر آشنا می شویم که به طور جنون آمیزی عاشق کتاب است و با ولع بی پایان کتاب می خواند اما همین عشق بی حد و حصر به مطالعه، زندگی او را دگرگون می کند.
شاید روزی که «کارلوس بورئر» اولین کتابش را خرید و آن را با خود به خانه برد، هرگز تصور نمی کرد زندگی اش از این رو به آن رو می شود. او با چنان اشتیاق و شور و ولعی کتاب می خرید، کتاب می خواند، آن ها را رده بندی و فهرست نویسی می کرد که انگار همه زندگی اش همین کتاب ها هستند؛ و به جز آن ها هیچ و هیچ کس دیگری در زندگی اش جایی ندارد... رمان خانه کاغذی تاکنون به بیش از بیست زبان ترجمه شده است و با استقبال بسیار خوبی هم روبه رو شده است. نویسنده کتاب «کارلوس ماریا دومینگوئز» در سال 2002 برای خلق این داستان، جایزه ادبی لولیتا روبیال را به خود اختصاص داده است