آتالا و رنه
آتالا و رنه اين دو كودك توامان چونان نگيني دوگانه فرهمند و پرفروغ بر انگشتري رمانتيسم مي درخشد
آتالا غمنامه ي عشقي است پاك و پرشور بر گستره ي مرغزارها ودر انبوهي جنگل ها در جهان نو ما بدان سان كه نويسنده خود نگاشته است چشم بر آن مي داريم كه با گونه اي شعر به نيمه وصفي و به نيمه دراماتيك روبرو شويم با شيوه اي كه هم غنايي است و هم سرشار از رنگها و نشانه هاي بومي چه آنكه طبيعت در اين داستان با باريك بيني وسواس آميزي تصوير شده است.
آقاي پروست (خاطرات سلست آلباره از زندگي با مارسل پروست)
کتاب آقاي پروست (خاطرات سلست آلباره از زندگي با مارسل پروست) وقتي مارسل پروست در سال 1922 از دنيا رفت، از پيش شهرتي در تمام جهان كسب كرده بود. تنها راه دستيابي به جزييات زندگي او و تنها شاهد زندگياش كسي بود كه آقاي پروست هرگز جز "سلست عزيز" او را به گونهاي ديگر خطاب نكرد. همه ميدانند او تنها كسي بود كه هشت سال از مهمترين روزهاي زندگياش را در كنار پروست زيست و تنها كسي بود كه حقايق اساسياي را دربارهي گذشته، دوستان، عشق، نگاهاش به جهان، شخصيت، افكار و آثار اين بيمار نابغه آشكار كرد. و نيز همه به خوبي ميدانند كه طي ساعات شبــ شبهايي كه در دنياي وارانهي آقاي پروست روز بود و صبحي كه از ساعت چهار بعد از ظهر شروع ميشدــ سلست آلباره اين مزيت خارقالعاده را داشت كه وراي خاطرات آقاي پروست و بازگشت از شبنشينيها، ادا در آوردنها و خنديدنهاي كودكانهاش به شرح و وصفهايش گوش جان بسپارد يا فلان بخش از كتاباش را با صداي بلند براي او تعريف كند. خلاصه، طوري در كنارش باشد كه تاكنون از كسي ديده نشده است. (از مقدمهي ژرژ بلمون)