کتاب ارواح پرستار (آرمنته ی جن زده 5)
معرفی کتاب ارواح پرستار اثر انجی سیج
یکی دیگر از ماجراهای جالب و سرگرم کننده از سری کتاب های ارواح پرستار اثر آنجی سیج ، نویسنده کتاب های پرفروش نیویورک تایمز. اگر به دنبال کتاب برای کودکان 6-10 ساله هستید ، این سری انتخاب خوبی است.
انجی سیج در خانه ای بسیار قدیمی در انگلستان زندگی می کند، جایی اسرارآمیز و جادویی که دور تا دورش پر است از باتلاق، بنادر باستانی و قلعه های مخروبه. محله ای که هم برای زندگی و هم برای نوشتن فوق العاده است و خیلی هم بی شباهت به خانه و محله ی آرمنته ی جن زده نیست!
چند روز دیگر تولد آرمنته است و عمه تبی و عمو دراک قرار است با پدر و مادر وندا بروند مسافرت، عمه امیلین هم که با آن کلاه خفن از راه می رسد، اوضاع بدتر می شود. از طرفی دختر عمه ماتیلدا با خودش دو تا زلزله آورده: دو روح نوجوان آتش پاره. حالا آرمنته باید نقشه ای بکشد و همه را از شر این دو روح خلاص کند.
کتاب توله دراکولا (آرمنته ی جن زده 4)
معرفی کتاب توله دراکولا اثر انجی سیج
انجی سیج در خانه ای بسیار قدیمی در انگلستان زندگی می کند، جایی اسرارآمیز و جادویی که دور تا دورش پر است از باتلاق، بنادر باستانی و قلعه های مخروبه. محله ای که هم برای زندگی و هم برای نوشتن فوق العاده است و خیلی هم بی شباهت به خانه و محله ی آرمنته ی جن زده نیست!
آرمنته شرط می بندد که یک گرگ انسان نما در راهروهای مخفی و تاریک خانه ی جن زده مخفی شده است. از آن طرف، مکس کوچولو، از راه می رسد و با رفتار گول زننده اش دل همه ی اهل خانه ی جن زده را می برد.
کتاب قورباغه ربایی (آرمنته ی جن زده 3)
معرفی کتاب قورباغه ربایی اثر انجی سیج
انجی سیج در خانه ای بسیار قدیمی در انگلستان زندگی می کند، جایی اسرارآمیز و جادویی که دور تا دورش پر است از باتلاق، بنادر باستانی و قلعه های مخروبه. محله ای که هم برای زندگی و هم برای نوشتن فوق العاده است و خیلی هم بی شباهت به خانه و محله ی آرمنته ی جن زده نیست!
همیشه وقتی چیزی در خانه ی جن زده گم می شود، همه ی تقصیرها می افتد گردن آرمنته. حالا هم که گم شدن قورباغه های بری جادوگر افتاده گردن او، چاره ای ندارد جز آن که پیدای شان کند. البته حق بدهید که اصلا کار ساده ای نیست؛ مخصوصا اگر قرار باشد آدم با دیوانه ای به نام موریس پیر، کوسه ای خطرناک و تماشاگرانی پرتوقع سر و کار داشته باشد.
کتاب هفت گنبد
معرفی کتاب هفت گنبد اثر محمد طلوعی
"هفت گنبد" به قلم "محمد طلوعی"، شامل هفت اثر داستانی کوتاه است با عناوین "خواب برادر مرده"، "آمپایه ی بارن"، "بدو بیروت، بدو"، "لوح غایبان"، "امانت داری خاندان آباشیدزه"، خانه ی خواهری" و "دو روز مانده به عدن" که در دویست و شانزده صفحه توسط نشر افق به انتشار رسیده است.
در هر کدام از داستان های مجموعه ی "هفت گنبد" از "محمد طلوعی"، آدم هایی را می بینیم که به سفرهایی غیرعادی رفته اند؛ سفرهایی که از جهت دسترسی، معمول و امکان پذیر به نظر رسیده اما کمتر برای مخاطب شناخته شده است.
مثلا در یکی از داستان ها، شخصی به دنبال یک حشره ی کمیاب، راهی بیابان های عمان شده و در داستان دیگر، فردی پی برادری در سوریه را گرفته است که حتی از وجود آن برادر نیز اطمینان حاصل نکرده است.
این یکی در گرجستان دنبال کنتی می گردد که تا به حال ندیده و آن دیگری برای قیمت گذاری نسخه ای خطی، عازم عراق شده است.
آدم های قصه های "هفت گنبد" هر کدام شخصیت منحصر به فرد خود را دارند و علاوه بر کاراکترها، مکان و فضاهای قصه ها نیز تکراری نیست. داستان به دنبال یک اوج شگفت انگیز و غافلگیرکننده نیست بلکه شگفتی هر داستان، در دل آن جریان دارد و در ابعاد مختلف شخصیت ها و فضاسازی ها دیده می شود.
آدم های قصه، زنده و پویا هستند و اگرچه اغلبشان کم حرف و اسرارآمیزند، اما به خوبی با خواننده پیوند برقرار می کنند. تصویرسازی های کتاب و توصیف مکان ها به شدت حرفه ای بوده و "محمد طلوعی" داستان هایی عمیق و خوش پرداخت را در مجموعه ی "هفت گنبد" خلق کرده است.
کتاب بچه های جینگیلی 6 (شیره می گیره از گلا برای کی؟برای ما)
کتاب بچه های جینگیلی 4 (کلاغه بال و پر داره خبرهای خوش می آره)
کتاب بچه های جینگیلی 3 (خروسه آواز می خونه یه وقت کسی خواب نمونه)
گروه (1+5) 2 (مردی که خودش را پیدا کرد)
توضیح کتاب:
این مجموعه را فرهاد حسن زاده نوشته است؛ نویسنده ای که دوستش دارید. همه می دانند که 1+5 می شود 6 اما اینجا این طور نیست. اینجا 5+1 مساوی است با طوفان، ولوله، زلزله، قلقله، هلهله و فلفله و صد تا چیز دیگر... جشن تولد گرفتن یکی از کارهای خوب دنیاست. اما مهمان ها نباید آن قدر زیاد باشند که روی سر و کله ی هم وول بخورند و از در و دیوار و پرده و نرده بالا بروند.
آن وقت نه چیزی گیرشان می آید بخورند، نه می توانند بازی کنند، تازه دو ساعت هم باید بایستند توی صف دستشویی. پسرها بادکنکی را کنار گوش دخترها ترکاندند و دخترها جیغ کشیدند. ته سالن چوب پرده با پرده اش ول شده بود روی سر بچه هایی که پشت مبل روی سر و کله ی هم نشسته بودند. آن طرف اسبی داشت راه می رفت. البته تابلوی نقاشی بود که افتاده بود دست بچه ها و پی تی کو پی تی کو می کرد.