عطاری گمشده
معرفی کتاب عطاری گمشده
زنی داروساز به شیوهای نامعمول به کمک زنان دیگر میآید: سمی میسازد که شوهران خیانتکار آنها را مسموم میکند. سارا پنر در کتاب عطاری گمشده داستان عطاری مرموزی را روایت میکند که رازش در طول قرنها سربهمهر باقی مانده است. کتاب پیش رو از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز و ساندی تایمز و از نامزدان نهایی دریافت جایزهی گودریدز در سال 2021 است.دربارهی کتاب عطاری گمشده:
قانون شمارهی یک: سم هرگز نباید برای آسیب زدن به زن دیگری استفاده شود. قانون شمارهی دو: نام قاتل و قربانی باید در دفتر عطاری ثبت شود. کتاب عطاری گمشده (The Lost Apothecary) داستان عطاری مرموز و هولناکی است که بر مبنای این دو قانون اداره میشود. سارا پنر (Sarah Penner) در رمان پیش رو داستان زنی به نام نِلا را روایت میکند که زمانی درمانگر محترمی بود. اما نلا اکنون دانشش را در راستای هدفی تاریک به کار گرفته است. سال 1791 است و نلا مدتی است به زنان ناامیدِ خیانتدیده کمک میکند تا از مردان زندگی خود انتقام بگیرند؛ او به آنها سمی میفروشد که مردان را میکُشد. همهچیز طبق برنامه و قوانین نلا پیش میرود، تا زمانی که دختری دوازدهساله به نام الیزا از نلا تقاضای کمک میکند. بخش دیگر کتاب عطاری گمشده در لندن امروزی پیش میرود؛ زمانی که کارولین دهمین سالگرد ازدواج خود را بهتنهایی سپری میکند و از خیانت همسرش عذاب میکشد. روزِ کارولینْ معمولی و دردناک پیش میرود، تا زمانی که در نزدیکی رودخانهی تیمز، شیشهی داروی یک عطاری قدیمی را پیدا میکند و تمام کنجکاویاش در مقام یک تاریخدان برانگیخته میشود. آیا این شیشه ارتباطی با پروندهی قتلهای عطاری در دو قرن پیش دارد؟ سارا پنر، در رمان پیش رو، داستانی پرتعلیق و جذاب را روایت میکند که مملو از رازها و انتقامهاست، و این نکته را که زنان میتوانند، فارغ از فاصلهی زمانی، نجاتدهندهی یکدیگر باشند بهزیبایی نمایان میسازد.کارآگاهان وحشی
«دستاوردی منحصربهفرد، حماسهای مدرن و غنی از روایت و شخصیت از مهمترین نویسندۀ آمریکای لاتین.» سانفرانسیسکو کرونیکل «روایتی طنزآمیز، مبهم، تأثیرگذار و ترسناک از یکی از مهمترین نویسندگان نسل نوی آمریکای لاتین.» جان بنویل روبرتو بولانیو شاعر، مقالهنویس و نویسندۀ مطرح شیلیایی است. او را آغازگر موج نوی ادبیات آمریکای لاتین میدانند. جسارت و جرئت او در فاصله گرفتن از سبک رئالیسم جادویی گابریل گارسیا مارکز به این نویسنده اعتباری جهانی بخشیده است. طنز، تعلیق و وحشت اجزای جدانشدنی جهان داستانی بولانیو است. آثار او همه در ده سال پایانی عمرش نوشته شدهاند، زمانی که میدانست بیماری فرصت زیادی برایش باقی نگذاشته است. رمان سترگ «کارآگاهان وحشی» در سال 1998 منتشر شد. بولانیو این رمان را نامهای عاشقانه به نسل خود دانسته و ایگناسیو اِچِواریا، برجستهترین منتقد ادبی اسپانیا، از آن بهعنوان رمانی که بورخس میتوانست بنویسد ستایش کرده است. از نگاه منتقدان ادبی، رمانهای کارآگاهان وحشی و 2666 دو شاهکار بولانیو هستند که بر ادبیات جهان تأثیر گذاشتهاند.
بخشی از کتاب
یک هفته بعد از اینکه به خانه برگشتم، شروع کردم به قدم زدن اطراف محلهمان. اول پیادهرویهای کوتاهی بودند: یکبار اطراف بلوک و تمام. کم کم، هرچند، جسارت بیشتری پیدا کردم ، و بیرون رفتنهایم، ابتدا به صورت آزمایشی، دور و دورتر می شد. محله تغییر کرده بود. دوبار مورد ضربوشتم قرار گرفتم. بار اول بچههایی بودند که چاقوی آشپزخانه داشتند و بار دوم عدهای بزرگسال که وقتی پولی در جیبهایم پیدا نکردند به شدت کتکم زدند. اما دیگر احساس درد نمیکردم، و اهمیتی هم نمیدادم. این یکی از چیزهایی است که در لافوپرتسا یاد گرفتم. آن شب لولا، دوست دختر پسرم روی زخمهایم ید ریخت و آنها را پاک کرد و به من هشدار داد جاهای خاصی وجود دارد که نباید بروم. به او گفتم اهمیتی نمیدهم که هرازگاهی کتک بخورم. گفت :«کتک خوردن را دوست دارید؟» گفتم : «نه دوست ندارم. اگر هر روز باشد که دوست ندارم»