بورژوا در ميانهي تاريخ و ادبيات
در کتاب بورژوا در ميانهي تاريخ و ادبيات میخوانیم: من در مقام مورخ ادبيات بيش از آن که بر رابطهي واقعي ميان گروههاي مشخص اجتماعي ــ بانکداران، و کارمندان عاليرتبه، صاحبان صنايع، پزشکان و غيره ــ تمرکز کنم، به انطباق ميان اشکال فرهنگي و واقعيتهاي طبقهي جديد توجه دارم، و مثلاً ميپرسم چگونه واژهاي چون «آسايش» ويژگيهاي مصرف مشروع بورژوايي را مشخص ميکند؛ يا چگونه سرعت داستانگويي با نظم نوين زندگي سازگار ميشود. و به اين ترتيب، من بورژوا را در منشور ادبيات تجزيه ميکنم: و اين موضوع کتاب بورژوا است
درآمدي بر روش پژوهش اجتماعي (رويكرد تحليل كمي در علوم اجتماعي با نرمافزار SPSS)
کتاب درآمدي بر روش پژوهش اجتماعي (رويكرد تحليل كمي در علوم اجتماعي با نرمافزار SPSS): انديشهي محوري در نوشتار حاضر آن است كه پايهي پژوهش علمي مسئله است. در اين رويكرد پژوهش علمي يك تلاش معقول و تجربي براي حل مسئله است. در اين معنا حل مسئله نيازمند دو نوع تلاش است: 1. تبيين تئوريك 2. تبيين تجربي انتقادي. تبيين تجربي مسبوق به تبيين تئورك است و از طريق اين تبيين در باب صدق يا كذب تبيين تئوريك داوري ميشود. تحليل كمي يكي از روشهاي دقيق تبيين تجربي است، با اين حال اين روش به مثابه يك استدلال آماري در پي يافتن نظم هاي تجربي است. استدلال تئوريك نياز به بحث هاي تئوريك و حتي تفسير دارد و نبايد از آن غفلت كرد.
شهريار
کتاب «شهريار»: ماكياولي كتابي است سترگ، با نثري پرشور، براي انسانهاي همه دورهها در شناخت ماهيت قدرت؛ اندرزنامهاي است براي دستيابي به قدرت و حفظ آن؛ بيانيهاي است در چگونگي فرمانروايي و فرمانبرداري. «شهريار» داريوش آشوري نمونهاي عالي از ترجمه است كه علاوه بر دقت در انتقال معنا، سبك بيان نويسنده نيز به خواننده منتقل شده است. داريوش آشوري با نگاهي به نوع ادبي سياستنويس و نصيحتالملوكنويسي در زبان فارسي توانسته اين رساله را همچون يك سياستنامه مدرن به زبان فارسي درآورد، بيآنكه نثر او رنگ كهنگي به خود بگيرد يا در ورطه عربينويسي نصيحتالملوكها يا سرهنويسي سقوط كند. از حيث محتوا، تا پيش از شهريار، اين نوع ادبي مشحون بود از پند و ارزهايي به پادشاه، در باب فضايلي چون شفقت و شجاعت. اما سخن ماكياولي جديد بود. او از شهريار ميخواست واقعيت را به آرمان نفروشد و به او ميآموخت كه گاه چگونه بايد به قساوت عمل كند، چگونه روباه شود تا دامها را شناسد و چگونه شير باشد تا گرگها رماند. براي اين پيام جديد، آشوري بيان جديد خلق كرده است. باري در توصيف ترجمه خوب گفتهاند ابداع متني كه نويسنده اگر زبان مادرياش همان زبان مترجن بود آن را مينوشت. شايد اگر آن جمهوريخواهِ فلورانسي ميخواست شهريارش را به فارسي بنويسد، حاصل كار چيزي ميشد نزديك به شهريارِ آشوري. چنين ترجمهاي مستلزيم دانشي وسيع و تخيلي بسيار غني است. (جلال توكليان، مهرنامه، شماره 7، آذر 1389)
چند گفتگو درباره تجدد
کتاب چند گفتگو درباره تجدد: "كشاكش ما با تجدد حدود صدوپنجاه سالي است كه آغاز شده و گويا به امر پايانناپذيري بدل شده است. بيآنكه دستاوردهاي اين كشاكش را بتوان پنهان كرد ... ولي هيچيك از اين حركات تهي از ضد خود نبوده و هر بار سنت از درون آن چنان با قدرت سر برآورده كه رسيدن به هدف را دشوار كرده است ... اكنون در آغاز هزارهي سوم به نظر ميرسد ما مقدار زيادي از راه را طي كردهايم و چارهاي هم جز آن نداريم كه بهرغم تمام اختلافات مسلكي در راه تأمين عناصر تجدد يكدله شويم وگرنه، نه تنها از كشورهاي پيشرفته كه از كشورهاي تازه به دوران رسيده نيز عقب خواهيم ماند و ناچار خواهيم شد به تاريخ چندهزارسالهي خود دل خوش كنيم و به زندگي در گذشته ادامه دهيم... . "ا?نجا جاي بحث دربارهي افت و خيزهاي تجدد در دورهي صدساله (اگر مبنا را انقلاب مشروطه بگيريم) يا صد و پنجاه-شصت سالهي گذشته (اگر مبنا را اقدامات عباسميرزا بگيريم) نيست. خوانندگان با خواندن اين مجموعه و در ضمن سؤال و جوابها درخواهند يافت كه راه تجدد چگونه طي شده و به كجا رسيده است... . "اين مجموعه، علاوه بر نگاه به تجدد ايران، گوشهي چشمي نيز به تجدد در افغانستان و تاجيكستان دارد؛ زيرا كه سرنوشتِ اين مجموعهي فارسيزبان را در پيوند با يكديگر ميبيند. ترديدي وجود ندارد كه تجدد ايران بر كشورهاي فارسيزبان ديگر تأثيرگذار بوده و همچنين پيشرفتهاي آنها ميتواند بر ما تأثير گوارايي بگذارد" (برگرفته از متن كتاب). سيروس علينژاد اين بحث را در كتاب گفتوگو با مترجمان (از همين نشر) دنبال ميكند .
مانيفست پس از 150 سال
کتاب مانيفست پس از 150 سال:"مانيفست" متني است شگفتانگيز، آکنده از بينش، غني از نظر معنا و سرشار از لحاظ امکانهاي سياسي. هرچند حق نداريم در متني دست ببريم که سند تاريخي مهمي شده است، چنانکه مارکس و انگلس در مقدمهي سال 1872 خود بر چاپ آلماني آن يادآور شدند، با وجود اين در پرتو شرايط معاصر و تجارب تاريخيـجغرافيايي نهتنها حق ماست، بلکه موظف به تفسير آن نيز هستيم. مارکس و انگلس در آن مقدمه نوشته بودند: "کاربرد عملي اين اصول، همانطور که در خود 'مانيفست' ذکر شده، هميشه و همهجا به شرايط موجود تاريخي وابسطه است." (از مقالهي ديويد هاروي، در متن کتاب)
مقدمه بر فلسفه تاريخ هگل
كتاب مقدمه بر فلسفه تاريخ هگل از نوشتههاي خواندنيِ ژان هيپوليت، هگلشناس معروف فرانسوي و استاد كلژ دوفرانس، است. كتاب برپايهي تحليل آثار دورهي جوانيِ هگل نوشته شده و اساسآ به نقد نظريهي كانت و فيخته در مباحث اخلاق، نظام ارزشهاي معنوي و نواميس زندگي اجتماعي، دولت، و بهطور كلي فلسفهي تاريخ اختصاص دارد كه ضمن آنها، نظريات هگل درباب يهوديت، مسيحيت و مفهوم تاريخ نيز بهدقت تحليل شده است.
ساعت نحس
رمان ساعت شوم، داستان میخکوب کننده ی جامعه ای کلمبیایی است که مورد تهدید شایعات و توهمات قرار گرفته و به قلم توانمند نویسنده ی آثاری چون «صد سال تنهایی» و «عشق در زمان وبا» نوشته شده است. این رمان حیرت انگیز که درست قبل از «صد سال تنهایی» به رشته ی تحریر درآمد، به شهری مسخ شده در نزدیکی یکی از رودهای کلمبیا می پردازد و نویددهنده ی شکوفایی و بزرگی سال های آتی نویسنده ی اثر، گابریل گارسیا مارکز است. در شهری بسیار گرم و سوزان واقع در آمریکای جنوبی، شخصی ناشناس در دل تاریکی شب شروع به چسباندن پوسترهایی تفرقه انگیز و جنگ طلبانه به در و دیوار می کند. وقتی که نوشته های روی یکی از پوسترها، باعث وقوع قتلی می شود، همه ی مردم درمی یابند که شخصی بدطینت در کمین شهرشان نشسته است. اما آیا کاری از دست شهردار، پزشک و یا کشیش شهر برمی آید؟
آيينها و جشنهاي كهن در ايران امروز
کتاب آيينها و جشنهاي كهن در ايران امروز:برگزاري جشن و عيد از ويژگيهاي فرهنگيِ همهي جامعههاست، از كهنترين زمانها تا به امروز. همهي ملتها، قومها، ايلها در همهي سرزمينها روزهايي از سال را جشن ميگيرند. مردمشناسان هيچ جامعه يا گروهي را سراغ ندارند كه مردم روز يا روزهايي را به شادي و شوخي و جنب و جوش شادمانه نپردازند. كتاب حاضر به جشنها و آيينهاي كهني پرداخته است كه برگزاريِ آنها بهرغم همهي دگرگونيها و پيشآمدهاي اجتماعي و سياسي پابرجا مانده است. كتاب داراي سه بخش است: بخش نخست شامل جشنها و آيينهايي است كه در همهي شهرهاي ايران، و در بين همهي قشرهاي اجتماعي، از كهنترين زمانها تا به امروز برگزار ميشود. اين جشنها عبارتاند از: نوروز، يلدا و مهرگان. در بخش دوم از جشنهاي كهني سخن ميرود كه در بسياري از شهرها به دست فراموشي سپرده شده ولي در يك يا دو منطقه و استان تا به امروز بر جا مانده است؛ مانند جشن سده در كرمان، و جشن تيرگان در مازندران. بخش سوم دربارهي آيينهايي است كه نميتوان نام جشن بر آنها نهاد، آيينهايي كه از ديرباز به وسيلهي پيروان مذهبيِ زردشتي، ارمني و شيعه در منطقههاي كوهستاني يزد، ماكو و كاشان برگزار ميشود