شخصیت معاصر … فرانکلین دلانو روزولت
با آغاز قرن نوزدهم و پیشرفتهای حاصل شده در تمامی حوزههای فعالیت انسان ، دنیای قدیم به مکانی جدید بدل شد. اختراعات جدید روش زندگی را به سرعت تغییر داد و اکتشافات علمی نیز نگرش انسان را به خود دگرگون ساخت. با وقوع جنگ جهانی اول سراسر جهان را جنگ فرا گرفت، و به کارگیری اندیشههایی نظیر کمونیسم و ناسیونالیسم نشان داد که کشورها میتوانند بسیار فراتر از مرزهای خود بر جهان تأثیر بگذارند . مجموعه این تحولات دنیایی را به وجود آورده است که آن را جهان معاصر مینامیم .
« فرانکلین دلانو روزولت » در تمام عمرش از آتش میترسید ، اما عاشق طبیعت، به ویژه مناظر اطراف منزل ییلاقی خود در جزیره کمپوبلوی کانادا بود. دهم ، اوت سال ١٩٢١ بود که به همراه فرزندانش سوار بر قایق ویرئو، از کلبه خانوادگی در جزیره کمپوبلو به قصد ماهیگیری به راه افتاد . هر چند که او قبل از آمدن به تعطیلات کاملاً خسته بود و سختی سفر به جزیره نیز او را خستهتر کرده بود، اجازه نداد خستگی مانع آن شود که همراه فرزندانش از یکی از محبوبترین تفریحهای خود یعنی قایقرانی لذت ببرد .
رهبران جهان باستان (7) هانیبال
کسی نمیداند هانیبال چه زمانی نقشه جسورانهترین حمله نظامی تاریخ جهان را کشید . آفتاب صبحگاهی بهاری ، صخرههای سنگیِ بالای ساحل غربی دریای مدیترانه را گرم کرده بود . برفراز آن صخرههای مشرِف به شهر باستانی کارتاژ نو ، قصرهای متعددی قرار داشت که خورشیدِ در حال طلوع به آنها هم گرمی میبخشید . این شهر در قسمت بالای سواحل شرقی شبهجزیره ایبریا قرار داشت ، یعنی در نزدیکی جایی که امروزه شهر اسپانیایی کارتاخنا قرار دارد . قصرها و ردیفِ خانههای شهر در زیر نور صبحگاهی میدرخشید و کودکان که انگار میدانستند اتفاقی مهم در حال رخ دادن است در خیابانهای شهر میدویدند . مردی قویهیکل و گندمگون با چشمان سیاه و نافذ از بالای یکی از قصرها به پایین نگاه میکرد .
نخست به امواج پر تلألؤ پایین دستها و سپس به باغهای سبز زیتون و مزرعههای قهوهای رنگی نظر افکند که در سرتاسر ساحل کشیده شده بود . مرد به کارگران متعددی نگاه کرد که مزارع را شخم میزدند و زمین را برای کشت محصول در بهار آینده آماده میکردند . نام او هانیبال بارکا بود . تنها ٢٨ سال داشت ، ولی بعد از مرگ پدرش ، هامیلکار ، و برادر خواندهاش ، هاسدروبال ، فرمانده ارتش یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخ باستان ، یعنی « کارتاژ » شده بود . این فرهنگِ آفریقای شمالی تا ایبریا ( اسپانیا و پرتغال امروزی ) بسط یافته بود و با تأسیس شهر کارتاژ نو نفوذش را تا آن سوی آفریقا گسترش داده بود .
رهبران جهان باستان (6) نفر تی تی
هنگامی که به کشور مصر میاندیشیم ، چه فکری به ذهنمان خطور میکند ؟ صحرای وسیعی را در ذهن تصور میکنیم که سراسر شمال آفریقا را در بر گرفته است ، جایی که مصر در آن قرار دارد ؛ میتوانیم رودخانه نیل – طولانیترین رودخانه جهان – را ببینیم که از شمال به جنوب جریان دارد و این سرزمین را تقریباً به دو بخش مساوی تقسیم میکند و به مردمی با تاریخی بسیار کهن ، زیبا و اسرارآمیز میاندیشیم .
هنگامی که به مصر باستان میاندیشیم ، به اهرام ، ابوالهول و البته مومیاییها نیز خواهیم اندیشید ، و سرانجام به نماد دیگری از زیبایی این سرزمین اسرارآمیز : نیمتنهای از نفرتیتی ، ملکه محبوب ، مزین به رنگهای روشن .
ویژگی مجسمه سنگ آهکی نفرتیتی این است که جزئیات آن به ظرافت پرداخته و با واقعگرایی ساخته شده است . او سرش را با وقاری شاهانه بالا گرفته است و گردن باریکش که به گردن قو میماند ، گونههای برجستهاش و لبان کاملاً سرخش ما را به یاد زنان زیبای امروزی میاندازد . دیهیمی به رنگ آبی آسمانی به سر و گردنبند بزرگی از دانههای بلند طلایی به گردن دارد که به آنها دانههای نِفِر میگویند . بارها و بارها تصویر نفرتیتی بازآفرینی شده و به نمادی از این سرزمین باستانی و مردمانش مبدل شده است .
ممکن است از خود بپرسیم آیا زنی را که هزاران سال پیش ، اینگونه در برابر هنرمند نشسته است ، میشناسیم ؟ برای شناخت بهتر و بیشتر از او مجلد دیگری از رهبران جهان باستان تحت عنوان « نفرتیتی » منتشر شد .
ملل 10 … سوریه
دهمین جلد از کتابهای «مجموعه ملل» که به وضعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشورهای گوناگون میپردازد تحت عنوان سوریه منتشر میشود. کتابهای مجموعه ملل که تاکنون ٩ مجلد آن به چاپ رسیده درباره کشورهای عربستان، ژاپن، یونان، آمریکا، پاکستان، عربستان، افغانستان، ترکیه و آلمان بوده که این بار به بررسی کشور سوریه میپردازد، کشوری که مالامال از تاریخ باستانی است. مترجم این کتاب خانم مهسا خلیلی است که پیش از این کتاب ترکیه را از همین مجموعه ترجمه کرده است. «سوریه» ١٤٤ صفحه است و امیدواریم در نمایشگاه کتاب بتوانیم آن را به علاقهمندان این مجموعه تقدیم کنیم.
رهبران جهان باستان (4) حمورابی
در زمستان سال ١٩٠١ و ١٩٠٢ یک تیم باستانشناسی فرانسوی در محوطه باستانی شوش مشغول حفاری بود . یکی از یافتههای این گروه بلافاصله مشهور شد : سه قطعه بزرگ سنگ سیاه براق که یادمانی به بلندی تقریباً دو متر و سی سانتیمتر را تشکیل میداد .
در بالای یادمان ، چهره مردی بر سنگ تراشیده شده بود ، پادشاهی ایستاده در برابر پیکری نشسته ، که حال میدانیم شَمَش ، ربالنوع خورشید و همچنین ربالنوعِ عدالت بابلیهاست . زیر تصویر ، سطرهای نوشته شده زیادی به خط میخی دیده میشد .
این خط با استفاده از یک نی و فشار دادن آن بر روی گِل نرم نوشته میشد ، اما در این یادمان ، کلمات با دقت روی سنگ سیاه کنده شده بود . حمورابی چهار هزار سال پیش در سرزمینی که بعدها بینالنهرین نامیده شد ، زندگی و حکمرانی میکرده است . « حمورابی » مجلد چهارم مجموعه رهبران جهان باستان است که در ١٢٥ صفحه منتشر شده است .
رهبران جهان باستان (10) آتیلا رهبر هونها
هزاران جنگجو سوار بر اسب از آن سوی صحراها و شنزارها حمله آوردند و خاک از زیر سم اسبانشان به هوا برخاست و روی خورشید را پوشاند . مردانی با شکل و شمایل عجیب حمله را آغاز کرده بودند ؛ مردانی که « منظری هولناک داشتند ؛ جمجمههایی که به دلیل بستن در کودکی از ریخت افتاده بود ، دو شکاف به جای چشم و گونههایی متورم که رد زخم زشتشان کرده و پوشیده از ریشی تُنُک » . اسبان و سوارانی که به نام هون شناخته میشدند ، چنان با یکدیگر هماهنگ بودند که انگار با تنی واحد حرکت میکنند .
اسبانِ کوتاه و پرمو ، سوارانشان را با سرعتی نفسگیر به میدان نبرد میرساندند و آنگاه که راکبان با شمشیر و نیزه درگیر نبرد بودند ، به آسانی یاریشان میکردند . مردان علاوه بر ظاهر هولناکشان فریادهایی وحشتانگیز سر میدادند و قربانیان خود را که در کشمکش بودند ، به هول و هراس میافکندند . همچنین پوست حیواناتی که به دور شانه میپیچیدند ، ظاهرشان را مخوفتر میکرد . آتیلا ، شاه هونها ، با اعتماد به نفسی جسورانه سپاهش را رهبری میکرد . آنگاه که اسب سیاهش را پیشاپیش سپاه میراند ، جنگجویانش هر حرکت او را میپاییدند . عزمِ جزم او از آروارههای فشردهاش پیدا بود . او به افرادش اشاره میکرد تا با سرعت هر چه بیشتر پیش بتازند . هونها دومین حمله به امپراتوری روم شرقی را در بهار سال ٤٤٧ میلادی آغاز کرده بودند .
ملل 6 … ژاپن
.به همان نشان دادن که شاخه های مواول، شاید یک سالی بیشتر، ازپس وپیش وپهلوهای اسب پیچیده وگره دار شده بودند که از روبرو نمی شد گفت این اسب است ومی شد گفت این تاک است پیچیده به بالای خود واسب نیست می نماید که اسب است یا روزگاری اسبی درسایه این شاخه های همیشه سرگردان وتوی خود پیچیده رااز استخوان ها جدا می کرد وشاخه های ازپایین به بالا خمیده اندکی سر راست کرده با آن خیزش ببروار ایستاده رودروی آن ها باز هم نمی شد گفت که آن ببر است و بی چون وچرا تاک بود پیچیده درخود وبه بالای خود...(رمان برگزیده سال ٨١ معتقدان ونویسندگان مطبوعات وجایزه ادبی اصفهان)
اتروسکها
اتروسکها قومی سرزنده و بسیار پیشرفته بودند که در هزاره نخست قبل از میلاد در بخش وسیعی از ایتالیا ساکن بودند. اکثریت بزرگی از دانشمندان در حال حاضر تصور میکنند که اتروسکها بومی ایتالیا بودهاند، نه مهاجرانی از خاور نزدیک. بدین ترتیب که ساکنان اولیه اتروریا در عصر سنگ و عصر مفرغ سرانجام به قومی تبدیل شدند که دیگران آنها را اتروسک خواندند. کارشناسان پذیرفتهاند که چند شاه اولیه رم، اتروسک بودهاند و فرهنگ اولیه رم قویاً تحت تأثیر فرهنگ همسایگان اتروسک آن قرار گرفت ولی در حال حاضر عموماً این عقیده وجود دارد که این امر، جریانی مسالمتآمیز و داوطلبانه بوده است، رمیهای از لحاظ فرهنگی کمتر پیشرفته به خود اجازه دادهاند که تا حدی «اتروسک مآب» باشند، با وجود این در اساس یک شهر لاتین مستقل باقی ماندند.
به علاوه بسیاری از فرضهای وسیعاً پذیرفته شده در باره اتروسکها، با پیدا شدن مداوم مدارک جدید باید مورد بازاندیشی قرار گیرند. سری جدید مجموعه تمدنهای گمشده به تاریخ، دستاوردها، زندگی روزانه و اهمیت تمدنهای باستانی میپردازد. تمدنهایی که تا کنون نامی از آنها کمتر شنیدهایم. خواننده با خواندن این مجلدها درمییابد تمدنی که مدتها پیش از بین رفته چگونه در پرتو دانش روز بار دیگر در برابر چشمان شیفته نسلهای امروز متجلی میشود و رازهایش را آشکار میسازد.