شصت سال صبوری و شکوری جلد 5 -دفتر سوم
دکتر ابراهیم یزدی از معدود سیاستمداران ایران است که خاطرات خود را از بدو تولد تا مسئولیت های مهم و تاثیرگذار در جریان انقلاب، خصوص آن در دوران استقرار امام خمینی در پارییس و سپس در دولت موقت و وزارت امور خارجه و نمایندگی مجلس و سالهای پس از آن به رشته تحریر درآورده، که بی تردید می تواند از مهمترین اسناد تاریخ انقلاب و استقرار جمهور اسلامی باشد. جلد پنجم در سه دفتر تقدیم خوانندگان می شود. دفتر اول تحت عنوان: در وزارت امور خارجه، دفتر دوم با عنوان: روابط ایران و آمریکا و دفتر سوم با عنوان: روابط دیپلماتیک تنظیم شده است.
شصت سال صبوری و شکوری – خاطرات دکتر ابراهیم یزدی جلد پنجم -دفتردوم
معرفی کتاب شصت سال صبوری و شکوری – خاطرات دکتر ابراهیم یزدی جلد پنجم -دفتردوم
اگرچه نخستوزیر دولت موقت در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ طی حکمی از جانب رهبر انقلاب در یک کنفرانس مطبوعاتی معرفی شده بود، اما بعد از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن و سقوط دولت بختیار، مسئلۀ شناسایی دولت جدید از طرف کشورهای خارجی و جامعۀ جهانی مطرح شد. شناسایی دولت جدید ایران با مشکل خاصی در سطح بینالمللی روبهرو نشد و از روز بعد از پیروزی انقلاب، دولتهای خارجی بهتدریج شناسایی دولت جدید را آغاز کردند. بهعنوان نمونه دولت ویتنام در روز ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ رسماً دولت جدید ایران به نخستوزیری مهدی بازرگان را بهرسمیت شناخت. رادیوی صدای ویتنام اعلام کرد: روز گذشته فام وان دونگ – نخستوزیر ویتنام - طی تلگرامی به مهدی بازرگان، پیروزی ملت ایران را تبریک گفت و اعلام کرد این کشور آماده است تا روابط فیمابین را استحکام بخشد. در این پیام گفته شده جمهوری سوسیالیستی ویتنام، دولت جدید ایران را بهرسمیت میشناسد و آماده است تا روابط بین دو کشور را توسعه و تحکیم بخشد (خبرگزاری پارس، ۵ /۱۱ /۱۳۵۷ به نقل از آسوشیتد پرس از بانکوک).
بررسی و نقد متون سیاسی در حوزه اسلام و ایران
معرفی کتاب بررسی و نقد متون سیاسی در حوزه اسلام و ایران
«بررسی و نقد متون سیاسی» در صدد است برخی از معتبر ترین کتابهای رشته علوم سیاسی و (علوم اجتماعی) را ابتدا بررسی، و سپس نقد کند. البته، «نقد» در اینجا هم نقاط مثبت و مزایای متون، هم برخی کاستیها، را شامل میشود. به اعتقاد نگارنده، علوم سیاسی در ایران، علاوه بر مشکلات محتوایی، با آشفتگی مفهومی و روشی روبرو است. کتابها و متون بیست و سه گانه ای که در این مجموعه مورد بررسی و نقد قرار گرفته اند، در نوع خود از بهترین متون مربوطه محسوب میشوند، و نقدشان جز به بالا رفتن عیارشان نمی انجامد. امید آن است که متن حاضر بتواند گامی، هر چند ناچیز، در راستای رفع این گونه مشکلات محتوایی، مفهومی و روشی بردارد. جامعه علمی ما، به واقع، از یک سو به «بررسی و نقد متون»، و از طرفی دیگر به انصاف و بیطرفی، و در یک کلام «اخلاق نقد»، نیاز دارد.
دیلماج
کتاب «دیلماج» نوشتهی «حمیدرضا شاهآبادی» است. در توضیح پشت جلد کتاب میخوانیم: «میرزا یوسفخان مستوفی مشهور به دیلماج در تاریخ چهرهی ناشناخته و رازآلودی است. عدهای تحسین و تمجیدش کردهاند: از آن دسته دلباختگان وطن بود که در راه حصول آزادی و پیشرفت مدنیت ایران سر از پا نمیشناخت و عدهای خوار و خفیفش داشتهاند: «خیانتی نبود که نکرد و رذالتی نبود که بروز نداد.» اما این چهرهی پیچیده، در زندگینامهی خود نوشتهاش بسیار بسیط و ساده است: «لکهای بودم در آیینهی وجود. بهجا خواهم ماند یا نه، خود نمیدانم. اگر بمانم از این پس هر که به قصد دیدار خود در این آیینه نظر کند، یوسف دیلماج را خواهد دید.» حمیدرضا شاهآبادی در رمان خود، دیلماج، شخصیتها و حوادثی آفریده است که همه نام و رنگی از تاریخ و واقعیت دارند اما هیچیک واقعی نیستند.» کتاب حاضر را نشر «افق» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.