معرفی کتاب مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی)
شاید چنین بنماید که فلسفهی هنر یا زیباییشناسی فلسفی باید به مبحث زیبایی بپردازد، ولی درهمتنیدگی نقش زیبایی با گزینشهای فردی و تعاملات اجتماعی دانشمندان علومشناختی را واداشته است تا به کشف چگونگی ادراک زیبایی و مؤلفههای اصلی آن همت گمارند. در کتاب حاضر، دکتر صالح طباطبایی، دانشآموختهی علوم شناختی، به مرور انتقادی مهمترین نظریههای زیبایی در زیباییشناسی تجربی و علوم شناختی پرداخته است. کتاب با زیباییشناسی تجربی فخنر آغاز میشود، سپس به «نظریهی پتانسیل برانگیختگی» برلاین، کاربرد «نظریهی اطلاعات» در زیباییشناسی، زیباییشناسی گشتالتی، نظریهی شناختی «پسند سرنمونی» مارتین دیل، نظریهی شناختی «سهولت پردازش» رِبِر، انگارهی شناختی «پردازش اطلاعات چندمرحلهای» لِدِر، «نظریهی الگوریتمی زیبایی» اشمیدهوبر و سرانجام «زیباییشناسی عصبشناختی» (Neuroaesthetics) میپردازد. پیوست تکمیلی کتاب دربارهی «نظریهی تناسبات» ابنهیثم در ادراک زیبایی است. این همان نظریهای است که هنرپژوهان عصر رنسانس، چون لورنتسو گیبرتی، لئونه باتیستا آلبرتی و لئوناردو داوینچی، از آن وام گرفتند.
مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی) - انتشارات نی
کتاب حاضر تلاشی است در جهت روشنکردن خط سیر اندیشههای افلاطون و ارسطو دربارهی زیبایی و هنر، با ابتناء بر آثار اصلی آنها. تلاش نگارنده این است که خواننده، علاوه بر آشنایی با این آثار، با دیدگاههای این دو فیلسوف بزرگ دربارهی زیبایی و هنر و نتایج و پیامدهای اندیشهی آنان نیز آشنا شود. این پژوهش معلوم خواهد داشت که چگونه زیبایی، که نزد افلاطون شأنی متافیزیکی دارد، در ارسطو از عالم مثال به عالم واقع فرود میآید و بهنحو استقلالی در اشیاء و امور زیبا، از جمله آثار هنری، جای میگیرد و هنر نیز ذیل حکمت درآمده و در خدمت بهبود اوضاع زندگی فردی و جمعی مردمان قرار میگیرد. این تغییر البته از تغییرات کلی در مبانی اندیشهی این دو فیلسوف نشأت میگیرد. اگرچه عناصر اصلی زیباییشناسی یونانی، یعنی تناسب و تقارن و اعتدال، نزد هردوی این فیلسوفانِ بزرگ جایگاه خود را حفظ کرده و نیز غایتِ کلیِ فلسفهی هردوی این اندیشمندان معطوف به «خیر» است. مبنای کار در بررسی آراء افلاطون رسالههای «هیپیاس بزرگ»، «مهمانی»، «فایدروس»، «ایون»، «سوفیست»، کتابهای دوم و سوم و دهم جمهوری، و قوانین، و در ارسطو بوطیقا و کتاب هشتم سیاست بوده، هرچند به تناسبِ موضوعِ مورد بحث، سایر آثار مرتبط نیز مدنظر قرار گرفته است.
تیا دِنورا، استاد دانشگاه اکستر، بیگمان مهمترین چهرهی آکادمیک در حوزهی جامعهشناسی موسیقی در دهههای اخیر است که با پژوهشهای متنوع و بینرشتهای خویش سهم بسزایی در احیای این رشته داشته است. پس از آدورنوکوششی است در جهت تدوین برنامهای پژوهشی برای جامعهشناسی موسیقی تا به کمک آن بتوان سهم موسیقی را بر صورتبندی ساحتهای مختلف جامعه بررسی کرد. به همین منظور، دِنورا در کتاب حاضر، با بهرهگیری از میراث فکری آدورنو و همزمان نقد آنها، تفسیر تازهای از این حوزهی پژوهشی ارائه میدهد، و در این راه از میراث فکری صاحبنظرانی همچون هوارد بکر، لیدیا گر، کریستوفر اسمال، اروینگ گافمن، برونو لاتور بهره میبرد تا به جای نظریهپردازیهای کلان و غیرواقعی موسیقی را «در عمل» و در بطن موقعیتهای اجتماعی بررسی کند. ماحصل کار او به پژوهشگران یاری میرساند تا قدرت موسیقی را در گسترههای اجتماعی بسیار متنوع و حتی به صورت بینرشتهای تحلیل نمایند.
معرفی کتاب نظری اجمالی به اصول و قواعد بالینی در روانکاوی کودک (به انضمام موردی از شبادراری)
نویسنده در این کتاب به شرح تفصیلی و تحلیل جلسات روانکاوی دختربچّهای پنجسال و نیمه میپردازد که از شبادراری شکایت دارد. کرامت مولّلی نیز که سوپرویزیون این روانکاوی را بهعهده داشته در مقدّمهی خود به بحث در مورد اصول و قواعدی میپردازد که میبایستی در روانکاوی کودکان به کار گرفته شوند. این تأملات حاصل بیش از چهل سال کار بالینی با اطفال است و نشان میدهد که روانکاوی کودک تا چه حدّ پیچیده بوده مستلزم سالها تجربه و رعایت اصولی است که در صورت اهمال از آنها تمام ظرایف و زیروبمهای حیات نفسانی کودک نادیده گرفته خواهند شد.
با مطالعهی کتاب حاضر درمییابیم که کار بالینی با اطفال روش بالینی خاصّی است که به لحاظ مدیریّت جلسات بهمراتب امری حادّتر از روانکاوی افراد بزرگسال میباشد. چرا که هرگونه غفلتی از اصول مترتّب بر آن روانکاوی را تا سطح مشاوره و روانشناسی معمولی تنزّل داده خلاصی از عوارض (سمپتُمها) را جانشین درک و فهم راستینِ عالم کودک و ضمیر ناآگاه او خواهد کرد.
نظری اجمالی به اصول و قواعد بالینی در روانکاوی کودک (به انضمام موردی از شبادراری) - انتشارات نی
معرفی کتاب صدایی که شنیده نشد (نگرشهای اجتماعی ـ فرهنگی و توسعهی نامتوازن در ایران)
کتابی که در دست دارید، بخشی از تحقیقاتی است که در دههی ۵۰ شمسی با عنوان «طرح آیندهنگری» انجام شد. گذشت سالیان متمادی از زمان انجام این تحقیقات، ارزشهای آن را بیش از پیش آشکار کرد. این تحقیق از اولین نظرسنجیهای ملی در کشور است و اطلاعات منحصربهفرد تجربی از نگرش مردم در دههی ۵۰ شمسی بهدست میدهد، و نشان میدهد که چگونه در زیر پوست جامعه، جریان دینی در حال رشد بود. برای ما که در سالهای بعد از این تحقیق، شاهد انقلاب بودهایم، شاید جای شگفتی باشد که چگونه چنین علامتهایی دیده و صدای جامعهای که در این تحقیق پژواک یافته بود، شنیده نشد. این تحقیق هم از فضل تقدم در میان پیمایشهای اجتماعی برخوردار است و هم بهخاطر تصویری که از وضعیتِ نگرشیِ آن روزگار ارائه میکند، دارای اهمیت است. علاوه بر آن باید به پیوند دیدگاههای نظری و تحقیق تجربی اشاره کنیم که «آیندهنگری» به آن توجه جدی داشت. اکنون که چهار دهه از زمان انجام این تحقیق میگذرد، در موقعیتی قرار داریم که با فاصلهی عاطفی به نتایج بنگریم و تفسیری دقیقتر از شیوهی واکنش ذهنی و رفتاری جامعه به «نوسازی» ارائه کنیم. توضیح یک حادثهی روی داده با استفاده از یافتههای یک پژوهش، تمرینی برای شیوهی خواندن پژوهش است. شاید این شیوهی بازخوانی در خود نکتههای آموزندهای داشته باشد که چگونه میتوان یافتههای یک تحقیق را تفسیر کرد و از انکار یا پذیرش کلی تحقیق پرهیز کرد و یافتههای ناسازگار با شناخت متعارف را جدی گرفت.
صدایی که شنیده نشد (نگرشهای اجتماعی ـ فرهنگی و توسعهی نامتوازن در ایران) - انتشارات نی