معرفی کتاب ۱۰۰۰ نماد (در هنر و اسطوره شکل به چه معناست)
نمادها در ادبیات، افسانه، اسطوره و هنرهای بصری کاربرد فراوانی دارند. اما همهی نمادها نمود بصری ندارند، چرا که گاه نمادی آنچنان قدرتمند است که به تصویر درآوردنش یک تابو شده است. جهان نمادها دنیای استنتاج و پیشنهاد است، نه جهان واقعیات مادی و اظهارات صریح. تعریف سادهی نماد یعنی آنچه در فرهنگی خاص، معنای دیگری به خود میگیرد. به گفتهی یونگ: «نماد عبارت، نام یا حتی تصویری از اشیای زندگی روزمرهی ماست که علاوه بر معنای آشکار و متداول خود، معانی ضمنی مشخصی نیز دارد…»
۱۰۰۰ نماد (در هنر و اسطوره شکل به چه معناست) - انتشارات نی
باید اعتراف کرد که از زمان فروید بدینسو رابطهی هنر و روانکاوی رابطهای توأمان تنگاتنگ و معضل بوده است. همهکس میداند که هریک از این حوزهها رهآوردهای بینظیری برای دیگری داشته، اما گاهی روانکاوی متهم شده که چنان به شرح احوال هنرمندان پرداخته و نظریات بالینی خود را بیمحابا بر آثار هنری و ادبی اعمال کرده که لاجرم از درک مفهوم اثر هنری یا نسبت آن با دغدغههای اساسی حوزهی زیباشناسی درمانده است. آیا چنین است؟ بهراستی، لکان، که بیتردید شیفتهی هنر آوانگارد است اما همزمان در دل نظریهای کار میکند که علیرغم انقلابیبودن روحی کلاسیک دارد، در باب تلقی جدید از اصطلاح «اثر هنری» چگونه میاندیشد؟ مهمتر از آن، اساساً وجه اشتراک پرسشهای نظریهی هنر و پرسشهای بالینی روانکاوی چیست و این دو عرصه در کدام نقاط به یکدیگر میرسند و اصلاً چرا؟
نویسنده بیآنکه درصدد تحمیل این پرسشها به روانکاوی باشد، با شوروشوقی وافر به عالَم شگرف نظریات فروید و لکان سفر کرده و سفرنامهی او اینک مقابل روی دانشجویان هنر، رهروان روانکاوی و هنرمندان علاقهمند قرار گرفته است. کتاب حاضر البته نقشهی راهی برای گامهای بعدی نیز ارائه میکند. بدین امید که خوانندگان در انتها بهراحتی دریابند که برای مطالعهی دغدغههای پژوهشی خود دقیقاً به کدام متن یا سمینار مراجعه کنند.
حد تقریر (لکان، هنر و ادبیات) - انتشارات نی
جامعهشناسی هنر، دانشی «دوزیستی» متشکل از دو رکن هنر و جامعهشناسی است. هنر، واژهای با بار ارزشی، از زمرهی علوم انسانی است که سرشتی کیفیتگرا دارد. زیباشناسان و فیلسوفان هنر کوشیدهاند هنر را از زوایای سهگانهی هنر، هنرمند و مخاطب بنگرند و با صورتبندی تعاریفی عمدتاً ذاتشناسانه، پرسش کلی چیستی هنر را پاسخ گویند. جامعهشناسی علمی کمیتگراست که به مطالعهی اجتماع و نظامهای انسانی، روابط افراد با یکدیگر و با جامعه، نهادها و ساختارهای اجتماعی میپردازد، و نیز به موضوع ارتباطات انسانی و چگونگی انتقال و خلق معنی در بستر اجتماع، توجهی جدی دارد. جنبهی اخیر، در جامعهشناسی هنر حائز اهمیت محوری است. قیاس رویکرد علوم انسانی و علوم اجتماعی به هنر، که فصل مهمی از این کتاب است، بازگشایندهی دریچهی وسیعی به روی بحثهای جاریِ مطالعات فرهنگی و پژوهشهای هنری است که چالش گفتمانی زیباشناسی و جامعهشناسی هنر در سرلوحهی آن قرار دارد.
مجموعهی حاضر ضمن بررسی رهیافتها، نظریهها و گفتمانهایی که اساس مطالعات اجتماعی هنرها در زمانها و مکانهای گوناگون قرارگرفتهاند، اهمیت و نقش نهادهای اجتماعی، فرهنگی، دینی، سیاسی و اقتصادیِ تأثیرگذار بر آفرینش و بازآفرینی هنرها را به تحلیل و ارزیابی میگیرد و بر شیوههای خلق آثار هنری در بستر اجتماع و چگونگی ایجاد ارتباط میان هنرمندان و مخاطبان آثار هنری، و عرضه و فروش آنها، در دورههای مختلف نظر میکند. هنر و ایدئولوژی، هنر و اخلاق، بررسی پایگاه اجتماعی و اقتصای هنرمندان، نقش بازاریابان و منتقدان در کامیاب ساختن آثار هنری، نقش هنر در بازتولید منزلت اجتماعی، تحقیق دربارهی ریشههای اجتماعی معیارهای ذوق و داوری و نیز عوامل اجتماعی تفسیرها و ارزیابیهای هنری، و دیگر دستاوردهای جامعهشناسی هنر در عرصههای نظری و عملی از زمرهی بحثهای این مجموعه است.
اندیشهٔ فرهنگ عرصهای است پایانناپذیر که هرچه بیشتر به آن بپردازی به همان میزان نیز توجه میطلبد. اندیشهٔ فرهنگ یعنی از راه فرهنگ اندیشیدن. اندیشهٔ فرهنگ همانگونه که سبکی است علمی و مبتنی بر دانش عام و دانشهای خاص و تعریفپذیر، در همانحال نیز نوعی عرفان است، چراغ راه سالک است.
کتاب حاضر کوششی است دیگر از همین نویسنده به قصد برپایی رشتهٔ دانشگاهی مستقلی، به نام «فرهنگشناسی». این کتاب در اساس به دو مفهوم فرهنگ و تمدن میپردازد و شناساندن و نقد و سنجش اندیشههایی متفاوت و همسو و مخالف را هدف میگیرد. از این گذشته چند رویکرد دانشگاهی و سازمانیافته و آکادمیک را در انگلستان، در امریکا و در آلمان معرفی میکند و متفکران این سه حوزه و مکاتب آنها را با نگرشی تازه به خوانندهٔ فارسیزبان میشناساند. در هر سه حوزه و مکتب اندیشهٔ فرهنگ آمیخته است با فکر و رویکرد تمدنی. نویسنده بر این باور است که گرچه در حال حاضر حتی بسیاری از نویسندگان و متفکران، دو مفهوم فرهنگ و تمدن را بهجای هم بهکار میبرند بهتدریج باید میان این دو مفهوم بیش از حد کنونی به تفاوتگذاری علاقه نشان داد تا امکان بررسیهایی مستقل در هر یک از این دو زمینه فراهم آید. طبیعی است که هرگونه کوششی از این دست ناچار باید به پیشینههای مشترک و استنباطات همسو نیز اشاره کند و براساس توجه به سرنوشتهای آغازین، طراحی مسیری تازه را پی بگیرد.
کتاب حاضر میکوشد افقی تازه در مباحث علوم انسانی در عرصهٔ زبان فارسی و نظام دانشگاهی در ایران بگشاید و درضمن خود نیز با اندیشههایی فرهنگی در همین عرصه سهم بگیرد.
روانکاوی امروزه در ایران همچو بازار شامی است که نمیتوان در آن غثّ و سمین را از هم تشخیص داد. بسیارند که تحت نام روانکاو بیش از آنکه به آلام روحی دردمندان بپردازند به سوداگری مالی و امیال نازل خود نظر دارند. نویسنده نخست بر آن است تا شرایط ملّیـفرهنگیِ یکچنین پدیداری را بلحاظ تاریخی مورد تأمّل قرار داده در افق آن خاصّه به نسبت مخدوش اصحاب قلم با امر خطیر زبان بپردازد. چراکه امروزه زبان فارسی مشوب به رابطهای تصنّعی و مملو از ترکیبات «مندرآوردی» است که هم از زبان کوچه و بازار بدور افتاده و هم از زبان آباء و اجدادمان.
زبان کتاب که حاصل تحقیقات و تجارب حرفهای نویسنده در زمانی نزدیک به نیمقرن میباشد حاکی از آنست که مفاهیم روانکاوی را نمیتوان بمثابه کالاهای لوکسی دانست که گوئی مستقیماً از فرنگ وارد شدهاند. حالآنکه روانکاوی طیّ طریقی است صادقانه که دور از هرگونه تمسک به عقل و خردی خشک و بیروح موجب آگاهی قلبی فرد نسبت به سرگذشت، معضلات روحی و حیات باطنی خود میگردد.
کتاب حاضر طرحی است مقدّماتی جهت تدوین دایرةالمعارفی جامعتر که به مفاهیم روانکاوی پرداخته پیدایش، سوابق، تحوّل تاریخی و بخصوص وجه بالینی آنها را مورد مطالعه قرار دهد.
دایرةالمعارف روانکاوی فروید ــ لکان (جلد اول: الف) - انتشارات نی