زیرزمین کوستوریتسا در بوته نقد سیاسی (با مقالههایی از آلن فینکل کراوات اسلاوی ژیژک و دینا یوردانووا)
زيرزمين را براي اولينبار که ديديم، همه شيفتهاش شديم و کسي به معناهاي سياسي و ايدئولوژيک فيلم فکر نکرد. پرداخت سينمايي فوقالعادهي فيلم، بازي پرشورِ بازيگرانش و مهمتر از همه ترکيب غريب موسيقي و قصه در آن مسحورکننده بود ــ و هنوز هست. پرداخت کارتونوار حوادثِ فيالواقع تلخ، يادآور فليني است و به هم آميختگي گاهگاهي رويدادهاي فراواقع با واقعگرايي، رئاليسم جادويي را به ذهن ميآورد. فيلم در نخستين سکانس خود که آميزهاي است از موسيقي پرشور سازهاي بادي و سرمستي فاسد بعد از يک چپاول موفق و سپس بمباران و جنگ، ميخ خود را ميکوبد و تا پايان بدون اينکه نفس کم بياورد، سه ساعت ميتازد.
چرا به ذهن ما آدمهاي «معصوم» سينمادوست و انساندوست خطور نميکرد که سازندهي فيلم به نژادپرستي و دفاع از کشتارهاي جمعي متهم شود؟