ابله
معرفی کتاب
رمان «ابله» یک از آثار برجسته فئودور داستایفسکی است که در سالهای ۱۸۶۸–۱۸۶۹ به زبان روسی منتشر شد. داستایفسکی این رمان را شخصیترین رمان خود نامیده است و در آن بخشی از تجربیات خود را بیان کرده است. در رمان ابله داستایوفسکی با الهام از تصویری از رنج مسیح، شروع به خلق قهرمانی با «روحی زیبا» و پیگیری سرنوشت چنین فردی در هنگام تماس با واقعیت بیرحمانه جامعه معاصرش میکند. کتاب ابله درواقع داستان رویارویی شخصیتهای جوان طبقه مرفه روسیه است که از سر عشق یا غرور درگیر عواطف و فشارهای روحی میشوند و در تلاشند موقعیت خود را مستحکم کنند. رمان زمانی شروع می شود که شاهزاده میشکین بی گناه مبتلا به صرع به سن پترزبورگ می رسد و خود را در شبکه ای از روابط خشونت آمیز و پرشور می بیند که منجر به باج گیری، خیانت و در نهایت قتل می شود. قهرمان داستان، پرنس میشکین به عنوان شخصیتی معرفی میشود که ذاتا سادهدل است و به هر کس اعتماد میکند؛ به اضافه اینکه اقامت طولانیاش در آسایشگاه سوییسی باعث بیتجربگی اش در زندگی شده است. به همین دلیل همه او را ابتدا ابله میدانند اما با گذشت زمان احترام همه را به خود جلب میکند. جالب است بدانید معمولا خوانندگان پس از خواندن این کتاب به دو دسته تقسیم میشوند آنهایی که آن را بهترین اثر داستایفسکی میدانند و آنهایی که رمان ابله را کتابی بهم ریخته و بدون ساختار میدانند.پانصد میلیون ثروت بانو بیگم
سارازن، پزشک فرانسوی، مطلع میشود، صاحب ارثیۀ هنگفتی از سوی شخصی به نام «بانو بیگم» شده. او وقتی این خبر را میشنود، شروع به رویابافی میکند، تا اینکه سر و کلۀ ورثۀ دیگری پیدا میشود. آقای پروفسور شولتز، آنطور که ادعا میکند، نوۀ خواهر بزرگ مرحومه بیگم است. پروفسور شولتز که آلمانیای متعصب است دوست ندارد این ارثیه به این راحتیها نصیب رقیب فرانسویاش شود، بنابراین وارد عمل میشود. در نهایت، ارثیه بین سارازان و شولتز تقسیم میشود. هرکدام از آنها با توجه به رؤیایی که در سر دارند برای این پول نقشههایی میکشند.
ژول ورن زمانی این اثر را به رشته تحریر درمیآورد که آلمان به خاک فرانسه حمله و بخشی از آن را تصرف کرده.
انتشارات ققنوس در نظر دارد تمام آثار ژول ورن را به صورت مجموعهای کامل منتشر کند. پانصد میلیون ثروت بانو بیگم اولین بار است که به فارسی ترجمه میشود.