مستاجر
معرفی کتاب مستاجر اثر رولان توپور
مستأجر رمانی است نوشته ی رولاند توپور، نویسنده ی فرانسوی زبان . مستأجر که در اصل در فرانسه در سال 1964 منتشر شد ، داستان یک پاریسی تبار لهستانی است ، کاوش در بیگانگی و هویت ،در مورد این سوال که ما چگونه خودمان خودمان را تعریف می کنیم .
ترلکوفسکی مستاجری که به خانه ی جدیدش پا می گذارد. خانه ای که مستاجر قبلی آن خودکشی کرده است. او کم کم به عجیب و غریب بودن همسایه ها و محیط آپارتمان پی می برد و ...
در یک سطح ، مستاجر داستان ارواح است ، داستانی در مورد تسخیر .
در سطح دیگر ، این داستان، مطالعه ی روانشناختی انسان است ، انسانی که در دنیای خصمانه ی نیروهای غیب و نامفهوم که کمر به نابودی او بسته اند گرفتار شده است. سرانجام ، مستأجر ممکن است در مورد مسئله بیگانگی فرد در جهانی ناشناس ، شهری متمدن اما بیگانه باشد.
به هر حال ، رولان توپور ، نویسنده جوان فرانسوی ، کافکا و احتمالا پو و هیچکاک را بخوبی می شناسد. بسیاری از صحنه های مستاجر ، در واقع ، کیفیت کابوس وار کتاب ، انسان را به یاد رمان های محاکمه، قصر و به ویژه مسخ می اندازد.
مستأجر وقایع هولناک و جذابی که به جنون می رسد را نشان می دهد ، زیرا ترلکوفسکی از نظر آسیب شناسی یک بیگانه اسن در آن محیط ، که با یک خودکشی معمایی که حضورش در آپارتمان جدید او به شدت حس می شود ، درگیر می شود. مستاجر بیش از آنکه یک داستان در مورد تسخیر روح باشد ، رمانی درباره کاوش اعماق گناه ، پارانویا ، و وسواس جنسی است.
فیلمی با اقتباس از این کتاب توسط رومن پولانسکی در سال 1976 ساخته شد که خودش هم نقش اول آن را بازی می کرد.
بیرون در
کتاب «بیرون در» رمانی نفسگیر از محمود دولتآبادی است. شخصیت اصلی این رمان زنی سیوپنجساله به نام آفاق است. نویسنده برشی کوتاه از زندگی آفاق را در کشاکش روزهای پس از انقلاب روایت کرده است.
مخاطب در این رمان به همراه شخصیت اصلی در جستوجوی مردی است که آفاق دیدار کوتاهی با او داشته و اکنون درصدد پیبردن به دلیل این ملاقات است.
جنس روایت این رمان صد و چهل و چهار صفحهای متفاوت است. طوری که یکسره و بیتوقف داستان میگوید و حتی فصلبندی ندارد.
با شروع مطالعهی کتاب، ناگهان به وسط داستان پرت میشوید و به تدریج باید باحوصله، تکههای گمشدهی این پازل را بیابید و کنار هم بچینید.
دولتآبادی، متولد ۱۳۱۹و خالق رمان بلند دهجلدی کلیدر است. او نویسندهای رئالیست است و شخصیتهای آثارش غالبا با موضوعاتی چون جنگ و دیگر مسائل تاریخی و سیاسی دست به گریباناند.
اگر به سبک نویسندگی محمود دولتآبادی علاقه دارید، بیشک از خواندن این کتاب لذت خواهید برد.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «این هم صبح. صبح آمد و روشنایی پهن شد روی درودیوار حیاطی که یک لنگه از در قدیمی فلزیاش کج -همچنان کج نیمهباز بود - انگار که باقی مانده بود نیمهباز چنان که لنگهی سنگین در خودش را فروانداخته بود و نیمی از لبهی پایینیاش گیر کرده بود توی زمین و خیلی زور میخواست که آن را از زمین جدا کنی و بکوشی چفتوجفتش کنی به لنگهی سالم ایستاده که آن لنگه هم در جای خود خشک شده بود و ده سانتی خاکوگل خشکیده آن را توی خودش قالب گرفته، بینیاز انگار به بازوبسته شدن.»
يادداشتهايي درباره كافكا
کافکا را شايد تاکنون هيچکس به گستردگي آدورنو تفسير نکرده باشد. فارغ از آنکه تا چه اندازه با گفتههاي او درباره نويسنده نامور آلمانيزبان موافق باشيم، وسعت پهنهاي که وي در آن، معنا و تا حدودي صورت آثار کافکا را شرح ميدهد، تحسيننبرانگيز است. تصويري که "يادداشتهايي دربارهي کافکا" در مجموع از خالق محاکمه و قصر ميسازد، متشکّل است از قطعاتي پرشمار که هر يک وجهي از هنر و انديشهي وي را بازتاب ميدهد و او را با شخصيت يا مکتبي مرتبط ميکند. مشکل بتوان خوانندهي صاحبنظري جست که براي همهي اين قطعات اصالت قائل باشد، امّا کثرت آنها يحتمل نزد هيچيک از شارحان و مفسّران کافکا يافت نشود. همين نکته از اسباب شهرت و اهمّيت کمنظير متن حاضر در تاريخ نقد کافکاست.
شاعر آينهها (بررسي سبك هندي و شعر بيدل)
کتاب شاعر آينهها (بررسي سبك هندي و شعر بيدل): «همزبانان ما در خارج از مرزهاي كنوني ايران، و همهي كساني كه فرهنگ و سنت ادبي آنان با سنت شعر فارسي مرتبط است، بيدل را در كنار حافظ و در مواردي بيشتر از حافظ ميپسندند...». اما همهي دوستداران شعر آمادگي كامل براي براي لذت بردن از شعر او ندارند. چرا كه شعر بيدل معماري جديدي است با هندسهي ويژهي خويش؛ و براي لذت بردن از شعر او بايد با رمزها و كليدهاي خاص شعر او و سنت ادبيِ پيرامون آن آشنايي داشت. كتاب حاضر ميكوشد خواننده را با همين رمزها و سنت ادبي آشنا سازد. مؤلف همچنين گزيدهاي از اشعار او فراهم آورده كه ميتواند آغازي باشد براي ورود به دنياي شعر بيدل.
ساده دل
کتاب"ساده دل" نوشته "ولتر" که در سه روز نوشته به نثر درآمده ، شاهکاری است که با طنز دغدغه های اصلی انسان امروزی را بیان نموده است . در واقع "ولتر" در کار"ساده دل" به نثر درآمده در قرن هجدهم ابعاد وجودی انسان کنونی را دربر می گیرد. انسانی که به دنبال خوشبختی و رضایت است ولی آن را نه در پول نه در رفاه زمینی ویا حتی رسیدن به معشوق نمی یابد.پس خوشبختی کجاست؟
"ولتر"در سرتاسر کتاب "ساده دل"اثری مفرح و همزمان بی رحم و ویرانگر رقم میزند، کیفیت هایی که شاید آسان تر از آنچه فکرش را میتوان کرد را در این کتاب کم حجم کنار یکدیگر قرار بدهد و همین دو جنبه ی متناقض و ناسازگار را زندگی غریبی را شکل می دهد. در "ساده دل"جملات بسیار هوشمندانه وجود دارد که انسان را دراندیشه فرو می برد. مقابله با این شکل از تفکر، که از دید"ولتر" هر بلایی به سرانسان بیاید باز بدتر آن هم وجود دارد پس بهترین حالت ممکن، همان چیزی است که پیش آمده در واقع سرنخ هایی است برای تعقل واندیشیدن.
آسمان هفتم
کتاب آسمان هفتم، آخرین اثر نجیب محفوظ است، این کتاب که شامل دست نوشته های او می باشد، پس از مرگ وی توسط فرزندش به انتشار رسید. این کتاب شامل 236 داستان کوتاه است که با نگاهی روانکاوانه انسان را برای کشف حقایق زندگی و رمز و راز روح به تفکر وا می دارد.
در حالی که گرسنگی به من فشار میآورد با دوچرخه به هر طرف میرفتم، در جستوجوی رستورانی ارزان قیمت بودم که با درآمد محدود من همخوانی داشته باشد. اما همه جا بسته بود. به سمت میدان، و ساعت وسط آنکه نگاه کردم دوستم را دیدم که زیر آن ایستاده بود، با اشاره به من گفت که پیشش بروم. با دوچرخه به سمت او رفتم و وقتی متوجه موضوع شد از من خواست دوچرخه را به او بسپارم تا راحتتر دنبال غذا بگردم، من هم پیشنهادش را عملی کردم و در حالی که به دنبال غذاخوری میگشتم ضعف و گرسنگی بیشتر به من فشار میآورد. در یأس و ناامیدی و فشار گرسنگی به سمت رستوران«خانواده« رفتم با اینکه میدانستم گران است. صاحب رستوران کنار در ورودی که پردهای به آن زده بودند ایستاده بود. با کنار زدن پرده مشخص شد که سالن رستوران، چیزی جز یک خرابه پر از آشغال نبود، با دلخوری پرسیدم: چه اتفاقیافتاده؟
مرد گفت: زود برو کبابی الشباب شاید قبل از اینکه تعطیل کند به آنجا برسی.
من هم وقت تلف نکردم و با سرعت به میدان ساعت برگشتم، اما نه از دوچرخه خبری بود نه از دوستم
قزاق ها
کتاب «قزاقها» نوشتهی «لئون تولستوی» نخستین بار در سال ۱۸۶۳ به چاپ رسید. این رمان جذاب و خواندنی که نویسنده با الهام از تجربیات خود نوشته است، به زندگی جوانی به نام النین میپردازد. او که ساکن مسکوست که به ارتش روسیه ملحق میشود و به مناطق مرزی قفقاز سفر میکند.
النین که در تلاش است به زندگی در میان قزاقها عادت کند به دختری علاقهمند میشود و این موضوع، او را گرفتار مشکلات بیشتری میسازد. رمان جذاب و خواندنی «قزاقها» نیز مانند سایر آثار «لئون تولستوی» نگاه فلسفی عمیقی دارد و این نویسنده با روایت داستانی پرکشش و شخصیتهایی پیچیده، ذهنتان را درگیر خود میکند.
لنين بدون نقاب
کتاب لنین بدون نقاب یکی از مجموعه اثار دیوید شوب است. نویسنده ی کتاب حاضر که خود از اعضای فعال حزب سوسیال دمکرات روسیه در اوایل قرن بیستم و از یاران و همکاران نزدیک لنین در سال های قبل از انقلاب بوده است، در کمال بی طرفی چهره ی حقیقی لنین (اولین بنیانگذار حکومت سوسیالیستی جهان)، انقلاب روسیه و انگیزه های این انقلاب را به تصویر می کشد، همچنین چگونگی انقلاب بلشویکی 1917 و پیامدهای آن را تجزیه و تحلیل می کند.