هنگامی که کسی میپرسد فلسفه به چه کار میآید، پاسخ باید ستیزهجویانه باشد، چرا که پرسش کنایهآمیز و نیشدار است. فلسفه نه به دولت خدمت میکند و نه به کلیسا، که هر دو دغدغههای دیگری دارند. فلسفه به خدمتِ هیچ قوهی مستقری درنمیآید. کارِ فلسفه ناراحتکردن است. فلسفهای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست. کارِ فلسفه آزردنِ حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرمآور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشاکردن پستیهای اندیشه در تمامی اَشکالش. آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقدِ تمامیِ رازآمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند، همت گمارد؟
مجموعهی پیشرو گزیدهای است از نوشتههای اوتفرید هوفه، یکی از برجستهترین کانتشناسان امروز، دربارهی مبانی فلسفهی عملی ایمانوئل کانت. هوفه در هفت بهره به بررسی و واگشایی سیستماتیک مهمترین مفاهیم بنیادی و وجوه شاخص فلسفهی اخلاق، حق، تاریخ، دین و نظریهی صلح جهانی کانت میپردازد، مناسبات این حوزهها را با یکدیگر آشکار میکند و توان فلسفی آنها را در قیاس با دیگر مکاتب نافذ فلسفهی عملی میآزماید. بخش عمدهی نوشتههای گردآوریشده در این مجموعه در بسیاری از گروههای فلسفهی آلمانیزبان بهعنوان متون درسی پایه مورد استفاده قرار میگیرد. این مجلد همچنین شامل گزارشی تاریخی از جایگاه فلسفهی عملی کانت در دهههای گذشته و هماکنون، اصطلاحنامهای توضیحی برای درک دقیقتر برخی از مفاهیم فلسفهی عملی او و کتابشناسی بهنسبت مفصلی از اهم آثار کانت پژوهی از سوی مترجم است.
قانون اخلاقی در درون من (درآمدی بر فلسفهٔ عملی ایمانوئل کانت) - انتشارات نی
معرفی کتاب تولد زیست سیاست (درسگفتارهای کلژ دو فرانس)
انتشار متنِ فرانسوی درسهای کُلژ دوفرانس ظاهراً برای نخستینبار در سال ۱۹۹۹ از سوی انتشارات گالیمار آغاز شد. انتشار متن انگلیسی آنها نیز چند سال بعد به قلم مترجمان مختلف، ازجمله گراهام برچل و دیوید ماسی، آغاز شد. تبارشناسی یا آنالیتیکسِ قدرتِ بهکارگرفتهشده در این درسها، هیچ میدانی را از حفّاریهای زیر و رو کنندهاش مستثنا نمیکند: امنیت، استعمار، ملیّت، نژاد و عقبه قومی، سکس، تربیت و پایش کودکان، جنون و اختلال روانی، سوبژکتیویته، حقیقتمندی، فاشیسم، لیبرالیسمهای اروپایی و امریکایی، دولت و ترفندهای مراقبت از اتباع، کنترلِ موالید، کُشتن و زندهگذاشتن، فرماسیون سرمایهداری، تنبیه و کیفر، و جنگ که خود مدل جامعه انسانهایی است که روابطی جنگآسا دارند. زیستقدرت فوکویی، عبارت است از سیطرهی قدرت بر زندگی. مقصود از زیستقدرت، دستیابی قدرت به انسان به منزلهی موجودی زنده است، بهطوری که امر زیستی زیر کنترلِ دولت قرار گرفته، و دستکم، گرایشی به کنترل دولتی امر زیستی بهوجود آمده است. این یکی از اساسیترین پدیدههایی است که فوکو شکلهایی از آن را در قرن نوزده، و در میانپردههای ظُلمانیِ قرن طولانی بیستم، در استالینیسم و فاشیسم، مینمایاند. در مورد میزان وفاداری جورجو آگامبن، آنتونیو نگری، مایکل هارت، پل رابینو، دانا هاراوی، پاسکوئاله پاسکوئینو، آلبرتو توسکانو، ویلیام کونولی و طیف وسیعی از اندیشمندان این نسل به میشل فوکو، بر پایه درسگفتارهای مربوط به زیستقدرت و زیستسیاست بهتر میتوان داوری کرد.
تولد زیست سیاست (درسگفتارهای کلژ دو فرانس) - انتشارات نی
معرفی کتاب تاریخ فلسفه سیاسی (جلد سوم) (از ماکیاولی تا منتسکیو)
تاریخ فلسفهی سیاسی، علاوه بر اینکه به ما کمک میکند اصل و ریشهی خودمان را فهم کنیم، بصیرتی اساسی برای فهم دلایل اینکه چرا دیدگاههای فعلیمان را داریم به ما میدهد. با مقایسهی اندیشههای خودمان با اندیشههای گذشتگان، میتوانیم مفروضات حیاتی دربارهی سؤالات فلسفی گستردهتر دربارهی ماهیت واقعیت، هستی، احتمال دستیافتن به نوعی از شناخت، شناختپذیری حقیقت اخلاقی، طبیعت انسان، و احتمال بهبود و کمال بخشیدن به انسان را دریابیم. فلسفهی سیاسی یک رشتهی اشتقاقی است. اندیشههای سیاسی هر متفکّری سخت تحتتأثیر پاسخهایی است که به این سؤالات غائی میدهد. بنابراین، اگر متفکری دیدگاه خاصی دربارهی طبیعت انسان یا حقیقت اخلاقی دارد، این دیدگاه، عمیقاً بر آن صورت سازمان سیاسی که مرجّح میدارد تأثیر میگذارد. با وارسی طیفی از فلسفههای سیاسی که دیدگاههای مختلفی را دربارهی جهان سیاسی عرضه میکنند و در ضمن پاسخهای مختلفی که به این سؤالهای غائی میدهند، به فهم ارتباطهای میان اجزاء یک فلسفهی سیاسی معین نائل میشویم و میفهمیم چگونه میان این اجزاء کنش و واکنش وجود دارد و چه کارکردی پیدا میکنند. اندیشههای سیاسی ما تصادفی نیستند. این اندیشهها از عناصر بنیادین جهانبینی کلّی ما نشئت میگیرند. رسیدن به بصیرتی ژرفتر دربارهی اینکه چرا ما چنین فکر میکنیم به ما کمک میکند که در مفاهیم سیاسیمان دقیق شویم و احتمالاً در آنها تجدیدنظری بکنیم.
تاریخ فلسفه سیاسی (جلد سوم) (از ماکیاولی تا منتسکیو) - انتشارات نی
معرفی کتاب تاریخ فلسفه سیاسی (جلد دوم) (قرون وسطا)
تاریخ فلسفهی سیاسی، علاوه بر اینکه به ما کمک میکند اصل و ریشهی خودمان را فهم کنیم، بصیرتی اساسی برای فهم دلایل اینکه چرا دیدگاههای فعلیمان را داریم به ما میدهد. با مقایسهی اندیشههای خودمان با اندیشههای گذشتگان، میتوانیم مفروضات حیاتی دربارهی سؤالات فلسفی گستردهتر دربارهی ماهیت واقعیت، هستی، احتمال دستیافتن به نوعی از شناخت، شناختپذیری حقیقت اخلاقی، طبیعت انسان، و احتمال بهبود و کمال بخشیدن به انسان را دریابیم. فلسفهی سیاسی یک رشتهی اشتقاقی است. اندیشههای سیاسی هر متفکّری سخت تحتتأثیر پاسخهایی است که به این سؤالات غائی میدهد. بنابراین، اگر متفکری دیدگاه خاصی دربارهی طبیعت انسان یا حقیقت اخلاقی دارد، این دیدگاه، عمیقاً بر آن صورت سازمان سیاسی که مرجّح میدارد تأثیر میگذارد. با وارسی طیفی از فلسفههای سیاسی که دیدگاههای مختلفی را دربارهی جهان سیاسی عرضه میکنند و در ضمن پاسخهای مختلفی که به این سؤالهای غائی میدهند، به فهم ارتباطهای میان اجزاء یک فلسفهی سیاسی معین نائل میشویم و میفهمیم چگونه میان این اجزاء کنش و واکنش وجود دارد و چه کارکردی پیدا میکنند. اندیشههای سیاسی ما تصادفی نیستند. این اندیشهها از عناصر بنیادین جهانبینی کلّی ما نشئت میگیرند. رسیدن به بصیرتی ژرفتر دربارهی اینکه چرا ما چنین فکر میکنیم به ما کمک میکند که در مفاهیم سیاسیمان دقیق شویم و احتمالاً در آنها تجدیدنظری بکنیم.
تاریخ فلسفه سیاسی (جلد دوم) (قرون وسطا) - انتشارات نی
اندیشه که دورترین بازآغازیدنها نویدش را داده است، قرار نیست بیاید. اندیشه همینجاست، در متنهای دلوز، جهنده و رقصان در برابر ما، در میان ما؛ اندیشهی تناسلی، اندیشهی اشتدادی، اندیشهی آریگو، اندیشهی نامقولی ـ همهی چهرههایی که ما نمیشناسیم، نقابهایی که هرگز ندیدهبودیم؛ تفاوت که هیچچیز امکان پیشبینیکردناش را نمیدهد و بااینحال موجب میشود افلاطون، دانز اسکوتس، اسپینوزا، لایبنیتس، کانت و همهی فیلسوفان همچون نقابهاینقابهایش بازآیند. فلسفه نه بهمنزلهی اندیشه، بلکه بهمنزلهی تئاتر: تئاتر تقلیدبازیها بر صحنههای بسگانه، گریزان و آنی که در آن حرکات بیآنکه دیده شوند، به یکدیگر نشانه میدهند؛ تئاتری که در آن در زیر نقابِ سقراط، بهناگاه سوفیست قهقه میزند؛ تئاتری که در آن وجههای اسپینوزا دایرهای مرکززدوده را رسم میکنند، درحالیکه جوهر همچون سیارهای دیوانه بر گرد آنها میچرخد؛ تئاتری که در آن فیشتهی لنگ اعلام میکند: «منِ ترکخورده ≠ خودمِ منحلشده»؛ تئاتری که در آن لایبنیتس رسیده به رأس هرم، در تیرگی تشخیص میدهد که آن موسیقیِ آسمانیْ پیرو لونر است. در اتاقکِ نگهبانیِ لوگزامبورگ، دانز اسکوتس سرش را از پنجرهی مدور میگذراند؛ او سیبیلهایی انبوه دارد؛ اینها سیبیلهای نیچهاند که به کلوسوفسکی تغییر چهره دادهاند.
تئاتر فلسفه (گزیدهای از درسگفتارها، کوتاهنوشتها، گفتوگوها و ...) - انتشارات نی
اسلاوُی ژیژک، این فیلسوف، منتقد فرهنگی و کوشندهی سیاسی، چارچوب مسحورکنندهی تازهای برای نگرش به نیروهای خشونت در جهان ما بهدست میدهد. وی با دستمایه قرار دادن تاریخ، فلسفه، کتابها، فیلمها، روانپزشکی لکان و لطیفهها به بررسی شیوههای فهم و بدفهمی خشونت میپردازد.
ژیژک با استفاده از بینش فرهنگی بیمانند خود تبیین تازهای از شورشهای سال ۲۰۰۵ پاریس ارائه میکند؛ در سهلگیری نسبت به خشونت که براساس انساندوستی انجام میشود تردید روا میدارد و به شکلی جسورانه به تأمل دربارهی تصویر قدرتمند و عزم جزم تروریستهای روزگار حاضر مینشیند.
به گفتهی ژیژک خشونت سه شکل دارد: کنشگرانه (جنایت، ارعاب)، کنشپذیرانه (نژادپرستی، نفرتپراکنی، تبعیض) و سیستمی (تأثیرات فاجعهبار نظامهای اقتصادی و سیاسی)؛ و غالباً یکی از شکلهای خشونت مانع از دیده شدن دیگر شکلهای آن میشود و بدین ترتیب مسائل پیچیدهای پدید میآید.
آیا پیدایش سرمایهداری و در واقع تمدن بیش از آن که جلوی خشونت را بگیرد سبب خشونت نمیشود؟ آیا مفهوم سادهی «همسایه» آبستن خشونت است؟ آیا ممکن است شکل مناسب اقدام بر ضد خشونت در زمانهٔ ما صرفاً تعمق و اندیشیدن باشد؟
ژیژک از این پرسشها و پرسشهای دیگری که به همین اندازه اندیشمندانه است آغاز میکند و در اثری که جایگاه او را بهعنوان یکی از پردانشترین و فتنهانگیزترین اندیشمندان دوران نو تحکیم خواهد کرد به بحث دربارهی خشونتِ سرشته شده در ذات جهانیشدن، سرمایهداری، بنیادگرایی، و زبان میپردازد.
ده سالی است که «گفتمان» واژهای مد روز شده است. آن را بیهدف و غالباً بیآنکه تعریف کنند در متنها و بحثهای علمی بهکار میگیرند. اکنون گفتمان به واژهای مبهم و گاه بیمعنا بدل شده است که حتی زمانی که آن را با دقت بهکار میبرند در هر بستری معنایی متفاوت دارد. اما در بسیاری از موارد منظور از «گفتمان» این است که زبان در چارچوب قالبهایی ساختاربندی شده و مردم به هنگام مشارکت در حوزههای مختلف حیات اجتماعی در گفتار خود از این قالبها تبعیت میکنند.
و در این جستوجو بهسرعت درخواهیم یافت که تحلیل گفتمان نه یک رویکرد واحد بلکه مجموعهای از رویکردهای میانرشتهای است که میتوان از آنها در انواع گوناگون مطالعهها و برای کندوکاو در قلمروهای مختلف اجتماعی استفاده کرد. در ضمن، هیچ اجماع روشنی دربارهی چیستی گفتمانها و نحوهی عملکرد و نحوهی تحلیل آنها وجود ندارد.