تجربهگرایی چیست و چه نسبتی با سوبژکتیویته دارد؟ تجربهگرایی آنگونه که در این کتاب به کار رفته مفهومی بیشتر سیاسی است تا معرفتشناختی. سرشتِ تجربهگراییِ معرفتشناختی را ژان لاک با این اصل که «همهی شناخت ما درنهایت از تجربه نشئت میگیرد» تعین بخشید. این اصل در قالبِ یک هنجار قرار است همچون معیاری برای شناساییِ معرفتِ راستین به کار آید. اما تجربهگراییِ سیاسی به جای جستوجوی هنجارهایی از این دست، نفس ِ هنجار را به مسئله بدل میکند: هنجارها چگونه شکل میگیرند؟ تجربهگرایی سیاسی نه فرمانی با این مضمون که «باید در محدودهی دادههای تجربی باقی ماند»، بلکه پرسشی است در بابِ اینکه چگونه دادهها پشت سر گذاشته میشوند. مسئله نه جستوجوی ملاکی برای توجیهِ صدقِ باور و نقدِ باورهای ناموجه، بلکه چگونگیِ شکلگیریِ باور بهمنزلهی فراتر رفتن از امر دادهشده (donn) است. دادهها به خودیِ خود هیچ نسبتی را اقتضا نمیکنند، با تحلیلِ یک داده نمیتوان نسبتِ آن را با دادهای دیگر استنتاج کرد، به بیانِ دیگر نسبتْ درونیِ طرفینِ نسبت نیست. در این معنا، جهان تجربهگرایی جهانی است که در آن «حرف ربطِ «و» درونبودگیِ فعلِ «است» را از تخت سلطنت به زیر میکشد، جهانی که در آن خودِ اندیشه در نسبتی بنیادین است با خارج.»
تجربهگرایی و سوبژکتیویته (پژوهش در باب طبیعت انسانی بر حسب نظر هیوم) - انتشارات نی
معرفی کتاب آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپارشدن از لایبنیتس
جلد ۲۶ مجموعه آثار هایدگر متن درسگفتاری است که در تابستان ۱۹۲۸ تحت عنوان «منطق» در ماربورگ ارائه شده است. هایدگر بر این باور است که نزد لایبنیتس نهتنها سنت باستانی و قرون وسطاییِ منطق در یک صورت جدید تجمیع میشود، بلکه او همزمان به تکانهای برای پرسشگریهای نو در منطق تبدیل میگردد. هایدگر بر همین اساس در این درسگفتار میکوشد با مبنا قراردادن تفکر لایبنیتس، خصوصاً نظریة حکم و اصل بنیاد او، مبانی متافیزیکی منطق را نمایان سازد، و از این طریق منطق را فلسفی کند. در تفسیر هایدگر روشن میشود که چگونه مفاهیم منطقی به اگزیستانس بشری و مسئلة آزادی گره خوردهاند.
پدیدارشناسی روح، شناختهشدهترین اثر هگل، از زمان انتشارش در ۱۸۰۷ تا به امروز پیوسته تأثیری ژرف بر متفکران مختلف گذاشته است؛ از فوئرباخ و مارکس گرفته تا هایدگر و آدورنو و دریدا. این اثر، در عین حال، یکی از دشوارفهمترین متون تاریخ فلسفه است و همواره مطالعه و پیگیری روند آن برای خوانندگان مسئلهساز بوده. هدف هولگیت در این کتاب فراهم آوردن راهنمایی است برای خواندن پدیدارشناسی. او میکوشد گام به گام سیر استدلالی پدیدارشناسی را روشن سازد و نشان دهد چگونه هر مرحله از تکوین آگاهی در نهایت به بنبست میرسد و چگونه از بطن آن مرحلهای تازه سربرمیآورد؛ تکوینی که خود برآمده از منطق درونیِ تجربهٔ آگاهی است. کتاب پدیدارشناسی روح هگل؛ راهنمای خواننده شرحی است گام به گام و راهگشا که مطالعه و فهم اثر سترگ هگل را برای ما دسترسپذیرتر میسازد.
این کتاب با شرحهای معمول بر آثار اسلاوی ژیژک فرقی جالب و اساسی دارد. شرح آدام کوتسکو فراز و فرود اندیشهٔ ژیژک را از مسیری نامعمول دنبال میکند. به عقیدهٔ کوتسکو، همزمان با افزایش اقبال به آثار ژیژک نشانههای چرخشی به سوی الهیات در آراء او مشاهده میشود، و این چرخش در خصوص متفکری ماتریالیست چون او موضوعی قابل توجه است. به همین دلیل، گرچه این کتاب برای مجموعهای عام تحت عنوان «فلسفه و الهیات» نوشته شده، شرحی خواندنی از پروژهٔ فکری خاص ژیژک به عنوان فیلسوفی ماتریالیست که الهیات یکی از عناصر فلسفهٔ اوست ارائه میکند. خوانندهٔ کتاب ابتدا با مفاهیم اصلی ژیژک که عموماً برگرفته از روانکاوی لکانی هستند آشنا میشود و این آشنایی با معرفی روش فلسفی ژیژک که عمدتاً ملهم از فلسفهٔ هگل است تکمیل میشود. در ادامه، کوتسکو زمینههای جهتگیری به مضامین الهیاتی را در آثار ژیژک شرح میدهد و با رجوع به آثار اصلی او اهمیت این چرخش الهیاتی را برای فلسفهای ماتریالیستی مشخص میکند. در فصل آخر کتاب واکنش اصحاب الهیات به «الهیات ماتریالستی» ژیژک بررسی شده و نویسنده کوشیده است از دل مواجهٔ نامعمول فیلسوف ماتریالیست با الهیات راهی برای نوسازی مضامین کهن الهیاتی باز کند.
در این متن مباحثِ مهمِ بیش از پنجاه اثرِ دریدا مستقیماً بررسی شده و نکات مرتبط در بعضی نوشتههای دیگر او نیز مطرح شده است. خوانندگان میتوانند نهفقط شکلگیری اندیشهی دریدا را در سیر تاریخی زندهی آن از خلال مباحث او درک کنند بلکه چکیدههای گاه مبسوطی از اکثر آثار او را نیز در اختیار داشته باشند. افزون بر این میتوان راهورسم اندیشهورزی دریدا را که ساختارزدایی نامیده میشود در نمونههایی زنده و ملموس مشاهده کرد. در این متنها همچنین میتوان با جوانبی از سرگذشت شخصی دریدا و روایتهای او از زندگیاش آشنا شد که بیان نوعی بیمأویی و حاشیهنشینی است و جایگاه «غیرعادی» او را در فرهنگ فرانسوی و اروپایی بازتاب میدهد.
معرفی کتاب فریدریش نیچه؛ زندگینامهای فلسفی (گالینگور)
در این کتاب، یانگ به بسیاری از پرسشهای پیچیدهای میپردازد که حاصل امتزاج شرح حال نیچه با آثار اوست: چرا پسر کشیشی پروتستان به جایی رسید که خود را «دجّال» بخواند؟ چرا این پروسی سرسخت از پروس زمان بیسمارک بیزار شد؟ و چرا این دشمن فمینیسم معاشرت با زنان فمینیست را ترجیح میداد؟ یانگ تفکّر نیچه را در بافتار روزگار خودش ــ ظهور میلیتاریسم پروسی، یهودستیزی، علم داروینی، جنبشهای «جوانان» و نهضتهای رهاییبخش، و نیز نظریهی «مرگ خدا» ــ میگذارد و بر تأثیر قطعی افلاطون و ریشارد واگنر در تلاش نیچه برای اصلاح فرهنگ غربی تأکید میکند. از تأثیر ویرانگری که عشق نافرجام نیچه به لو سالومه بر شخصیت او داشت نیز سخن میگوید و میکوشد تا بفهمد چرا نیچه در چهلوچهار سالگی دیوانه شد.
مواجههی تصادفی نیچه با کتاب اینک مشهور شوپنهاور، یعنی جهان همچون اراده و تصوّر، آغاز راهی بود که او را به سوی اندیشهای تازه دربارهی معنای زندگی و مسئلهی رستگاری انسان رهنمون شد. آشنایی و مصاحبت نسبتاً طولانی وی با ریشارد واگنر نیز حادثهی مهم دیگری بود که در شکلگیری فلسفهی دوران جوانی او مؤثر افتاد، هرچند نیچه در دوران پختگی اندیشه و فلسفهاش از این هر دو مراد و مربّی خود، یعنی شوپنهاور و واگنر، درگذشت و به انتقاد از اندیشههای آنها پرداخت. آشنایی او با سنّت شرقشناسی آلمان، که در قرن نوزدهم پیوند استواری با رشتهی تخصّصی نیچه، یعنی فیلولوژی، داشت او را با جهانهای فکری ادیان و ادبیات شرق آشنا کرد. انتقادهای روزافزون وی از مسیحیت و تباهیهایی که به زعم خود در آن میدید، موجب شد که آرمانهای خود را در ادیان شرقی بجوید. از سر تصادف نبود که مشهورترین کتاب خود را به نام پیامبری ایرانی نوشت و نام آن را چنین گفت زرتشت نهاد. زرتشتی که ما در آن کتاب میبینیم، بسی بیش از آن که با روایتهای خود زرتشتیان همخوانی داشته باشد، در واقع تصویری است از خود نیچه که از غار تیرهگون مسیحیت به در آمده و به منتقد سرسخت آن بدل شده بود.
فریدریش نیچه؛ زندگینامهای فلسفی (گالینگور) - انتشارات نی
در گذر به تاریخ، دمخورشدن با اندیشه و زندگی یونانیان باستان، سفری دلانگیز است. فلاسفهی یونان اندیشهی خود را ابتدا به کشف گوهر نخستین وجود و چگونگی سیر آن از وحدت به کثرت معطوف کردند و بهتدریج سرشت انسان و زندگی جمعی و سیاست و ملزومات آن را در مرکز تأملات خود قرار دادند. در میان آنان بهخصوص افلاطون و ارسطو قلم به دست گرفتند و آرای خود و پیشینیانشان را ثبت و جاودانه کردند. در واقع، یونانیان پایههای اندیشهورزی در حوزههای گوناگون فلسفی را بنا نهادند و نظامهای سیاسی مختلف را نیز در دولتشهرهای خود آزمودند. به نظر نویسنده، بدون آشنایی با آنچه افلاطون و ارسطو در باب سیاست و نسبت آن با مفاهیم مربوط به عدالت و سرشت تناقضآمیز و تراژیک دولت نوشتهاند، در هیچ عصری نمیتوان سیاست را بهدرستی فهمید و سیاستورزی واقعبینانهای در پیش گرفت. این کتاب جلد نخست شرح و بسط الزامات سیاست در عصر ملتـدولت و در حقیقت کوششی برای ارائهی توضیحی روشن و روان و بدون ارزشداوری از دو اثر ماندگار افلاطون و ارسطو در حوزهی سیاست است که با مروری بر آرای فلاسفهی پیش از آنان و ابعاد متنوع زندگی یونانیان باستان همراه شده است.داستان یونان باستان (درباره روایت احمد زیدآبادی از سیاست در ذهن و زندگی یونانیان - انتشارات نی
کتاب اخلاق اسپینوزا یکی از شاهکارهای بلامنازع فلسفهی مدرن متقدم است. اسپینوزا، این بهدیدهی برخی بتشکن نستوه و بهدیدهی برخی بتگر سرمست، در کتاب نهچندان مطول اخلاق شرحی آیینستیز از خدا، نگرشی نوین در باب نسبت ذهن و جسم، نظریهای نظاممند دربارهی عواطف و قواعدی برای فضیلت و سعادت بشری به دست میدهد. جِی، تامس کوک در کتاب اخلاقِ اسپینوزا؛ راهنمای خواننده پسزمینهی تاریخی و فلسفی نگارش کتاب و مضامین مهم آن را توضیح میدهد. سپس با ارجاع مدام به متن فیلسوف میکوشد خواننده را به فهمی روشن از آن برساند و در نهایت دربارهی تأثیر این اثر فلسفی کلاسیک بر فیلسوفان دیگر سخن میگوید. کتاب راهنمای حاضر، دریچهی مناسب برای ورود به جهان جذاب اخلاق را به روی همهی دانشآموزان فلسفه و الهیات میگشاید.