شازده کوچولو
شازده کوچولو حاصل احساس ناکامی آنتوان دوسنت اگزوپری در طراحی است. او کنار نوشته های خود دائما پیکره ها یا صحنه هایی می کشید.مثلا پیش از رسیدن به چهره شازده کوچولو پیکره بچه ای را که گاهی روی تپه ای پرگل ایستاده بر ده ها کاغذ طرح زده است در این کاب علاوه بر ترجمه شیوای شازده کوجولو برای نخستین بار مجموعه طرح های اولیه نویسنده نیز با عنوان "تولدشازده کوچولو" منتشر شده است
وقتی بابام کوچک بود (3)
بیست هزار فرسنگ زیر دریاها
ژول ورن، نویسندۀ فرانسوی که رمانهای ماجراجویانهاش نام او را سر زبانها انداخت، در سال ١٨٦٣پنج هفته در بالن را تحویل ناشر داد. این رمان با چنان موفقیتی روبهرو شد که نویسنده و ناشر تصمیم گرفتند به اتفاق هم مجموعهای با عنوان «سفرهای شگفتانگیز» و با صحافی متفاوت منتشر کنند؛ کتابهایی نفیس، در قطع رقعی، با گراورهایی سیاه و سفید اثر نقاشان مختلف. از دل این تصمیم ٦٢ رمان و ١٨ مجموعه داستان متولد شد.
داستانهای ژول ورن چه به لحاظ قصهگویی و چه به لحاظ محتوایی به گونهای است که از بچه نه ساله تا آدم نود ساله با آن ارتباط برقرار میکند و از خواندنش لذت میبرد. شاید از این روست که هم شاهکارهای سینمای جهان با اقتباس از آثار ژول ورن ساخته شده، هم کارتونهایی برای کودکان و نوجوانان.
گروه انتشاراتی ققنوس، بنا به اهمیت آثار ژول ورن، تصمیم گرفت نسخۀ کاملی از مجموعه آثار این نویسنده را تهیه، ترجمه و منتشر کند تا همۀ مخاطبان به صورتی منسجم با نخستین آثار علمی- تخیلی جهان و پیشگوییهای علمی این نویسندۀ بزرگ در قالب رمانهای جذاب و پرکشش او آشنا شوند. این مجموعه از روی نسخۀ بزرگسالِ فرانسوی و بدون هیچ گونه تلخیص و تغییری تهیه شده است و در اختیار مخاطبان قرار میگیرد؛ امید است ادای دینی باشد به این نویسندۀ بزرگ و خلأ مجموعه آثارش را در زبان فارسی پُر کند.
داستانهای پنج دقیقهای
داستانهای این مجموعه همانطور که از نامش پیداست در پنج دقیقه خوانده میشوند و این همان نشاطی است که هنگام خواندن به کودک دست میدهد که زودتر به پایان قصه میرسد و نتیجه را میفهمد . کرم خاکستری کوچولو ، تخم عجیب ، موش دهاتی و موش شهری ، گنجه شیشهای و . . . عناوین این مجموعه است که با روایتی جدید برای بچهها نقل میشود . در « کرم خاکستری کوچولو » میخوانیم : « روزی روزگاری کرم خاکستری معمولی کوچولویی بود به اسم هتی . این کرم کوچولو در زندگی فقط یک آرزو داشت . دلش میخواست کرم شبتاب باشد .
اما پدرش به او میگفت : عاقل باش بچه جان ، کرمهای شبتاب با ما فرق دارند و مادرش هم میگفت حتی فکرش را هم نکن . اما هتی دست بردار نبود . مدام در فکر این بود که توی بدنش چراغی دارد که میتواند آن را روشن و خاموش کند تا اینکه . . . . »
حکایتهای فلسفی (برای حفظ زمین)
این کتاب از مجموعه حکایتهای فلسفی برای حفظ زمین و به منظور توجه به ارتباط آدمها با طبیعت تدوین شده است . نویسنده در این کتاب سعی نموده حکایتهایی را جمعآوری نماید که در سنتهای مردم سراسر جهان یافت شود . دغدغهها و دلمشغولیهای امروزی بومشناسان در اکثر این حکایتها دیده میشود . مثلاً این تفکر که «زمین مال ما نیست ، ما آن را ارث بردهایم و آن را به فرزندانمان تحویل میدهیم» از نمونه تفکراتی است که مورد بحث قرار گرفته است .
طبیعت همواره به ما یادآوری میکند که نظم را به آن برگردانیم. ما نمیتوانیم همچون تنها اربابان زمین رفتار کنیم و به منابع بیپایان آن چنگ بزنیم . لازم است به پندها و حکمتهای دیگر تمدنها هم گوش فرا دهیم .
« پیکمال » به حکایتهایی که جمعآوری کرده نکات ادبی حاوی گفتههای خردمندانه از نویسندگان و شاعران جهان افزوده است که در آنها لزوم هماهنگی انسان و طبیعت دیده میشود .