ماهیت فعالیتهای سیاسی، چگونگی پیدایش نهادهای سیاسی و جایگاه سیاست در زمینهی گستردهی زندگی اجتماعی در این کتاب بررسی شده است. مباحث کتاب به دانشجویان کمک میکند تا محتوای دروس تخصصی علم سیاست را فراچنگ آورند و از مطالعات سیاسی، بیشتر و بهتر بهره ببرند. تعریف محتوا و ماهیت علم سیاست، روشهای علم سیاست و مفاهیم جدید این علم، نظریههای منشأ و خاستگاه دولت، طبقهبندی حکومتها، دموکراسی، احزاب سیاسی و گروههای فشار و دولت رفاه از جمله مباحث اصلی کتاب است.
به گفتهٔ گیدنز جامعهشناسی نقشی کلیدی در فرهنگ فکری امروز بازی میکند و جایگاهی مرکزی در علوم اجتماعی دارد. همچنین تفکر جامعهشناسانه بیش از هر چیز به خودشناسی کمک میکند که بهنوبهٔ خود به شناخت بهتر ما از دنیای روابط اجتماعی یاری میرساند. جامعهشناسی نیروی اندیشه و تخیل ما را گسترش میدهد، چشماندازهای جدیدی را پیرامون سرچشمههای رفتارمان در برابر ما میگشاید و زمینهٔ درک فرهنگهای گوناگون و متفاوت با فرهنگ ما را فراهم میسازد. مطالعهٔ جامعهشناسی ما را به اندیشیدن وامیدارد و جامعهشناسی تا آنجا که با تفکر جزمی مبارزه میکند و آگاهی و بینش ژرفتری برای انسان فراهم میسازد امکانات آزادی انسان را افزایش میدهد.
انتشارات نی
… نظام سیاسی ایران از میان انواع نظامهای شناختهشده، نظام خودکامگی بوده است، یعنی نظامی که بهظاهر یک نفر، بدون ضابطه و قانون، خواستههای خود را تحمیل میکند… در نظام خودکامگی ترس جانمایهٔ رابطهٔ بین پادشاه و مردم است. فردوسی در داستان «ضحاک ماردوش» دو مار را که مغز انسانها خوراکشان است نماد این خودکامگی قرار میدهد و آرزوی استقرار نظامی استوار و شاهی دادگستر و مردمانی دلآگاه و عدالتپرور را در سر میپرورد. اما چه میشود که ریشههای خودکامگی همچنان در اعماق تاریخ ما میپاید و میماند. جامعهشناسی خودکامگی از خلال هزارتوهای تاریخِ دیرسال ایران و ایرانیان، به جستوجوی علل و عوارض دیرپایی و ماندگاری خودکامگی در نظام سیاسی و فکری میپردازد و با جستوجو در اخبار و احوال تاریخی و با توجه به نظریههای نوین جامعهشناسی سعی در یافتن و تبیین و تعریف آبشخور خودکامگی دارد.
«بازار خوب» تنها راه رسیدن به ثروت است و «بازار بد» راه فقر و نگونبختی است. باید به بحث بر سر خوب یا بد بودن اقتصاد بازار پایان داد و آن را به اصلاح بازارها معطوف کرد. مسئله خوب یا بد بودن اقتصاد بازار نیست. اقتصاد بازار میتواند خیر یا شر باشد؛ مسئلهی اصلی تبدیل اقتصاد بازار بد به اقتصاد بازار خوب است. مکمیلان، نویسندهی کتاب، آنجا که به توصیف بازار خوب میپردازد، بازارگرایی دوآتشه است و آنجا که پیامدهای فاجعهبار بازار بد را نشان میدهد، از دشمنان اقتصاد بازار سبقت میگیرد. نکتهی بدیع این کتاب مدح یا ذم بازار نیست بلکه شواهد متعددی است که به کمک آنها چگونگی گذر از بازار بد به بازار خوب را ترسیم میکند.
برای جامعهی سیاستگذار و دانشگاهی ایران این کتاب خواندنی است، زیرا ذهن را از جزمیت بازارگرایی یا بازارستیزی آزاد میکند و مسئلهای بسیار بزرگ، یعنی بازآفرینی بازار، را در ذهن خواننده شکل میدهد. پس از مطالعهی این کتاب، مناقشه بر سر اقتصاد بازار یا اقتصاد دولتی پایان مییابد و جای خود را به این مسئله میدهد که چگونه بازارهای بیشماری را که رفاه مردم به آن بستگی دارد اصلاح کنیم.
بازآفرینی بازار (تاریخ طبیعی بازارها) - انتشارات نی
معرفی کتاب پستسکولاریسم: دین، دولت و حوزه عمومی در غرب
نسبت دین و حوزهی عمومی مسئلهی پیچیدهای است که هم در غرب و هم در ایران محور مباحثات فراوان بوده و به مجادله بر سر سکولاریسم و پیوند آن با دمکراسی شکل داده است. در ایرانِ پس از انقلاب برخی با این پیشفرض که بین دمکراسی و سکولاریسم پیوندی محکم برقرار است، حضور دین در حوزهی عمومی و نظام سیاسی را مانع دمکراسی قلمداد کردند. اما پرسش اینجاست که آیا میتوان بدون توجه به پیچیدگیهای سکولاریسم، بهسادگی از رابطهی آن با دمکراسی در ایران سخن گفت؟ کتاب حاضر در پیِ ورود به این مجادله و ارائهی طرحی برای آن نیست، بلکه قصد آن دارد تا از خلال بررسی تجربهی غرب، ضرورت بازاندیشی در نسبت بین سکولاریسم و دمکراسی و حرکت در جهت دستیابی به الگویی برای گفتوگو را یادآوری کند. تجربهی چند دههی اخیر غرب حکایت از تجدید حیات دین و بازگشت آن حوزهی عمومی، با وجود رواج و نفوذ طولانیمدت سکولاریسم، دارد؛ تجربهای که با نام پستسکولاریسم از آن یاد میشود. در شرایط پستسکولار، مسئلهی پیشِ روی دمکراسی سکولار حضور دین و استدلالهای دینی در فرایندهای دمکراتیک و چگونگی گفتوگو بین مؤمنان مذهبی و شهروندان سکولار در حوزهی عمومی است. این کتاب در تحلیل چرایی بازگشت دین به حوزهی عمومی استدلال میکند که ناکارآمدی دولت مدرن در ارائهی دین برای بازگشت به عرصهی عمومی در جوامع مسیحی غربی طی دهههای اخیر شده است. در این الگوی تحلیلِ دومرحلهای، از نهادگرایی تاریخی برای مطالعهی تاریخیِ نهاد دولت مدرن و بررسی زمینهی نهادیِ بازگشت دین به عرصهی عمومی، و از نهادگرایی جامعهشناختی جدید برای بررسی تغییر نهادی در نهادهای دینی استفاده شده است. تغییرْ زمانی اتفاق میافتد که منطق نهادیِ یک نهاد با یک منطق نهادیِ دیگر جایگزین شود. این جایگزینی بهواسطهی آنچه کلود لویـاستراوس «سرهمبندی» مینامد، اتفاق میافتد که بر اساس آن افراد از طریق بازاستفاده و بازتعریف مواد دمدست و ازپیشموجود، یک منطق نهادیِ جدید را شکل میدهند.
پستسکولاریسم: دین، دولت و حوزه عمومی در غرب - انتشارات نی
اقتصاد نفت شاید پیچیدهترین و پررمز و رازترین اقتصاد در جهان سرمایهداری باشد. نفت جزئی از مجموعهی منابع حامل انرژی اما مهمترین و پرسودترین نوع آن است که با سایر منابع انرژی از قبیل زغالسنگ، هستهای، آبی، و منابع تجدیدپذیر در رقابت دائمی در بازار جهانی قرار دارد.
لذا تصادفی نیست که خود نفت بهعنوان مهمترین عامل رشد اقتصادی در جهان، سبب نزاع بینالمللی بر سر تقسیم منابع و رانتهای نفتی، به حساسترین عامل ژئوپولیتیکی و هژمونیستی دولت امریکا تبدیل شده است. اما آسیبهای زیستمحیطی مصرف انرژیهای فسیلی، بهخصوص نفت، جامعهی انسانی را بهاجبار به طرف استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر سوق میدهد.
این کتاب ارزیابی جامعی از اقتصاد نفت و آیندهی انرژی در جهان و ایران با استفاده از تئوری رانت و مقولههای قدرت و تکنولوژی ارائه میدهد.
نفی رژیم پهلوی به پیروزی آلترناتیوی که اصول و مبانی ملتـدولت را مقابل ایدئولوژیهای فراملی برجسته سازد منجر نشد. دلایل و ریشههای انقلاب سال ۵۷ هرچه باشد، در این نکته تردید چندانی نیست که بهجز افراد و محافل معدودی، عمدهی نیروهای دستاندرکار انقلاب ــ اعم از مذهبی و مارکسیست ــ به نگاه معطوف به حقوق بنیادی ناشی از ملتـدولتی بهنام ایران، بهمثابه تعیینکنندهی اصلی جهتگیریهای سیاست داخلی و خارجی، توجه لازم را نداشتند و هر کدام بهنوعی در پی اهداف فراملی و جهانوطنی خود بودند.
اهداف و غایات زندگی سیاسی چیست؟ چگونه و با چه ابزاری میتوان به آن اهداف دست یافت؟ دکتر حسین بشیریه در احیای علوم سیاسی: گفتاری در پیشهی سیاستگری میکوشد توضیح دهد که چرا در سدهی اخیر «علوم سیاسی» از مواجهه با چنین پرسشهایی اجتناب میکند. به باور او، با استیلای اثباتگرایی و رفتارگرایی بر حوزهی مطالعات سیاسی و تأکید بر «توضیح و تبیین» زندگی سیاسی به جای تدبیر و اصلاح و تغییر آن، دانش سیاست رسالت و فایدهی خود را از دست داده است. در دانشِ اثباتی سیاست جنبههای متنوع زندگی سیاسی به «داده»های عینی و بیروح تقلیل مییابد و علوم سیاسی، بر اثر غفلت از غایات و اهداف و پرهیز از تأمل در راههای نیل به زندگی عادلانه و در شأنِ کرامتِ انسانی، به دانشی بیمعنا و بیثمر بدل شده است. تألیف این کتاب تلاشی در راه احیای سیاست به منزلهی حکمت عملی و دانش تجویزی است.