روزی که زندگی کردن آموختم
معرفی کتاب روزی که زندگی کردن آموختم
کولی به کف دست او خیره میشود و پیشبینی شومی را به زبان میآورد: پایان زندگی او نزدیک است. لوران گونل در کتاب روزی که زندگی کردن آموختم، داستان مردی را روایت میکند که دیدگاهش به زندگی در یک روز دگرگون میشود. این رمان پرفروش و فلسفی دریافت ما از زندگی، مرگ و معنای زندگی را به چالش میکشد.دربارهی کتاب روزی که زندگی کردن آموختم:
روزی، جاناتان در حال قدم زدن در اسکلهای در سانفرانسیسکو بود که ناگهان یک کولی دست او را گرفت و خواست از بخت و اقبالش بگوید و زندگی جاناتان، از آن زمان به بعد، دیگر هرگز مثل قبل نشد... کتاب روزی که زندگی کردن آموختم (The Day I Learned to Live) داستان جاناتان را روایت میکند که پس از این اتفاق به یاد آورد زندگی چیزی بیشتر و فراتر از روزمرگیهاست. لوران گونل (Laurent Gounelle) در این رمان فلسفی و روانشناسانه که بر اساس یافتههای علمی است شرایطی را برای ما به تصویر میکشد که میخواهیم چیزی را نادیده بگیریم اما انکار آن غیرممکن است. در این وضعیت است که انسان به خود برمیگردد و میکوشد، با کاوش در خود، دیدگاهش را نسبت به زندگی تغییر دهد. رمان روزی که زندگی کردن آموختم نور تازهای به وجود و روابط ما با دیگران میاندازد و هوای تازهای را وارد زندگی ما میکند. این کتاب، که از پرفروشترین رمانهای فرانسوی در سال 2016 بود، نخستین بار در سال 1396 به فارسی ترجمه و تاکنون بارها تجدید چاپ شده است.ديدار به قيامت (گالينگور)
کتاب ديدار به قيامت (گالينگور): "جنگ براي تجارت بسيار سودآور است، حتا پس از پايان آن" با به پايان رسيدن بزرگترين كشتار قرن بيستم در جنگ جهاني اول در سالهاي 1914-1918 و باقيماندن ويرانههايي عظيم، دو نجاتيافتهي اين فاجعه، دو سرباز خط مقدم جبهه، كه چندان هم سلامت جسمي و روحي ندارند، وادار ميشوند كلاهبرداري حيرتانگيز و ضداجتماعي طرحريزي كنند كه آن را تا سرانجام پي ميگيرند. گويا از ميدان افتخارآميز نبرد با دشمن، براي نجات ميهن، تا صحنههاي كسبِ سود راه درازي در پيش نيست ... ديدار به قيامت بناي عظيمي است برافراشته بر پايههاي بيرحميها و تقلبهاي گوناگون، با ساختاري چنان درخشان و قدرت بيانيِ چنان پرصلابت كه، به باور اهداكنندگان جايزهي ادبي گنكور به اين كتاب، چنين رمان باشكوهي بعد از جنگهاي 1914-1918 تاكنون خلق نشده است.