درباره ی خوب بودن
کتاب "درباره خوب بودن" نوشته "آلن دوباتن" میباشد."آلن دوباتن" یکی از اعضای موسسه ای بنام مدرسه زندگیست و کتاب هایش با این نام هم شناخته شده اند.
در کتاب "درباره خوب بودن" او این چنین مینویسد:
بیشتر کتابهایی که می خواهند ما را تغییر دهند ، به دنبال ثروتمندتر یا لاغر شدن ما هستند.اما این کتاب می خواهد به ما کمک کند تا زیبا تر باشیم: یعنی احساساتمان تقویت شود ، تحمل پذیرتر ، شنواتر ، بیناتر شویم . این زیبایی ممکن است جذابیت فوری پول و شهرت نداشته باشد ، اما با این وجود کیفیتی بسیار مهم برای ما به ارمغان می آورد.در این کتاب ما یاد می گیریم که چگونه می توان خیرخواه بود و بتوانیم چگونه ببخشیم ، چگونه خودمان باشیم و چگونه اطمینان دهیم.
آلن دوباتن موضوع خوب بودن را که در جامعه امروزی به کلی فراموش شده است را مجددا از دیدگاهی دیگر مطرح میکند و نشان میدهد که خوب بودن به هیج وجه نشانه ساده لوحی نیست.اندیشه امروزیی که متاسفانه به باور هم تبدیل شده است.
شغل مورد علاقه من
«شغل مورد علاقه من» یک راهنمای عملی برای پیدا کردن لذت از کار کردن و درک بهتر خودتان است.
این ایده که کار ممکن است به جای تحقق زندگی، به موردی دردناک و ضروری تبدیل شده است ، یک اختراع کاملا جدید می باشد. امروزه ، در مناطق مرفه دنیا ، ما فقط انتظار نداریم که از طریق نیروی کار پول بدست آوریم ، بلکه به میزان کم و بیش انتظار داریم که افراد از شغلشان لذت نیز ببرند. این کتاب به شما نشان می دهد که چرا بحران های شغلی بسیار رایج است.متأسفانه ، فهمیدن خود به اندازه کافی دشوار است چه برسد به اینکه که بخواهیم بفهمیم که انرژیمان را کجا و چگونه باید هدایت کنیم. «شغل مورد علاقه من» برای کمک به ما در شناخت بهتر خود جهت یافتن شغلی مناسب طراحی شده است. این اسطوره ها ، تله ها و سردرگمی های بسیاری را که در راه ما قرار دارد کشف می کند و نشان می دهد که چگونه می توان نگرش ها و عادت های جدید و موثر در خودمان ایجاد کنیم.این کتاب با دلسوزی و روحیه ای عمیق عملی ما را راهنمایی می کند تا استعدادهای واقعی خود را کشف کنیم و خواسته ها و آرزوهای مخدوش خود را درک کنیم قبل از اینکه خیلی دیر شود.
موسی و يکتاپرستی
موسی و یکتاپرستی یکی از جنجالیترین آثار «زیگموند فروید» روانشناس مشهور قرن بیستم میلادی محسوب میشود؛ چرا که این نویسنده در کتاب حاضر، عبرانی بودن موسی را زیر سؤال میبرد و از او به عنوان یک اشرافزادهی مصری یاد میکند و با این رویکرد به دلایل پیدایش و ظهور دین یهود میپردازد.
«زیگموند فروید» روانشناس جنجالی، کتاب «موسی و یکتاپرستی» را در سال ۱۹۳۷پس از مهاجرتش از اتریش به بریتانیا توانست به چاپ برساند. فروید در این کتاب به صورت گسترده، زندگی موسی را مورد موشکافی قرار میدهد و بر اساس تحقیقات خود به این نتیجه میرسد که موسی در حقیقت یک اشراف زادهی مصری بوده است. او پس از این افشاگری، نظریهی خود را در رابطه با مسئلهی یکتاپرستی نیز شرح میدهد. فروید در بخشی از کتاب پیش رو، به جنبههای روانشناسی بشر اشاره دارد و دلایل پذیرش ادیان یکتاپرستی را بیان میکند.
این روانشناس در ادامهی توضیحات خود در کتاب «موسی و یکتاپرستی» برایتان از شکلگیری و رشد ادیان یهود و مسیحیت میگوید و نظریات خود را در این زمینه مطرح میسازد.
روان درماني در عمل
جلدِ شانزدهم از مجموعه آثارِ یونگ، همین کتاب «روان درمانی در عمل» است که مجموعهای است از مقالات ِ رواندرمانیِ تحلیلی پیرامونِ برخی مفاهیمِ اصلی ِ کاربست و بالین، همچون انتقالِ متقابل، تخلیهی هیجانی و تحلیل ِرویا. و البته رسالهای با عنوانِ واقعیتهای کاربستِ رواندرمانی، که پس از مرگِ یونگ، یکبار توسط انتشاراتِ راتلج ِ لندن به تاریخِ ۱۹۹۳ و پیشتر در انتشاراتِ دانشگاهِ پرینستون به سالِ ۱۹۶۶ منتشر شد.
رسالههای آمده در این مجلد، ارتباطِ میانِ انتقالِ متقابل و فرآیندهای شفابخشِ کیمیاگری را مبسوط و مفصل شرح میدهد، انتقال متقابل یا transference را به صورتِ نمادین مطرح و اساسِ رابطهی میانِ درمانگر و بیمار را کارکردِ لیبیدوی خویشی و همانستی (kinship libido) لحاظ کرده است.
یونگ نه تنها این پدیده را پاتولوژیک یا آسیبشناسانه نمیدانَد، که در فرایندِ فردانیت فرد و لاجرم پیریزیِ جامعهای پوینده، بسیار مهم تلقی میکند، چراکه بر مبنایِ ربط و پیوندِ روانیِ همهی اعضای جامعه شکل گرفته و گسترش مییابد.
کتاب چهار بخش دارد که هریک ،یکی از ایدهها و ارکانِ مهم ِ رواندرمانی را مطرح میکند. بخش نخست اصول و قواعدِ کلیِ رواندرمانی را بحث و فحص میکند. بخش دوم بررسیِ فرآیند روانکاوی در اتاق ِ عمل است؛ سومین بخش ارتباط میانِ درمانگر و بیمار را میکاوَد و بالأخره آخرین بخش ِ کتاب، کاربرد ِ رواندرمانی در زمینههای متفاوت را توضیح میدهد.
یونگ بر اهمیتِ رابطهی بیمار و درمانگر (analyst and patient)، تأکید میورزد و در پروسهی درمان و شفای بیمار، بسیار مهم میدانَد، چه، که این ارتباطِ امن و مطمئن و دور از قضاوت، برای دسترسی به فضای ناخودآگاهِ روانِ بیمار لازم و حیاتی است. و این درمانگر است که در کسوتِ متخصصِ یونگی، باید در روندِ فردانیت، همراه بیمار به ضمیرِ ناخودآگاه وی به طرق مختلف همچون تحلیل و تفسیرِ رویا، خاطرات و خیالپردازیها و امیال و هراسها دست یابد، زبانِ نمادینِ آنها را بکاوَد و به او کمک کند تا عقدههای روان (complexes) را واگشاید و در نهایت قسمتهای ناساز و گسیختهی روانِ بیمار، منسجم و هماهنگ و هارمونیک شوند و شفا یابند. ایدهی عقده را نخستین بار خودِ یونگ به مفهومی بدیع مطرح کرد، که همان تجربیات و امیالِ اوست و در قالبِ یک تصویر یا ایماژ ذهنی، به مرور زمان برساخته شده و دسترسپذیر است.
انسان در جستجوی هويت خويشتن
انسان در جستجوی هویت خویشتن، تنگناهای روانشناختیِ پیشِ ِ روی انسان ِ شوریدهی اوانِ قرنِ بیستم را میکاود. او که دانشی عظیم از اسطورهشناسی و دین، وَ ضمیر ناخودآگاهِ انسان دارد، بر اهمیتِ کنکاش و تفحص و خودکاویِ فرد از خویشتن در مواجهه با پیچیدگیهای دوران معاصر، تأکید میکند. ماهیتِ رویاها و اهمیت ِ نمادها، نقشِ ناخودآگاه و جستارِ فردانیت، موضوعاتِ اصلیِ سلسله مقالاتِ این کتاب هستند. و چیزی که بیش از همه بر آن تأکید میورزد، نقشیست که مخزنِ عظیمِ نمادها و کهنالگوها و تجارب ِ مشترکِ بشر، در همهی قومها و نسلها، در سرنوشتِ او دارد؛ اصطلاحِ یونگ در وصفِ این مخزن، ناخودآگاه جمعی یا collective unconscious است.
او بر این باور است که انسان با غور و نگاه به این ساحتِ عظیم ِ نمادگونه، درکی عمیق از خود و جهانِ پیرامونش یافته و زیستی معنادارتر و کامیابتر خواهد داشت. ایدهی مهم و اصلیِ دیگرِ یونگ، چیزیست که او از آن با عنوانِ خویشتنِ در سایه یا Shadow Self یاد میکند، و آن را جوانبِ منکوب و مبهمِ روانِ فرد میداند. بهباورِ یونگ اگر انسان این بخش از روانِ خود را بازیابد و بکاود، کشاکشها و تناقضهای زندگیِ نازیستهاش را درخواهد یافت که در سطح کلان و همهی بشریت، معضلاتِ جمعیِ نوعِ انسانِ مدرن برملا خواهد شد. و چنین است که با پذیرش و پیوندِ این بخشهای گسسته و منکوب، در روندی که او فردانیت یا indivisuation میخواند، فرد و همهی بشریت به زیست و زندگیِ یکپارچه و اصیل و لاجرم توازن و هارمونی دست خواهند یافت.
موضوعاتِ گستردهای همچون آیین گنوسی، فلسفه و اشراق و معنویت و تحلیل و بررسی ِ روانکاوانهی آنها از جانبِ نظریهای که خودِ یونگ مبدع آن است و با عنوانِ گونهها یا تایپهای روانشناختی شناخته میشود، مضامین اصلی کتاب هستند. یونگ در بخشهای میانیِ کتاب، مراحلِ زیست و زندگیِ انسانِ کهن یا به زعمِ خودِ وی Archaic man، را برمیشمارَد و نظریاتش را در پارهای از موارد در مقابل با دیدگاههای زیگموند فروید مطرح میکند.
در قسمتهای پایانی کتاب، یونگ به ادبیات هم نقبی میزند و حتی فصلی جداگانه را به فرضیاتِ اصلیِ روانشناسیِ تحلیلی که خود وضع کرده اختصاص میدهد. و در نهایت دو فصل ِ آخر کتابِ “انسان در جستجوی هویت ِ خویش” مسئلهی معنویت ِ انسان ِ مدرن و امروزی را در دورانِ پساجنگِ اول جهانی پیش میکشد و آن را با شکوفاییِ اشراق و گنوسیگرایی در سدهی دومِ مسیحی قیاس کرده، رواندرمانگرِ نوعیِ مدرن را همچون کشیشِ آن دوران میانگارَد. در این کتابِ خوشنوشت، همدلی و شفقت ِ یونگ را در تحلیلهای خردمندانه و هُشیوار از وضعِ انسان به وضوح میتوان دید.
مراقبه و آرامش درون
کتاب مراقبه و آرامش درون، اثری نوشته ی کارل گوستاو یونگ است که اولین بار در سال 1933 انتشار یافت. سمینار یونگ درباره ی یوگای کندالینی، که در باشگاه روانشناسی زوریخ در سال 1932 برگزار شد، به شکلی گسترده به عنوان نقطه ی تحولی در درک روانشناسانه از اندیشه ی شرق و دگرگونی های سمبلیک تجارب درونی شناخته می شود. یوگای کندالینی، مدلی برای مراحل پیش رونده ی مراحل بالاتر آگاهی را در اختیار یونگ قرار داد و او، نمادهای آن را با توجه به فرآیند «فردیت یافتن» تعبیر نمود. سخنرانی ها و مباحثات مطرح شده در این سمینار، در کتاب مراقبه و آرامش درون گردآوری شده اند و تمام افرادی را که به کاوش های روانشناسانه و اطلاعات مربوط به مذاهب دیگر علاقه مند هستند، به خود جذب می کنند.
روش تعبير رويا
روش تعبیر رویا نوشتهی «زیگموند فروید» که اولینبار در سال ۱۹۰۰ به چاپ رسید، یک اثر جامع در خصوص تفسیر خواب محسوب میشود. در فصول ابتدایی این کتاب ارزشمند، فروید نقاط قوت و ضعف نظریات پیش از خود را مطرح میکند و نحوهی صحیح تعبیر رویا را توضیح میدهد. شما با تفسیر و تعبیر رویاها میتوانید به راحتی ریشههای بیماریهای روانی را بیابید و در جهت درمان آنها اقدام نمایید.
مقدمه ای بر روانشناسی یونگ
کارل گوستاو یونگ روانپزشک و روانکاو سوئیسی است. او مکتب روانشناسی تحلیلی را پایهگذاری نمود. یونگ از بانفوذترین متفکران روانشناسی است و مانند زیگموندفروید، مرزهای این رشته را درنوردید و روانشناسی را با علوم مختلفی، از ادبیات و اسطورهشناسی گرفته تا باستانشناسی و خرد کهن پیوند داد. او در حوزه رواندرمانی به تجربههای شگرفی دست یافت و میراث فکری عظیمی از خود بر جای گذاشت. زمانی فروید یونگ را وارث معنوی خود تعیین کرد، ولی یونگ راه خود را رفت. هسته اصلی تحقیقاتش کشف ناخودآگاه، نمادها و سمبلهایش است. به علاوه به مطالعه اساطیر، هنرهای فرهنگهای مختلف جهان پرداخت و در آنها رپایی از آرزوها و تنشهای ناخودآگاه همگانی را یافت.
فریدا فوردهام خلاصهای از اندیشهها و تلاشهایی که یونگ در جهت فهم بهتر و بیشتر روان انسانی به کار گرفت را با قلمی ساده وروان به نحوی شایشته به رشته تحریر درآورده است. وی گزارش موثق و واضحی از جنبههای اصلی روانشناسی یونگ با حفظ امانتداری فراهم آورده است. یونگ نظریهای درباره شخصیت مطرح کرد که نظامهای گوناگونی از کارکردهای شخصیت را دربرمیگیرد.این ساختارها شامل: ایگو(من)، پرسونا(نقاب)، سایه، آنیما و آنیموس، کهنالگو(آرکتایپها) میباشد. درونگرایی و برونگرایی از مفاهیم دیگری بودند که توسط یونگ ارائه شد.
از ویژگیهای بارز و مهم کتاب مقدمهای بر روانشناسی یونگ آن است، که شخص یونگ این کتاب را تایید مینماید و مقدمهای بر این اثر نوشته است و میگوید: « من برای این کارتحسینانگیز خود را مدیون فریدا فوردهام میدانم.» دغدغه اصلی نویسنده مانند یونگ یافتن معنا و هدف غایی زندگی است. یونگ مهمترین کهنالگو را خویشتن انسان میداند، یعنی تلاش ناخودآگاه ما برای وحدت، کمال، معنایابی. خویشتن نیروی درونی برای ایجاد تعادل و برقراری آشتی میان جنبههای متضاد شخصیت است. در سراسر جهان، خویشتن در تصاویر ماندالاها- اشکالی که در آنها تمامی جنبهها حول مرکز کاملا تعادل یافته قرار دارند- نمایش داده شده است.