سیاست خارحی افغانستان
کتاب حاضر اثری موثق، روشمند، موجز و جامع درباره سیاست و روابط خارجی افغانستان در صدساله اخیر است. نویسنده، دکتر محسن مدیرشانه چی، از معدود صاحب نظران عرصه افغانستان شناسی است که علاوه بر تحقیق و نگارش آثاری در این حوزه، تدریس موضوعاتی از این دست را در دانشگاههای ایران و افغانستان عهده دار است و از این رو اثر حاضر را به حق می توان چکیده و ماحصل سال ها پژوهش و تدریس ایشان به شمار آورد.
در این اثر پس از بیان برخی مباحث نظری درباره سیاست خارجی و اشاره ای در هر مورد در انطباق آن با سیاست خارجی افغانستان، سیر سیاست خارجی این کشور در صد سال اخیر، که طی آن افغانستان با کسب یا استرداد استقلال به تنظیم و پیشبرد سیاست خارجی خود پرداخته، بررسی شده است. معرفی مختصر پادشاهان یا روسای جمهور افغانستان، اصول کلی و رویکردها و راهکارهای شاخص سیاست خارجی و مهم ترین حوادث و وقایع حیطه سیاست خارجی هر دوره، از جمله نکاتی است که در این اثر مطمح نظر نویسنده قرار گرفته است.
زندگی در راه
معرفی کتاب زندگی در راه
در یکی از روزهای اوایل تابستان ۱۳۸۲ با علی اشرف درویشیان در نشر چشمه وعده دیدار داشتم. آن روز قرار بود درویشیان مرا به یکی دیگر از یاران مصطفی شعاعیان معرفی کند. به اتفاق قدم زنان راهی ساختمانی شدیم که در کوچه ای منشعب از خیابان فلسطین واقع شده بود. وقتی برای اولین بار با پرویز مختاری در دفتر کارش روبرو شدم سیمای مردی را دیدم که با موی سفید و سبیل معروفش همانند عارفی جلوه می نمود. این را در همان دیدار نخست به او گفتم، خندید و خاطره های از گذر عمرش تعریف کرد که بی ارتباط با تصور من نبود. در ادامه آشنایی با گذشته اش فراز و نشیب های زندگیش را تلفیق غریبی از مبارزه سیاسی، احساس مسئولیت در روابط اجتماعی و تلاش برای پیشرفت در زندگی شخصی یافتم، نمونه ای قابل توجه در میان سرنوشت هم نسلانش که کنش سیاسی هیچ گاه او را از احساس مسئولیت در محیط کار و خانواده باز نداشت.
قلبم را در دشت لیلی به خاک بسپار
کتاب قلبم را در دشت لیلی به خاک بسپار، نوشتهی مارک کوکیس، ریچارد ماهونی و کارلوتا گال، ترجمهی محمد قراگوزلو و منتشر شده توسط انتشارات نگاه، داستانی پرماجرا و جذاب از زندگی نخستین عضو آمریکایی القاعده را روایت میکند.در این کتاب، ما با جان، یک جوان آمریکایی آشنا میشویم که تغییر مذهب میدهد و به اسلام میپیوندد و نام "سلیمان الفارس" را برای خود انتخاب میکند.
او به منظور فراگیری زبان عربی و عمق بخشیدن به مطالعات اسلامی، به کشور یمن سفر میکند و پس از چندین سفر بین یمن و آمریکا، در نهایت به پاکستان میرود و در نهایت به افغانستان میپیوندد تا در جبههی طالبان در دفاع از آرمانهای اسلامی شرکت کند.داستان او روز به روز شاهد جنگ و فداکاری جنگجویانی است که زندگی خود را در این راه از دست دادهاند.
او از آمریکا و سیاستهای آن متنفر است و آن را مسئول تمام جنگها میداند...در این کتاب شما به عمق روحیات جان و چالشهای او در اطراف دنیای اسلامی و جنگهای پیچیدهای که درگیر شدهاست، میپردازید. این داستان الهامبخش و جذاب با جزئیات زندگی و ماجراهای او، خوانندگان را به تأمل و تامل در مسائل اسلامی و جهانی میکشاند.
شور زندگی ( نامه های ون گوگ)
کتاب شور زندگی، رمانی نوشته ی ایروینگ استون است که نخستین بار در سال 1934 وارد بازار نشر شد. این کتاب از همان بدو انتشار به موفقیت های بسیار و فروشی چندمیلیون نسخه ای دست یافت و الهام بخش فیلمی برنده ی جایزه ی اسکار نیز شد.
داستان این رمان، به ونسان ونگوگ می پردازد؛ نقاشی نابغه، عاشقی پراحساس و مردی مجنون در نظر اطرافیان. داستان از روزهای پر از مشکل و ناامیدی ونگوگ در یک معدن زغال سنگ در جنوب بلژیک تا سال های شگفت انگیز او در جنوب فرانسه با این نقاش بزرگ و جریان ساز همراه می شود و رنج ها و عشق های او را به شکلی جذاب و ملموس روایت می کند.
رمان شور زندگی در نهایت، ونگوگی ا به مخاطبین معرفی می کند که همزمان به انتهای موفقیت، تراژدی و جنون رسیده است. هیچ یک از رمان های دیگری که به زندگی چهره ای سرشناس می پردازند، نتوانسته اند مانند کتاب شور زندگی، مخاطبین را برای نسل ها مسحور خود سازند.
به قدرت رسیدن محمد بن سلمان
معرفی کتاب به قدرت رسیدن محمد بن سلمان.
“محمد بن سلمان”، “قدرت سیاسی ولیعهد و رویای پادشاهی عربستان سعودی” داستانی ناگفته از شاهزاده ی جوان و مرموزی است که از خانواده ی سلطنتی عربستان صعودی برخاست و تغییراتی اساسی در اقتصاد و جامعه ی ثروتمندترین کشور خاورمیانه ایجاد کرد و هر چقدر که می توانست، قدرت به دست آورد. از زمان بر تخت نشستن پدرش، ملک سلمان در سال ۲۰۱۵، “محمد بن سلمان” از نفوذ خود برای بازسازی اقتصاد پادشاهی، سست کردن اصول سختگیرانه ی اسلام در جامعه ی عربستان و مقابله با دشمنان منطقه، علی الخصوص ایران، بهره برد.
این عملکرد برای او طرفدارانی در سرزمینش، در وال استریت، هالیوود و حتی در کاخ سفید به دست آورد، به طوری که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، وی را مهره ای کلیدی در برنامه های خود برای خاورمیانه خواند. اما با گذشت زمان عملکرد اصلاح طلب جوان لکه دار شد و بسیاری را به فکر فرو برد که آیا او در حقیقت یک دیکتاتور در حال ظهور است که بی تجربگی و تصمیمات شتاب زده اش سبب بی ثباتی بیشتر در ناپایدارترین منطقه ی جهان شده است.
”بن هوبارد” بر اساس تجربه ی سال ها گزارش نویسی و صدها مصاحبه، حقایقی تکان دهنده را در کتاب “محمد بن سلمان” مورد بررسی قرار می دهد که از جمله ی آن ها می توان به فریب کاری و دخالت فاجعه بار نظامی عربستان در یمن، بازداشت های عجیب و غریب شاهزادگان و تجار در ریاض، تغییر روابط عربستان و اسرائیل و ایالات متحده ی آمریکا و نهایتا بزرگترین رسوایی مربوط به ظهور خودکامه ی جوان که مرگ وحشیانه ی روزنامه نگار مشهور، جمال خاشقچی بود را مورد بررسی قرار می دهد. مورد آخر، جنایتی بود که روابط ایالات متحده و عربستان را متزلزل کرد و جهان را با این سوال که آیا “محمد بن سلمان” می تواند از زیر بار این قتل شانه خالی کند، تنها گذاشت.
“محمد بن سلمان” اثر “بن هوبارد” کتابی است میخکوب کننده و آگاهی بخش که نشان می دهد شاهزاده ی جوان چگونه از اختیارات گسترده اش برای شکل دادن مجدد به پادشاهی استفاده نمود.
بازگشت پنهانی به شیلی
معرفی کتاب بازگشت پنهانی به شیلی
کتاب پیش رو دربردارنده ی تجربه های حاصل از بازگشت دوباره ی کارگردان و فیلم نامه نویس مشهور اهل شیلی به زادگاهش در دوران حکومت ظالمانه و جنایتکارانه ی ژنرال پینوشه است. تجربیاتی که در قالب داستان گردآوری شده اند و زندگی و تلاش ملتی آزادی خواه را به تصویر می کشند.
نویسنده این کتاب آقای گابریل گارسیا مارکز می باشد که توسط آقای محمد حافظی نژاد به زبان فارسی ترجمه شده و توسط انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.
از غربت با عشق
معرفی کتاب از غربت با عشق
آن چه میخوانید نامههای نقاش مشهور معاصر، هانیبال الخاص، به شاعر نام آشنا، م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی) است. از شواهد امر چنین بر میآید که نامهنگاری بین این دو چهرهی شناخته شدهی هنر و ادب معاصر، حدود یک دهه ادامه داشته است؛ اما با تأسف آن چه در اختیار ماست، بیشتر مربوط به سالهای 1964 تا 1966 است. البته لازم به ذکر است که از سال 1967 نیز تک و توک نامههایی وجود دارد.
دربارهی اهمیت این نامهها و علت انتشار آنها، باید به چند نکته اشاره کنیم: نخست این که در این نامهها، عمق ارتباط بین این دو چهرهی مهم ادب و هنر سرزمینمان روشن میشود. رابطهای که بیشباهت به رابطه شمس و مولانا نیست. در اغلب این نامهها، شیفتگی هانیبال الخاص به م. آزاد به روشنی دیده میشود. حتی گاهی خود الخاص به رابطهی شمس و مولانا اشاره میکند: «…من هر چه به گذشته بیشتر فکر میکنم و به خصوص آن زمان کوتاه، که عمری بود و زندگی و به قول تو آن راه رفتنها در حاشیههای آن سرزمین، محبتام به تو بیشتر میشود.
البته سخت است، ابراز این نوع حرفها که به معاشقه میماند؛ ولی این حرفها حتی مولوی و شمسبازی نیست. دوستی خالص و الخاص است و من هر چه فکر میکنم که زندگی جز لذت این همدمیها و همنفسیها نیست و مرگ جز غم از دست دادن آنان. و هر وقت این حرفها را گفتیم، خجالتی بود و فلسفهبازی، برای جبران آن خجالت و بله و نه خیر (!)»
81490
معرفی کتاب 81490
آنچه کتاب 81490 می خوانید «سرگذشتی» نیست که براساس زندگی در بازداشتگاه های تمرکز اسیران نوشته شده باشد. نیز این اوراق از آنچه در «اردوگاه های مرگ» شنیده و دیده شده یا خود بر سرگذشته است روایتی نمی کند.
این اوراق، تنها و تنها رونویس چیزهایی است که من در جریان یک سال گرفتاری خویش، در سلول انفرادی و اردوگاه های کار اجباری، شتاب آلوده بر پاره کاغذهایی یادداشت کرده، توفیق یافته ام از شبیخون های مکرر زندانبانان شان درامان نگه دارم بی آن که اکنون، هیچ گونه دستی در آن برده باشم حتا در نحوه ی بیان آن. در این یادداشت ها، بیش از هر چیز روی سخن با عزیزانی است که من در طاقت فرساترین لحظات آن آزمایش محنت بار، احساس می کردم که آن گونه سخت به دستان کودکانه شان آویخته ام. با دست راستم به دستان ایزابل و به دستان ژروم با دست چپم،ما می خواهیم که، دست کم، فرزندان ما از آنچه برما گذشته است آگاه باشند و این حقایق را هرگز از یاد نبرند.
نیز در این یادداشت ها روی سخن با کسانی است که از آن دوران محنت و درد، در تاریخ زندگی خویش فصلی مشترک یافته ایم. و اکنون این کلمات، با همه ی نارسایی خویش آن دنیای ناانسانی را که ایشان نیز در آن درهم شکسته اند و خرد و متلاشی شده اند، بار دیگر بر پای می دارد. زیرا تنها و تنها هم این گروهند که می توانند آن را چنان که بود در خاطره ی خویش تجسم دهند. با نابینایی که هرگز مردمکانش از تابش نور تأثر نپذیرفته است چه گونه از رنگ ها حکایت توان کرد؟
و سرانجام، در این یادداشت ها روی سخن با همه آن کسانی است که به حقیقت با ما در این اعتقاد همداستانند که اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته است که از اسیران بوخن والد، اشتروف هوف، داخاو، آشویتس، برگن بلزن و دیگرکشتارگاه ها چند تنی جان به سلامت ببرند، تنها از برای آن بوده است که اینان بی هیچ فتوری صدا بر دارند، از آنچه در این معابر دوزخ گذشت پرده برگیرند، و بر آنچه که دستکار عاشقان حکومت سرنیزه و زور بر میلیون ها تن مردم بی گناه رسید، شهادت دهند.
ما، هم از آن دم که آزادی یافتیم، بر آنچه به ما رفت قلم عفو کشیدیم… بخشیدن؟ _ آری بخشیدیم. اما فراموش کردن _ نه! هرگز فراموش نمی کنیم!