دنیای این روزای من
معرفی کتاب دنیای این روزای من.
در عرصه ی ترانه سرایی معاصر، روزبه بمانی شاعر جوان و خوش ذوق کشور، نامی درخشان با کارنامه ای زرین محسوب می شود. وی که سرودن ترانه را از سن نوزده سالگی آغاز کرده است، به موفقیت هایی در این عرصه دست یافته که کمتر شاعری با سن او چنین دستاورد هایی داشته است.
سبک شعری ظریف و خاص او همراه با محتوای عاشقانه و دلنشین توجه بسیاری از خوانندگان را به خود جلب ساخته و از حیث همکاری با خوانندگان بزرگ کشور، جز ترانه سرایان موفق محسوب می شود. نام روزبه بمانی چندین و چندبار در نظرسنجی های مختلف به عنوان بهترین ترانه سرای سال از سوی مردم انتخاب شده است.
مجموعه ترانه های روزبه بمانی در سال نود و پنج توسط انتشارات نگاه به چاپ رسید که با استقبال عمومی مواجه شد و در مدت کمی چندین بار تجدید چاپ شد. دنیای این روزای من نام این مجموعه ترانه بوده که دویست و پنجاه ترانه ی او که طی پانزده سال فعالیت هنری سروده در آن گردآوری شده است.
تعداد زیادی از این ترانه ها توسط خوانندگان مطرح ایرانی انتخاب و خوانده شده که از معروف ترین آن ها به ترانه های شکنجه گر، نابرده رنج، تاوان، دزیره، پیله های پرواز، تصویر رویا، اعجاز، اینجا چراغی روشنه، هر جای دنیایی دلم اونجاست، پرستش، قهوه قجری، سلول بی مرز، سراب ردپای تو، تکیه بر باد، بهشت و یه تیکه زمین می توان اشاره کرد. روزبه بمانی سبک و لحن خاص خود را دارد و هنوز در اشعار او ردپای عشق های کلاسیک و عاشقانی یافت می شود که حتی در گلایه و اعتراض به معشوق زبان به درشتی نمی گشایند و آداب و خضوع در برابر معشوق را حفظ کرده اند.
گزیده ی ترانه های عاشقانه ی روزبه بمانی در یک مجلد چهارصد و هفتاد و هشت صفحه ای در اختیار دوست داران شعر و ترانه قرار گرفته است. ترانه های روزبه بمانی در سال نود و پنج توسط انتشارات نگاه به چاپ رسید
که با استقبال عمومی مواجه شد و در مدت کمی چندین بار تجدید چاپ شد.
دنیای
این روزای من نام این مجموعه ترانه بوده که دویست و پنجاه ترانه ی او که طی
پانزده سال فعالیت هنری سروده در آن گردآوری شده است. تعداد زیادی از این
ترانه ها توسط خوانندگان مطرح ایرانی انتخاب و خوانده شده که از معروف ترین
آن ها به ترانه های شکنجه گر، نابرده رنج، تاوان، دزیره، پیله های پرواز،
تصویر رویا، اعجاز، اینجا چراغی روشنه، هر جای دنیایی دلم اونجاست، پرستش،
قهوه قجری، سلول بی مرز، سراب ردپای تو، تکیه بر باد، بهشت و یه تیکه زمین
می توان اشاره کرد.
روزبه
بمانی سبک و لحن خاص خود را دارد و هنوز در اشعار او ردپای عشق های کلاسیک
و عاشقانی یافت می شود که حتی در گلایه و اعتراض به معشوق زبان به درشتی
نمی گشایند و آداب و خضوع در برابر معشوق را حفظ کرده اند. گزیده ی ترانه
های عاشقانه ی روزبه بمانی در یک مجلد چهارصد و هفتاد و هشت صفحه ای در
اختیار دوست داران شعر و ترانه قرار گرفته است.
دیوان شهریار دو جلدی قابدار
بخشی از کتاب دیوان شهریار (دو جلدی قابدار):
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟
در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر این سفر راه قیامت می روی تنها چرا؟
عشقهای فراموششده/ گل و نوروز (جلد سخت)
قصهی دلدادگی «گل»، دختر پادشاه روم و یاسمینبانوی پارسی، به «نوروز» شاهزادهی پهلوان ایران. بیشتر عاشقانههای کهن، قصهی مردان عاشقی است که برای وصال به دلبرشان، دست به هر کاری میزنند.
چه میشود اگر یکبار هم دختری برای آزمودن مهارتهای جنگیاش قصر را ترک کند، به سفر دور دنیا برود و اسیر عشق مردی شود که پیشگوییها میگویند به دست خود او کشته خواهد شد؟ آیا فرار از سرنوشت محتوم امکان دارد؟
یک بار خواجوی کرمانی در قرن هشتم، افسانهی عامیانهی گل و نوروز را به نظم کشید و حالا شهروز بیدآبادی مقدم بار دیگر قصهی این دو دلداده را به شکل داستانی امروزی و با نثری شیوا و دلنشین بازآفریده است. عشقهای فراموششده/ عامره و هرمز (جلد سخت)
برداشتی آزاد و طنز از حکایت اسب آبنوس کتاب هزار و یک شب.
هرمز ولیعهد جوان پادشاه ایرانزمین سوار بر اسبی پرنده میشود.
راهش را در آسمانِ بیتابلو و جاده گم میکند، خسته و کوفته بر بام قصری فرود میآید و همانجا یک دل، نه هزار دل (تو بگو یکمیلیون دل، کی به کی است؟) عاشق دختر پادشاه یمن میشود و از برکت همین عشق همهی بدبختیهای عالم سرش هوار میشود.
باور نمیکنید؟ داستاننویس هم تا این داستان را ننوشته بود، باورش نمیشد!
عشقهای فراموششده/ زال و رودابه (جلد سخت)
داستان زال سپیدموی سرخچهره، پهلوان جوان و رودابه، دختر فرمانروای کابل. دیداری بر بالای برج … رودابه گیسویش را می آویزد تا زال از گیسوی بلند و دلربایش بالا رود.
زال و رودابه دل به مهر یکدیگر سپردهاند، اما آیا این دیدار نخستین رخ خواهد داد؟ آیا میتوانند کارشکنیها و آزمونهای سخت را پشت سر بگذارند؟ … آیا قدرت عشق و ایمان برای آنها سرافرازی به بار میآورد؟ … اختلاف میان کابلیان و ایرانیان را چه کنند؟
داستان زال و رودابه برگرفته از «شاهنامه»ی بزرگمرد ایرانی، «حکیم ابوالقاسم فردوسی» است. این قصه فقط قصهی عشق شیرین زال و رودابه نیست. قصهی عشق تمامی انسانها به یکدیگر است.
به هر رنگ و نژاد و قبیلهای که باشند. الهام فلاح با قلم لطیف و شیوایش با پرهیز از شیوههای مرسوم روایت قصههای کهن و با افزودن ده شخصیت تازه به قصه، داستانی با رنگ و بویی آفریده است. عشقهای فراموششده/ رابعه و بکتاش (جلد سخت)
قصهای با پایانی تکاندهنده! شاید این روزها ماجرای عاشقانهی رابعه و بکتاش افسانهای بیش به نظر نرسد، اما حقیقت این است که این قصه حقیقت دارد! حکایت دلِ شوریدهی «رابعه کعب قزداری» است، نخستین زن شاعر پارسی که به رزم و ادبش مشهور بود و دل به غلام برادرش، «بکتاش» سپرد.
بکتاش نامهی عاشقانه رابعه را میخواند و تصویری را که از چهرهی خودش فرستاده، میبیند و بر او عاشق میشود. اما آشکار کردن این عشق دردسرآفرین خواهد بود!
زیرا که بکتاش یک غلام بیشتر نیست و معشوقهاش دخترِ کعب است! خواهر والی بلخ! … عشقی ناپسند! … آیا برادر در برابر شور این عشق نرم میشود؟ «رودکی» در این میانه چه نقشی دارد؟ …
یکبار «عطار نیشابوری» ماجرای عشق رابعه و بکتاش را با افسانه درآمیخت و به نظم کشید و حالا امیر عباسیان آن را در قالب داستانی امروزی و روایتی دلنشین به نثر نوشت و بازآفرید.
عشقهای فراموششده/ بهرام و گل اندام (جلد سخت)
بهرام، شهزادهی روم، دردانهی پدر روزهای خوش و آرامی را میگذراند تا روزی که پای به شکارگاه میگذارد. آهوی دلربایی را میبیند، آهو بهقدری زیبا و دلفریب است که بهرام به دنبالش میدود.
آنقدر دور میشود که از همراهانش جدا میماند و راه را گم میکند. گذارش به قصری پُرشکوه بر بلندای کوهی میافتد …
یکبار در قرن نهم امینالدین محمد صافی قصهی عشق و دلدادگی بهرام و گلاندام را به نظم کشید و حالا یاسمن شکرگزار با روایتی سرشار از احساسات لطیف و ناب انسانی، بار دیگر این قصه را در قالب داستانی امروزی بازآفریده است.