دلوز طی سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ سلسله درسهایی را در دانشگاه پاریس ۸ دربارهی اسپینوزا ارائه کرد. متن حاضر ترجمهی این درسگفتارهاست. دلوز در این دورهی دانشگاهی خوانش خود را از نظام فکری اسپینوزا تشریح کرد و به مباحثی چون فردیت، توان، آزادی، ایده و حالمایه، خدای درونماندگار، حق طبیعی کلاسیک، هستیشناسی و اخلاق، دیرند، ابدیت و مرگ پرداخت. این مباحث اهمیت زیادی برای شناخت اسپینوزای دلوز دارند، چرا که همچون راهنمایی مسیرِ فهمِ آثار دلوز در باب اسپینوزا و همچنین نقش اسپینوزا را در پروژهی فلسفی دلوز هموارتر میکنند.
معرفی کتاب از هایدگر تا گادامر (در مسیر هرمنویتیک)
«هرمنویتیک در سدهی بیستم عمدتاً کارِ هایدگر و گادامر بوده است. اما این دو نه خود واردِ گفتوگو شدند و نه کسي آنها را بهدرستی به گفتوگو واداشت. وضعیتِ مجموعهی آثار، که در خصوصِ هایدگر بسیار پیشرفت کرده و در موردِ گادامر تقریباً به پایان رسیده است، این رویارویی را نهتنها ممکن بلکه حتی لازم میسازد: زیرا رابطهی پیچیده و چندلایهی گادامر با آموزگارش در اثرِ اصلیاش حقیقت و روش (۱۹۶۰) احتمالاً به دلیلِ ملاحظاتِ شخصی کمتر بسط پیدا کرد و در نتیجه بهدشواری قابلِ تعیین است. آیا این اثر ادامهی کارِ هایدگر با ابزارهایي دیگر بود یا طرحي در مقابلِ طرحِ هایدگر؟ ویراستِ اخیرِ مجموعه آثارِ گادامر که از سالِ ۲۰۰۰ در مجموعهاي جیبی پیشِ روی ماست […] مجالی فراهم میکند که گویی برای نخستینبار حقیقت و روش را بهمنزلهی پاسخِ منسجمي به هایدگر تلقی کنیم که بر موضوعاتِ کاملاً جدیدي تأکید میورزد.»ــ از متنِ کتاباز هایدگر تا گادامر پژوهشي است در بابِ تاریخ و معنای «هرمنویتیک» از ابتدا تا مارتین هایدگر و بهویژه هانس ـ گئورگ گادامر. ژان گروندن، نویسندهی کتاب، که علاوه بر نگارشِ رسالهی دکتریِ خود بهراهنماییِ گادامر، با او مراوده و انسِ خاصي داشته است، در این کتاب، نخست، در فصلي مفصل، به بیانِ تاریخچهی سنتِ هرمنویتیکیِ غرب و نسبتِ آن با سنتِ «خطابه» میپردازد و، پس از آن، در دو فصل، به پژوهشي بصیرتآمیز و درخشان در خصوصِ هرمنویتیک هایدگر و بهطورِکلی پروژهی فلسفیِ او اقدام میکند، تا بدین وجه زمینه را برای «تعیینِ جایگاهِ هرمنویتیک گادامر از منظرِ هایدگر» مهیا سازد. سپس در فصولِ چهارم تا دهم شرحي عمیق از عناصرِ اصلیِ «هرمنویتیک فلسفیِ» گادامر ــ بر زمینهی بحث از ارکانِ اصلیِ آن همچون زبان، فهم، حقیقت، هنر، بازی، عید، مناسک و گوشِ درون ــ به دست میدهد. در نهایت، کتاب را با بررسیِ جایگاهِ هرمنویتیک فلسفیِ گادامر در جهانِ فرانسوی، و بهویژه نسبتِ او با فیلسوفاني چون ریکور و دریدا، به پایان میبرد.
از هایدگر تا گادامر (در مسیر هرمنویتیک) - انتشارات نی
غالباً میگویند ایمانوئل کانت بزرگترین فیلسوف از زمان یونان باستان است. مسلماً [فلسفهی] او طی دویست سال گذشته سلطهای تاموتمام داشته است، بدینمعنا که تأثیرش همهجا دیده میشود، هرچند امروزه اندکاند فیلسوفانی که بهمعنای اخص کانتی شمرده شوند. بهعلاوه، این تأثیر بر حوزههای مختلف فلسفه از جمله معرفتشناسی، متافیزیک، فلسفهی علم، زیباشناسی، اخلاق، سیاست، دین و تاریخ سایه افکنده است. نقد قوهی حکم، که نزدیک اواخر قرن هجدهم و در میانهی دههی ششم حیات کانت نوشته شده، بهطرقی مهم و مدون به همهی این موضوعات میپردازد. با این همه، این کتاب تا همین اواخر نادیده گرفته میشد و حتی در این روزگار نیز که تا حدودی در کانون توجه قرار گرفته غالباً بهشکل گزینشی خوانده و تدریس میشود. این کتاب مقدمهای است بر نقد قوهی حکم، اما برای خوانندگانی نوشته شده که با فلسفه و تاریخ اندیشهها کمابیش آشنایند. هدف همانا شرح کلیت نقد قوهی حکم است، البته شرحی که نه تقلیلگرایانه است و نه باب روز و این اثر را، همانگونه که هست، در بستر کلیت فلسفهی کانت جای میدهد.