واروژان
“واروژان” نامی است آشنا در عرصه ی آهنگ سازی و تنظیم آن که به شخصیتی بزرگ در آسمان هنر ایران به نام “واروژ هاخباندیان” اختصاص دارد. ثبت زندگی و فعالیت های حرفه ای این هنرمند ارمنی تبار، در کتابی که عنوانش نام “واروژان” را بر جلد دارد، توسط “حسین عصاران” صورت گرفته و این اثر علاوه بر این یک پژوهش ادبی مهم است، نوعی تاریخ نگاری از موسیقی ایران نیز به حساب می آید.
”واروژان” پس از اتمام تحصیل، به مدرسه ی موسیقی رفت و پس از کسب مهارت لازم، قطعاتی را آهنگسازی و تنظیم کرد که هنوز هم از جایگاه ویژه ای در صنعت موسیقی کشور برخوردارند. با اینکه بسیاری از موسیقی های برجسته از ذهن خلاق “واروژان” نشات گرفته بود، اما او تا مدت ها از نام خود برای ارائه ی آثارش استفاده نکرد.
او از معدود آهنگسازانی بود که سبک منحصر به فرد خود را در موسیقی ایرانی حفظ کرد و نه به تاسی از جریان موسیقی روز دنیا و نه بر اساس موسیقی سنتی به تنظیم آهنگ نپرداخت. به این ترتیب امضای واروژان پای ترانه ها و آهنگ های مشهوری همچون “بوی خوب گندم”، “شام آخر”، “شب زده”، “کندو”، “ماه پیشونی”، “برادرجان” و “سلطان صاحبقران” باقی مانده و این ترانه های شنیدنی همچنان شنوندگان خود را به شوق می آورند.
”حسین عصاران” این اثر را از گفت و گو با نزدیک ترین همراهان و دوستان “واروژان” به رشته ی تحریر درآورده که از جمله ی این افراد می توان به “شهیار قنبری”، “حسن شماعی زاده”، “بابک بیات” و “اسفندیار منفرد زاده” اشاره نمود. “حسین عصاران” به منابع تحقیقی خود وفادار بوده و متون برگزیده برای این کتاب، عینا از مجلات و روزنامه ها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی وارد کتاب شده اند.
اثر همچنین حاوی تصاویر و عکس های مربوط به “واروژان”است که در اختیار دوستداران این هنرمند بزرگ عرصه ی موسیقی قرار گرفته است.
.
اسمش چیه؟ (شعر کودکان)
توضیحات
«اسمش چیه؟» مجموعه ای است از ۵۲ شعر از ۶ شاعر.
این سروده ها مثل هیچانهها، تخیلاتی آهنگیناند که بر مبنای ویژگیهای کودکانه و برای رشد و سامان بخشیدن به تخیل بی مرز خردسالان و درک بهتر آنها از هستی و آفریدهها سروده شدهاند. برای سرودن این مجموعه چهرههای نام آشنای شعر و ادبیات کودک گرد هم آمدهاند: جعفر ابراهیمی، مصطفی رحماندوست، افسانه شعبان نژاد، اسداله شعبانی، شکوه قاسم نیا و بابک نیک طلب. گروهی سیزده نفره از تصویرگران خوشذوق هم با تصاویری خیالانگیز و شاعرانه به شعر جانی دوباره بخشیدهاند.
بچهها از کشف قافیههای هم آوا و نیز جادوی مجاورت کلمههای هم آهنگ لذت میبرند.
درک و دریافت موسیقی
معرفی کتاب درک و دریافت موسیقی
راجر کیمی ین یکی از برجستهترین استادان موسیقی در زمانهی ماست. کتاب درک و دریافت موسیقی او که امروزه به متنی کلاسیک در حوزهی آموزش موسیقی بدل شده، حاوی اطلاعاتی پایهای در باب تاریخ و اصول هنر موسیقی است. با مطالعهی این اثر، در یک کلام، میآموزیم که مخاطبی خوب برای آثار بزرگ موسیقایی باشیم.درباره کتاب درک و دریافت موسیقی
فرانتس کافکا، نویسندهی بزرگ آلمانیزبان، جملهای با این مضمون دارد: «من از موسیقی بیش از هر چیز دیگر در این دنیا میهراسم. چرا که هرگز نمیدانم موسیقی احساسات مرا به کجاها هدایت میکند.» بینش عمیق نهفته در این جمله را، بیشوکم تمام مخاطبین عام موسیقی درمییابند. کافکا ویژگیای را به موسیقی نسبت داده که به زعم بسیاری، بنیادیترین خصیصهی این هنرِ شگرف و عمیق به شمار میرود. در توضیح این ویژگی، میتوانیم بگوییم که موسیقی، بهتر و بیشتر از تمام دیگر مدیومهای هنری، رابطهای مستقیم با عمیقترین لایههای احساسات و عواطف ما برقرار میکند. این امر از این روست که موسیقی، فرمِ محض است، و علیالاصولْ خالی از محتوای فکری و مفهومی. برای روشنتر شدن مطلب، بیایید موسیقی را با ادبیات مقایسه کنیم. ابزار اصلی ادبیات زبان است. چنانکه میدانیم، زبان خاصیتی ارجاعی دارد؛ بدین معنا که نشانگان زبانی، یعنی واژگان، به اموری بیرون از خود -به مفاهیم ذهن و به اشیاء جهان خارج- ارجاع میدهند. از این رو، ادبیات ذاتاً خصلتی تأملی دارد، زیرا زبان که ابزار اصلی آن به شمار میرود، ذاتاً ما را به تأمل در باب جهان فرا میخواند. البته این بدین معنا نیست که ادبیات با احساسات ما سروکار ندارد. اما پرواضح است که ادبیات، احساسات را به طور ثانویه و از طریق تأملاتی که برمیانگیزد، متأثر میسازد. در مقابل، موسیقی را داریم، که نشانگان و ابزار اصلی آن، یعنی آواها (به زبان تخصصی: نتها)، به هیچ موضوع بیرونیای ارجاع نمیدهند. بلکه درخودکامل و قائمبهذاتاند. و از آنجا که نشانگان موسیقایی، مستقیماً با حواس ما سروکار دارند، میتوانیم مدعی شویم که موسیقی به طور بیواسطه احساسات ما را متأثر میسازد. از همین روست که بسیاری از زیباییشناسان و نظریهپردازان هنری، قائل به این فرض بودهاند که کمال هر هنری، در نزدیکیِ آن به موسیقی نهفته است. حالا با این توضیحات، بهتر معنای گفتهی کافکا، و این ادعای او را که موسیقی احساسات ما را به مرزهای ناشناخته نزدیک میکند، درمییابیم. هدف از طرح این مقدمهی نه چندان مفصل، معرفی کتاب درک و دریافت موسیقی (Music: An Appreciation)، اثر درخشان راجر کیمی ین بوده است. این اثر به ما یاد میدهد که به شنوندگانی قابل و حرفهای برای آثار بزرگ هنر موسیقی بدل شویم و سلیقه و شمّ موسیقایی خود را ارتقا دهیم. کتاب درک و دریافت موسیقی از بسیاری جهات اثری غیرتخصصی و مقدماتی به شمار میرود؛ متنی که هدف اصلی از نگارش آن، آشنا ساختن مخاطب عام با اصولِ زیباییشناختیِ موسیقی بوده است. با این حال، وسعت دانش نویسندهی کتاب، شیوهی نگارش جذاب و ترغیبکنندهی او، و البته، وسعت و گسترهی دید وی در طرح موضوعات مربوط به موسیقی، سبب شده که کتاب درک و دریافت موسیقی نظر مثبت بسیاری از صاحبنظران و متخصصان حوزهی موسیقی را نیز به خود جلب کند، و برای این گروه هم خواندنی و آموزنده به شمار رود. از کتاب درک و دریافت موسیقی هر آنچه را که میبایست دربارهی هنر موسیقی بدانید، خواهید آموخت؛ از تاریخچهی این هنرِ محبوب و پرطرفدار گرفته، تا ساختار زیباییشناسانهی حاکم بر موسیقی، و معنای دقیق اصطلاحات تخصصیِ رایج در دنیای موسیقی. اینجا لازم است اشاره کنیم که بخش مفصل و جذابی از این کتاب، به مرور زندگی و کارنامهی هنریِ برخی از برجستهترین موسیقیدانان و آهنگسازان تاریخ، اختصاص یافته است. کتاب درک و دریافت موسیقی توسط حسین یاسینی به زبان فارسی ترجمه شده و از سوی نشر چشمه در اختیار مخاطبین علاقهمند قرار گرفته است.در نکوداشت کتاب درک و دریافت موسیقی
- کتاب درک و دریافت موسیقی، امروزه به یکی از متون کلاسیک در زمینهی آموزش موسیقی بدل شده است. در این اثر بینظیر، دورههای زمانی متناوب در تاریخ موسیقی، و شرح حال آهنگسازان بزرگ، با دقتی خارقالعاده مورد بحث قرار گرفته است. (آمازون)
تئوری موسیقی
نشر چشمه منتشر کرد: کتابی برای آموزش موسیقی که میتوان گفت جزو برترین کتاب های موسیقی در این زمینه است. با زمانی ساده و بیان نکات مهم این رشته راهنمای خوبی برای هنرآموزان موسیقی خواهد بود.
«شوپنهاور» موسیقی را عالی ترین هنرها می داند چون بیش از سایر آنها از قید هدف های غیرهنری آزاد است. مهم ترین عاملی که به معنای اعم، پایه و اساس جدی در آموزش موسیقی به کار می رود، سلفژ است که از دو قسمت عمده تشکیل می شود: 1.قسمت عملی 2.
قسمت نظری (علمی) قسمت عملی شامل خواندن و تلفظ نت ها به شکل آوازی و به شکل وزن خوانی و قسمت نظری شامل شناخت کلیه ی علامت ها و قواعدی است که در طی قرون متمادی به منظور اجرای هرچه دقیق تر موسیقی به تدریج ابداع شده و تکامل یافته اند تا بتوان شناخت هنری را که واقعیتی درونی است و بیشتر جنبه ی عاطفی دارد با این علامت ها و قواعد، به شناخت علمی تبدیل نمود. -از پیش گفتار کتاب