فوتبال عليه دشمن
در بخشی از کتاب فوتبال علیه دشمن میخوانیم:
واقعهی هامبورگ نه تنها نهضت مقاومتی نبود که ما در پیاش بودیم، بلکه نبردی بود که هرگز در آن برنده نشدیم. این بازی به نوعی جنگ را دوباره برای همه تداعی کرد: به طور خلاصه پس از بازی هامبورگ تمام هلندیها، از کاپیتان تیم ملی گرفته تا هوادارِ نخست وزیر، همه برابر بودند. بازیکنان چنین فضایی را ایجاد کردند.
پس از بازی، در هتل اینترکنتیننتال به رقص و پایکوبی پرداختند و آواز «ما راهی مونیخ میشویم» را خواندند که آواز هواداران است و «هنوز قرار نیست به خانه برویم» که آواز معروف مشروب خواران است. در هتل، شاهزاده یوهانفریسو، پسر دوم ملکهی هلند هم به جمع ملی پوشان پیوست و آواز «آیا آواز آلمانیها میشنوید؟» را خواند.
گولیت گفت دوست داشت آن موقع در میدان لایدشپلاین آمستردام باشد: «به هر حال در آلمان نمیشود جشن درست و حسابی گرفت.» او واژهی bobo را در توصیف یک مقام رسمی شیک اما بیمصرف اختراع کرد که این کلمه وارد زبان هلندی شد. حالا هلندیها همدیگر را «بوبو» صدا میزنند.
همان طور که هلندیها به رعایت مساوات معروف بودند، آلمانیها کماکان مغرور به حساب میآمدند. هانس فنبروکلن دروازهبان هلند در این باره میگوید: «نوع رفتار آلمانیها با بازیکنان حریف غیر قابل قبول است. اگر آنها در راهرویی به عرض یک متر هم با شما برخورد کنند، حتا آنقدر بانزاکت نیستند که سلام و علیکی بکنند.»
واقعیت این است که آلمانیها کاملاً (واقعاً کاملاً) مسائل اخلاقی مسابقه را فراموش کردند. حتا بکنباوئر، آلمانی خوب، که پس از بازی سوار اتوبوس هلندیها شد تا پیروزی را به حریف تبریک بگوید، شکست مقابل هلند را سزاوار تیمش ندانست.
کتاب رمانتیسم قدم اول
معرفی کتاب رمانتیسم قدم اول
فلسفه، هنر، ادبیات، موسیقی و سیاست همگی در دوره پرتلاطم بین انقلاب فرانسه 1789 و مانیفست کمونیست 1848 دگرگون شدند.این عصر "انقلاب رمانتیک" بود، زمانی که نگرش مدرن به آزادی سیاسی و هنری متولد شد.وقتی به رمانتیسم فکر می کنیم، چهره های پر زرق و برقی مانند بایرون یا شلی فورا به ذهن ما خطور می کند، اما ناپلئون یا هگل، ترنر یا بلیک، واگنر یا مارکس چطور؟ چگونه بود که رمانتیسم توانست همزمان فردگرایی پرشور و ناسیونالیسم شوونیستی را به وجود آورد؟
چگونه جنبشهای توتالیتر قرن بیستم را ترسیم کرد؟دانکن هیث و جودی بورهام به این پرسشها پاسخ میدهند و مروری منحصربهفرد از بسیاری از رشتههای درهم تنیده رمانتیسم با تمرکز بر چهرههای برجسته در بریتانیا، آلمان، فرانسه، ایتالیا، روسیه و آمریکا ارائه میکنند.رمانتیسم یک جریان فرهنگی، هنری و ادبی است که در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم در اروپا شکل گرفت. این جریان تأثیرات عمیقی بر هنر، ادب، فلسفه، موسیقی و فرهنگ کلان داشته و میتوان آن را به عنوان یک پیشران اصلی در تحولات فرهنگی زمانهای خود دانست.
خیالپردازی و فانتزی نقش مهمی در ایجاد آثار رمانتیک داشت. هنرمندان از دنیای خیالی، رویاها و داستانهای خود در آثار خود بهره بردند. رمانتیسم تأثیرات بزرگی بر ادب و هنر داشت و به طراحی معماری، نقاشی، موسیقی، و ادبیات مدرن کمک کرد. برخی از نویسندگان معروف رمانتیک شامل ویلیام وردزورث، جان کیتز، لرد بایرون، و ژورج گوردن بایرون هستند.رمانتیسم به عنوان یک جریان فرهنگی و هنری تأثیری عمیق در ادب و هنر داشت و تفکرات و ایدههای آن همچنان تاکنون بر بسیاری از آثار فرهنگی معاصر تأثیر گذار هستند.
پیراهنهای همیشه (مردان فوتبال:تکنگاریها)
متن پشت جلد: پیراهنهای همیشه
توپ به جستوجویش آمده، به رویش لبخند زده، بر پایش نشسته. توپ به بازیکن نیاز داشته و بازیکن به توپ. آنها رقصکنان جلو رفتهاند و جلو... زمان سپری شده و توپ بیوفا، دل از بازیکن کنده و بازیکن را تنهاترین تنهای دنیا کرده. بازیکن کفشها را درآورده، آب دهانش را قورت داده و گوشهایش را گرفته تا نفرین «تمام شدهای، تمام» را نشود...
پیراهنهای همیشه تکنگاریهای شاعرانهی حمیدرضا صدر دربارهی بزرگان دنیای فوتبال از جوزپه مئاتزا تا فرانتس بکنبائر است، از پله تا دیگو مارادونا، از روبرتو باجو تا الیور کان، از اریک کانتونا تا آلساندرو دل پیرو، از تیری آنری تا زینالدین زیدان، از کریستیانو رونالدو تا لیونل مسی... همه اینجا هستند؛ چشمدرچشمِ عاشقانِ سینهچاکی که گاهی دعای خیر سر دادهاند و گاهی نفرین کردهاند؛ هم رفیق بودهاند و هم جلاد.