365 قصه برای شب های سال (رحلی)
در کتاب 365 قصه برای شب های سال، افسانههاي كهن، قصههاي معاصر، قصههاي ايراني و غيرايراني، قصهي ضربالمثلها و شعرها و... با روايت و زباني نو گرد آمده است. اژدهاكوچولوي خالخالي، قوقولخان، حسني و لاكپشت، هفت جوجهاردك و گربهي اشرافي عنوان بعضي از اين قصهها هستند.
کتاب "365 قصه برای شبهای سال" از انتشارات قدیانی شامل مجموعهای از داستانهای کوتاه و شیرین برای کودکان است که هر شب قبل از خواب میتوانند یک داستان جدید را بشنوند. این کتاب با داستانهای متنوع و آموزنده، کودک را به دنیای تخیل و یادگیری میبرد و به عنوان یک همراه خوب برای شبهای کودکانه محسوب میشود.
کتاب جودی دمدمی مجموعه اول جلدهای 1 تا 5
110 قصه از هانس کریستین آندرسن
هانس کریستین آندرسن، زاده ی 2 آپریل 1805 و درگذشته ی 4 آگوست 1875، نویسنده ای دانمارکی بود. آندرسن در شهر ادنسه به دنیا آمد. او در دوران جوانی از هوش و تخیل بسیار بالایی برخوردار بود و علاقه ی وافری به ادبیات و تئاتر داشت. آندرسن در دوران کودکی برای خود صحنه ی تئاتر درست می کرد و آثار ویلیام شکسپیر را بااستفاده از عروسک های چوبی به عنوان بازیگران از حفظ بازی می کرد. آندرسن در ملاقاتی تصادفی مورد توجه ژوناس کالین قرار گرفت. او آندرسن را به مدرسه ی گرامر در اسلاگلس فرستاد و تمام مخارج مدرسه را شخصا به عهده گرفت. آندرسن قبل از رفتن به مدرسه ی گرامر موفق شده بود اولین داستان خود را در سال 1822 به چاپ برساند. از معروف ترین داستان های آندرسن می توان از «پری دریایی کوچولو»، «بندانگشتی»، «جوجه اردک زشت»، «زندگی من»، «ملکه ی برفی»، «دخترک کبریت فروش» و «لباس جدید امپراتور» نام برد
دانستنی های بچه ها، پرسش و پاسخ هایی درباره ی جانوران،علوم،تاریخ،فضا،سیاره ما
12 قصه ی تصویری از شاهنامه
ماتيلدا
در بخشی از کتاب ماتیلدا میخوانیم
زنگ تفریح، خانم هانى یکراست به دفتر خانم ترانچبول رفت. بهشدت هیجانزده بود! کمى پیشتر با دختر کوچولویى برخورد کرده بود که داراى هوش و استعدادى استثنایى بود؛ یا بهنظر او اینطور مىآمد. البته هنوز فرصت نکرده بود دقیقاً به میزان هوشش پى بِبرد، با وجود این، آنقدر تجربه داشت که بفهمد در چنین مواردى نباید دست روى دست گذاشت. فکر مىکرد مسخره است چنان کودکى را در جایى که امکان پیشرفت ندارد، به اَمانِ خدا رها کرد! معمولاً خانم هانى از مدیر مدرسه وحشت داشت و زیاد دور و بَرش آفتابى نمىشد. امّا در آن لحظه احساس مىکرد آماده است با هر خطرى روبهرو شود! درِ دفتر ترسناکش را زد. صداى غُرّشِ بَم و هولناک خانم ترانچبول بلند شد: «بیا تو!» خانم هانى رفت تو. امروزه بیشتر مدیرهاى مدرسهها را با توجه به ویژگىهاى مثبتشان انتخاب مىکنند. آنها شرایط کودکان را درک مىکنند، بچهها را از تهِ دل دوست دارند، دلسوز و مهربان هستند، با انصافند و واقعاً به امرِ آموزش علاقهمندند. امّا خانم ترانچبول...، دریغ از آنکه یکى از این ویژگىها را داشته باشد! و خدا مىداند چهطور خود را در این سِمَت جا زده بود! گذشته از همهى اینها، زن بسیار قوى و با ابهّتى بود! ظاهراً زمانى ورزشکار مشهورى بود و حتى حالا هم ماهیچههاى پهلوانانهاى داشت! این ماهیچههاى قوى در گردنِ کلفت، شانههاى بزرگ، مچِ دستهاى عضلانى و ساق پاهاى قدرتمندش بهخوبى دیده مىشد. هرکس چشمش به خانم ترانچبول مىافتاد، احساس مىکرد او مثل آب خوردن مىتواند میلههاى آهنى را خم و دفتر قطور راهنماى تلفن را از وسط نصف کند! متأسفانه در چهرهاش هم هیچ نشانى از زیبایى یا سرزندگى دیده نمىشد. چانهاى لجوج و سرسخت، دهانى بىرحم و چشمانى ریز و خودپسند داشت.قصه هایی برای دختران
در هر یک از این کتاب ها، قصه های مصور و متنوعی از دنیای حیوانات، پری های دریایی، جادوگرها، کوتوله ها، اسباب بازی ها، غول ها و... را می خوانید. بعضی از قصه های آشنا مانند جوجه اردک زشت، علاء الدین و غول چراغ جادو و دیو و دلبر نیز با روایتی دیگر در این کتاب ها آمده اند. عنوان های برخی از این داستان ها بدین شرح است: "جک ساده دل"، "آدم برفی"، "گل مینا"، "شاهزاده خانم و نخود" و "سوسک نادان"