آموزش سواد مالی به کودکان (16) – علف دادم، شیر گرفتم
این کتاب، داستان روباهی است که دماش بریده شده و برای دوختن دوبارهی دم باید کارهایی را انجام دهد. یک روز که روباه در جنگل تشنه است که از سطل پیرزنی، شیر میخورد و پیرزن هم برای تنبیه دم او را میبرد و به او میگوید که اگر برایش شیر بیاورد، دماش را برایش میدوزد. روباه پیش گاو میرود و گاو برای شیر دادن علف میخواهد، چمنزار برای علف دادن، آب میخواهد، برای آب آوردن از رودخانه، روباه از دختری کوزهاش را میخواهد و دختر هم به ازایش یک مهرهی آبی میخواهد. دستفروش به جای مهره، تخممرغ میخواهد. مرغ، دانه میخواهد تا تخم به روباه بدهد و در پایان، آسیابان بدون گرفتن چیزی از روباه به او دانه میدهد.