بوریس گرویس در این کتاب نگاهی میاندازد به اقتصاد ارزیابی و مبادلهای که نیروی محرک پایگاههای اصلی فرهنگ مدرن یعنی بازار روشنفکری و بایگانی است. زمانی که ایدهها از زمینهای به زمینهی دیگر منتقل میشوند، نومایگی پدید میآید. جابهجایی پیوستهی مرز بین امور باارزش و بیارزش، یا فرهنگ و بیحرمتی، در کانون بررسی گرویس قرار دارد. نوآوری عبارت از پیدایش چیزی از پیش پنهان نیست. در کار نوآورانهی فکری و هنری، ارزش چیزی که همیشه از قبل دیده و شناخته شده است دوباره ارزیابی میشود. ارزیابی دوبارهی ارزشها شکل کلی نوآوری است.
نظریهپردازان هنر و فیلم معمولاً مخاطب مدرن را دچار انفعالی زیباییشناختی و سیاسی میبینند. در پاسخ به این مسئله، هم هنرمندان و هم متفکران درصدد برآمدهاند تا تماشاگر را به عاملی فعال و نمایش را به اجرایی مشترک تبدیل کنند. در این کتاب، رهیافت رانسیر به این تلاش نافرجام در جهت رهایی اساساً متفاوت است. او ابتدا این پرسش را پیش میکشد که دقیقاً منظورمان از هنر سیاسی یا سیاست هنر چیست و سپس به بررسی دستاوردهای سنت هنر انتقادی و آرزوی وارد کردن هنر به زندگی میپردازد. سؤال این است که آیا نقد مبارزانهی مصرف تصاویر و کالاها از قضا به تأیید غمانگیز قدرتی مطلق بدل شده است؟