مشعشعيان (ماهيت فكري اجتماعي)
مادر کتاب مشعشعيان (ماهيت فكري اجتماعي)می خوانیم: جنبش مشعشعيان يكى از جنبشهاى شيعىِ سدهى نهم هجرى بود كه موفق به تشكيل حكومت شد، اما اين حكومت برخلاف حكومت صفويان، حكومتى فراگير و ديرپا نبود، و از آغاز تا پايان، بيش از هفتاد سال به درازا نكشيد.
در اين كتاب از سويى مشعشعيان به عنوان يك خيزش اجتماعى متأثر از شرايط سياسى، اجتماعى و فرهنگىِ سدهى نهم هجرى، بهويژه در منطقهى جنوب بينالنهرين و خوزستان معرفى شده، و از چگونگى شكلگيرى و رهبرىِ آن سخن به ميان آمده است.
اين روند در مرحلهى حكومت مستقل و سپس دوران فرمانروايى پيرو و وابسته به حكومت صفويه نيز دنبال شده است. از سوى ديگر، به ماهيت فكرى و اعتقادىِ مشعشعيان توجه شده و در اين بُعد، به مهمترين اصول بنيادىِ انديشهاى، و تحولات فكرى آنها پرداخته شده است.
كاجهاي زرد
کتاب كاجهاي زرد: راويان داستانهاي کاجهاي زرد اغلب انسانهايي هستند که در مواجهه با يک موقعيت خاص مجبور به تصميمگيري ميشوند و البته گاهي اين موقعيتها هستند که تصميم آدمها را دچار خلل ميکنند و آنها مجبورند تن به آن چيزي بدهند که شايد خودشان خيلي تمايل به انجامش ندارند. آدمهاي اين قصهها با اينکه ممکن است تنها نباشند اما وجه «تنهايي» آنها پررنگتر از وجه «اجتماعي» زندگيشان است. در اين مجموعه مانند مجموعه قبل، پونه ابدالي نيمنگاهي هم به مسائل اجتماعي و حوادث پيرامون آن دارد مثل مهاجرت، خرافات،اعدام و ... . « هيچ کدام از لامپهاي تزئيني روي بنا درست کار نميکرد، بارها سيم کشيها را چک کرديم. لامپ ها فقط يک روز روشن ميماندند و بعد ساعت يازده همان شب خاموش ميشدند. من تازه بعد از سه سال اين موضوع را فهميدم، وقتي روز اول يک برقکار آوردم تا سيمکشي کل ساختمان را وارسي کند ديدم که همسايهها چطور بهم نيشخند زدند. لابد انتظار داشتند که تا به حال من فهميده باشم که عوض کردن لامپ چارهي کار نيست. اما من نفهميده بودم. کلاً آدم بيدقتي هستم. شايد بهخاطر همين نفهميده بودم يا شايد اصلاً برايم مهم نبود که چرا چراغها درست کار نميکنند. ولي حالا که مسئوليتش گردنم بود حس ميکردم بايد دقتم را بيشتر کنم، اما طرح عوض کردن سيمکشي و راست و ريست کردن لامپها با شکست مواجه شد. بههرحال بايد درست ميشد، حتما يک برقکار در اين شهر بود که ميتوانست مشکل را پيدا کند و اين موضوع واقعا آنقدر کوچک و بياهميت بود که نميشد به راحتي از آن گذشت.» (از داستان شولا)
مواجهه
مواجهه مجموعهاي از نقدهاي ميلان كوندرا است دربارهي ادبيات، موسيقي و هنر مدرن و اخلاق. اين كتاب، كه ميتوان آن را در سري كتابهاي شوخي، خنده و فراموشي و سبك تحملناپذير هستي كوندرا به حساب آورد، با نگاهي آزاد و عاطفي سعي دارد ارتباط بين هنر و اخلاق را نشان دهد، ضمن اينكه نگرش موشكافانهي نويسنده راه پذيرش آراي او را براي مخاطب هموارتر ميكند.