پدر سالاری جدید
هشام شرابی در کتاب پدر سالاری جدید، نظریهای درباره تغییرات تحریف شده در جامعه عرب را بیان میکند. این کتاب را میتوانید با ترجمه سید احمد موثقی بخوانید.
کتاب پدر سالاری جدید، دربردارنده نظریهای درباره تغییرات تحریف شده در جامعه عرب است. این کتاب نگاهی به وقایعی میاندازد که در دنیای عرب رخ میدهد و به نام پدر سالاری جدید شناخته میشود. این اثر حاصل سالها تلاش، تحقیق و تدریس نویسنده در دانشگاه است و با رویکردی انتقادی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی سنتی و مدرن جهان عرب را مورد بررسی قرار میدهد.
بخشی از کتاب پدر سالاری جدید
سرخوردگیها و تحقیرها، خشم و نومیدی ناشی از این اوضاع، از سال ۱۹۴۸ م، و به ویژه از سال ۱۹۶۷ م، منجر به وارد آمدن ضربه روحی فلج کننده و فراگیری بر جهان عرب گردیده است. اکنون از خودگذشتگی (عملیات انتحاری با اتومبیل حامل بمب)، خشونت کور، فرار به خارج، یا مهاجرت در داخل، برای بسیاری از افراد راه خلاصی شده است. شدت بیزاری از خویش و کلْبی مسلکی، تنها با تعصبات قوم مدارانه و رویاهای بی پایه نسبت به شکوه و افتخار گذشته برابری می کند. علت این درماندگی گسترده، این تفرقه ناامیدکننده، این فروپاشی جهانی چیست؟ آیا علت اینها تنها صهیونیزم، استعمار، و امپریالیزم است؟ یا علت چیز دیگری است؛ چیزی در قلب جامعه؛ نوعی بیماری نامرئی که در حال خوردن و ساییدن مرکز است؟ مُفسران عرب متخصص موشکافی در وضعیت نهایی شده اند. اما برای بیرون ریختن تلخی و سرخوردگی کاری بیش از طغیان احساسات و بیان شفاهی آنها لازم است: ارائه چارچوبی تحلیلی که زمینه را برای تفسیری سامانمند فراهم سازد. نیاز به رویکردی نظری افزایش یافته، زیرا بحران عمیقتر و سرکشتر شده است. زمانی که اطلاعات روی هم انباشته میشود، تصویر کلی به طور فزایندهای تیره و تار و ناسازگار میشود. اکنون ما به نقطه ای رسیدهایم که دیگر نمیتوانیم به واسطه وجود درختان، جنگل را تشخیص دهیم. تلاش من در اینجا در جهت فراهم کردن چارچوبی است که در آن، واقعیت ها، وقایع، و جنبه های متنوع پدیده های اجتماعی و سیاسی سامانمند می شوند و معنی پیدا می کنند.انقلاب هاي اروپايي 1492-1992
کتاب مرگ در ونیز
معرفی کتاب مرگ در ونیز
گوستاو فون آشنباخ، نویسنده ای سالخورده، آلمانی و نمونه ی کامل انسانی باوقار، با نظم و انظباطی موشکافانه است. او که بسیار عقل گرا و وظیفه محور است، عقیده دارد که هنر واقعی تنها از طریق ضدیت با امیال و هوس های مخرب و ضعف های جسمانی به وجود می آید.
زمانی که فکر سفر، ذهن آشنباخ را به خود مشغول می سازد، به خود می گوید که ممکن است الهامات هنری، با عوض شدن آب و هوا به سراغ او بیایند. سفر آشنباخ به ونیز، اولین زیاده روی و افراطی است که طی سال ها انجام می دهد؛ این سفر، نشان گر شروع دوران افول اوست.
آشنباخ به اتمسفر لطیف و قایق های ونیزی این اجازه را می دهد تا او را به حالت آرامش مطلق برسانند. او در هتل محل اقامت خود، پسر چهارده ساله ی بسیار زیبایی به نام تادزیو را می بیند.
این پسر لهستانی به همراه مادر، خواهر و معلم خانگی اش به ونیز آمده است. در ابتدا، علاقه ی آشنباخ به پسر، کاملا زیبایی شناسانه است؛ حداقل او این چنین به خودش می گوید.
با این حال، آشنباخ خیلی زود، عشقی شدید و وسواس گونه به پسرک را در خود احساس می کند، اگرچه این دو هیچ وقت برخورد مستقیمی با هم نداشته اند.
نویسنده ی اثر، توماس مان، درباره ی این رمان گفته است: این، داستان شهوتی جهنمی است، اما مشکلی که ذهنم را بسیار درگیر خود کرده بود، مسئله ی شرافت و شأن هنرمند است.
.