اول شخص مفرد
هاروکی موراکامی نامی آشنا برای مخاطبانی است که هر بار با خواندن داستانهای او منتظر ادامهی ماجرا میمانند.
او در مجموعهداستانهای خود همواره کوشیده است که در مسیری عکس رمان پیش برود، یعنی به جای ساختن فضا و افرادی پویا میخواهد با تکههایی نامرتبط و افرادی بیشمار فضایی ناپیدا و نامکشوف اما موجود و پویا بسازد.
اینگونه است احوال «اولشخص مفرد»، تازهترین کتاب او، که در داستانهایی بهظاهر نامرتبط مفاهیمی از نو متولد میشود که انگار از اول هم بوده است، پیش از آنکه ما آغاز به خواندن آن داستان بکنیم یا حتی راوی آن را روایت و کاتب مکتوب کند.
راوی این مجموعه همان مرد آشنای موراکامی است، همان اولشخص مفرد که دیگر پیر شده و نگاهش بیشتر به گذشته است.
چنین است که پدربزرگی از تجربههای خوب و بد خویش سخن میگوید تا نوادگان بدانند زندگی چگونه ارزش زیستن دارد و خاطرات میتوانند تا به کجا به دنبال فرد در سفر باشند.
این پدربزرگ یا راوی در این داستانها همچنان از خوشیهای گذشته، از زنان، از موسیقی و ورزش سخن میگوید، آنچنان که در این یادآوری اجباری لحظهای حقیقت مستور آشکار شود و سرگذشت از نو معنی شود تا بدانیم عمر بیهوده به پای زندگی تلف نشده است.