نقد قوه حکم

300,000 تومان

معرفی کتاب نقد قوه حکم

نقد قوه‌ی حکم در «سه‌گانی» (تریلوژیِ) نقدیِ کانت اثری است که نقش میانجی و پیونددهنده‌ی دو اثر دیگر، یعنی نقد عقلِ محض و نقدِ عقلِ عملی را برعهده دارد و گذار از فلسفه‌ی نظری به فلسفه اخلاق را عملی می‌کند. کانت همان‌گونه که برای عقل محض و عقل عملی اصولی پیشین جُست‌وجو می‌کرد برای قوه‌ی حکم نیز، که قوه‌ای است مربوط به احساس لذت و الم، در جُست‌وجوی مبانی پیشین برآمد و کوشید فلسفه‌ای پیشین از ذوق برپا کند. مبنا یا اصل بنیادی نهفته در شالوده‌ی قوه‌ی حکم غایت‌مندی طبیعت است. این غایت‌مندی به دو صورت ممکن است، یا صوری و ذهنی یا واقعی و عینی. حکم به غایت‌مندی صورت یک عین بدون آن‌که هیچ غایت معینی برای آن قائل شویم حکم زیباشناختی است و اگر غایت معینی برای آن درنظر بگیریم حکم غایت‌شناختی است. بر همین مبنا، نقد قوه‌ی حکم نیز به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود: در بخش اول فلسفه‌ی ذوق (مبحث زیبا و والا) و در بخش دوم غایت‌شناسی و غایت‌شناسیِ طبیعت بررسی می‌شود و بدین‌گونه سرانجام تأمل درباره‌ی زیبایی و نظم، زیباشناسی و غایت‌شناسی، در یک کل واحد، به‌هم پیوند می‌یابد. درک ساختار جامع فلسفه‌ی نقادی کانت بدون درک مباحث این اثر، که به گفته‌ی کاسیرر «بیش از هر اثر دیگری عصب زمانه‌ی خود را تحریک کرده است» میسر نیست.
نقد قوه حکم - انتشارات نی

نقد عقل عملی

210,000 تومان

معرفی کتاب نقد عقل عملی

از غرایبِ تاریخِ فلسفه است که یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نظریه‌های اخلاق ــ یعنی نظریه‌ی اخلاقِ کانت ــ در قالبِ کتابی واحد در دسترس نیست. از میانِ سه اثرِ اصلیِ کانت در اخلاق، بنیانگذاری برای مابعدالطبیعه‌ی اخلاق، نقدِ عقلِ عملی و مابعدالطبیعه‌ی اخلاق، اولینِ آن‌ها در کانونِ علاقه‌ی فلسفی بوده و هست. حتی امروزه نیز هنوز از نظرِ بسیاری کسان لُبِ اخلاقِ کانتی در تلقیِ او از اراده‌ی خیر و در آموزه‌ی اَمرِ بی‌قیدوشرط خلاصه می‌شود. اما با مطالعه‌ی نقدِ دوم آشکار می‌شود که چنین چیزی عینِ تقلیلِ فلسفه‌ی اَخلاقِ کانت است. گستره‌ی موضوعیِ نقدِ دوم به واقع فوق‌العاده است. کانت پیش‌تر سه پرسش طرح کرده بود: «چه می‌توانم بدانم؟ چه می‌بایست بکنم؟ به چه می‌توانم امید ببندم؟». در نقدِ عقلِ عملی، اولاً، نتایجِ نقدِ نخست تأیید می‌شود؛ ثانیاً، آموزه‌ی اَمرِ بی‌قیدوشرط از طریقِ امرِ واقعِ عقلِ محض توضیح داده می‌شود و این امید که کوششِ فضیلتمندانه چه‌بسا بیهوده نباشد در پرتوِ آموزه‌ی خیرِ اعلی موجه می‌گردد. ثالثاً، کانت با سه اصلِ موضوعه‌ی آزادی، نامیرایی و خدا ــ به جای پاسخ دادن به این پرسش که به چه می‌توانم امید ببندم ــ به این پرسش پاسخ می‌دهد که من به‌مثابه‌ی سوژه‌ای اَخلاقی باید به چه چیزی معتقد باشم تا قانونِ اَخلاق موهوم نباشد. بنابراین، در نظرِ کانت معنای تکلیف‌گرایانه‌ی اَخلاق در تکلیف‌های ما در قبالِ کنش خلاصه نمی‌شود؛ از نظرِ او، ما در مقامِ سوژه‌هایی اَخلاقی باید به وُجودِ خدا و نامیراییِ نفْس معتقد باشیم. این اعتقاد از منظرِ عملی گریزناپذیر است.

نقد عقل عملی - انتشارات نی