فلسفه فیزیک
مکانیک کوانتومی جایگاه منحصربهفردی در تاریخ فیزیک دارد. این نظریه دقیقترین پیشبینیها را در میان نظریههای علمی ارائه داده است، اما شگفتانگیزتر اینکه هرگز توافقی در مورد توصیف آن از واقعیت فیزیکی وجود نداشته است. مادلین استدلال میکند که خود اصطلاح «نظریۀ کوانتومی» یک نامگذاری غلط است. یک نظریۀ فیزیکی بنیادی باید شامل هستیشناسی فیزیکی باشد، یعنی آنچه نظریه وجودش را به عنوان واقعیت فیزیکی مسلم فرض میکند، و باید شامل دینامیک نیز باشد، یعنی شامل قوانینی (قطعی یا احتمالی) که نحوۀ رفتار این موجودات واقعی فیزیکی را توصیف میکنند.
مادلین سه نظریۀ مناسب را در حالت غیرنسبیتی با شرح دقیق و واضحی از هستیشناسی و دینامیکشان بررسی میکند: نظریههای رمبش تابع موج گیراردی، ریمینی و وبر، نظریۀ موج راهبر دوبروی و بوهم، و نظریۀ چالشبرانگیز چندجهانی هیو اورت. هر سه نظریه پیشبینیهای دستورالعمل کوانتوم را بازیابی میکنند، اما دربارۀ واقعیت فیزیکی پاسخهای متفاوتی دارند. این کتاب شامل مباحثی همچون نامساوی بل، کنش از دور و ناموضعیت کوانتومی، قضیۀ بل، قضیۀ PBR، مباحث دو شکاف، مباحث هستیشناختی و هستارهای موضعی، حالت کوانتومی جهانی، مسئلۀ اندازهگیری، گربۀ شرودینگر، آزمایش GHZ، دنبالههای گوسی و الی آخر است و برای دانشجویان و دانشآموختگان فلسفه و فیزیک و نیز مخاطبان عام علاقهمند به این مباحث بسیار مفید است.
فلسفۀ فیزیک
با گذر زمان و پیشرفت علم فیزیک در شاخههای مختلف، این علم بهوفور درگیر ریاضیات و فرمولها شده است به طوری که دیگر کمتر به معنای هستیشناسانه نظریههای فیزیک توجه میشود. بیشک علم فیزیک بیش از علوم دیگر در ارتباط با طبیعت است و به همین دلیل باید نظریههای فیزیک را به صورت ملموس درک کرد و بهویژه اهمیت این نظریهها برای شناخت هرچه بیشتر هستی ایجاب میکند که به مفاهیم فیزیک و نیز مباحث فلسفی آن توجه خاص شود.
فلسفه فیزیک شاخهای از فیزیک است که به معنی واقعی کلمه با فیزیک مرتبط است. انواع سؤالهایی که میکنیم در زمره سؤالهایی است که فیزیکدانان میپرسند و همچنین در زمره سؤالهایی است که نظریههای فیزیکی به لحاظ تاریخی کوشیدهاند تا به آنها پاسخ دهند.