شرایط عشق
به راستی عشق ورزیدن به شخصی دیگر چگونه است؟ طرح این پرسش رمانتیک یکی از عمیقترین و معماییترین پرسشهایی است که میتوانیم با خودمان در میان بگذاریم. عشق یکی از مضامین اصلی احساس ماست که هر کدام از ما هنگامی که میکوشیم به فهم زندگی خود راه پیدا کنیم، روی کاغذ میآوریم، اما چه بسا هر قدر بیشتر درباره آن تامل میکنیم، فقط حیرانیمان بیشتر میشود. رابطه عشق و خوشبختی چیست؟ احتمالاً هیچ کس بیشتر از کسی که به او عشق میورزیم از ما آزار نمیبیند یا ما را آزار نمیدهد. اگر عشق چیزی است که همه ما خواهان آن هستیم، پس چرا پیدا کردنش و حفظ آن تا این حد دشوار است.
عشق یکی از پایدارترین و عزیزترین آرمانهای آدمیان است ولی دشوار خواهد بود اگر بگوییم این آرمان چیست و ارتباط آن با زندگی واقعی چگونه است. اگر به کتاب «غمهای ورتر جوان» نوشته گوته که در اواخر قرن هجدهم میلادی منتشر شد نگاهی کنیم، درخواهیم یافت چرا این کتاب در مدت زمان کوتاهی در اروپا توفیق چشم گیری پیدا میکند. این کتاب کوچک نظرگاهی ساده و اغواکننده را درباب ماهیت عشق بیان میکند.
کتاب شرایط عشق کتابی درباره هنر عشق ورزیدن است. این کتاب به ناکامیها، بردباریها و شرایطی که عشق میطلبد ورودی اعجابانگیز کرده است.
قدرت پنهان زیبایی
(چرا خوشبختی در نگاه تماشاگر نهفته است؟) استاندال میگوید زیبایی نوید خوشبختی است. اما مفهوم زیبایی مبهم است. تعریف زیبایی یا شرح دلیل اهمیت آن برای ما کار دشواری است. راز زیبایی چیست؟ قدرت زیبایی چیست؟ این سؤال های کلی یک پاسخ متعارف دارند: زیبایی در چشم تماشاگر معنا مییابد. این تعریف سنتی ممکن است خاستگاه سؤال های دیگری باشد. وقتی چیزی به چشم کسی زیبا می آید چه اتفاقی رخ میدهد؟ یا چه چیز موجب می شود کسی در شیئی که بر دیگران هیچ تأثیری نمی گذارد زیبایی بیابد. اما این عبارت جایی بر تفکر فلسفی باقی نمی گذارد و به جای آغاز کردن بحث به آن پایان میدهد.جان آرمسترانگ در کتاب قدرت پنهان زیباییبه پرسشهایی پاسخ میدهد که اهمیت و زیبایی را در زندگی ما عیان میکند و ما را به دقت در جهان پیرامون و بازنگری در آن چیزهایی که از کنارشان میگذریم فرا میخواند.