وقتی از دویدن صحبت می کنم، در چه موردی صحبت می کنم؟
معرفی کتاب وقتی از دویدن صحبت میکنم، در چه موردی صحبت می کنم؟
اگه تا به حال یه رشته ورزشی رو مرتب و روی برنامه دنبال کرده باشید، میدونید لذت ورزش کردن به رقابت و برنده شدن نیست، بلکه تماما به چالشی که شما رو در برابر خودتون به مسابقه میذاره مربوط میشه. لذت مقاومت در برابر خستگی ها و تلاش برای رسیدن به هدفی که در ذهن دارید، از حس هایی هست که کمتر کتابی به اون توجه کرده و کسی که تا به حال این حس رو تجربه نکرده باشه، از وجودش بی خبره. اما هاروکی موراکامی در کتاب خودش به خوبی احساس و روند ذهنی یک دونده استقامت رو توصیف می کنه، به طوریکه در طول داستان متوجه میشیم که این عادت خوب روزانه چقدر روی ذهن و روحیه این شخص تاثیر گذاشته.
آثار هاروکی موراکامی همیشه جزو محبوب ترین داستانهایی که روایت روان و جذابی دارند شناخته شدند. حالا این نکته رو با موضوع جذابی مثل تمرین ورزشی حرفه ای جمع کنید و نتیجه اش میشه کتابی که حسابی میتونه نظرتون رو جلب کنه و برای ورزش کردن بهتون انگیزه بده. این کتاب به خاطر حجم کمی هم که داره (۱۶۰ صفحه)، امکان نداره که حوصله سر بر بشه و احتمالا خیلی زود میتونید تمومش کنید.
کتاب “وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم”، به ترجمه ی علی حاجی قاسم رو انتشارات نگاه چاپ کرده.
وقتی از دویدن صحبت میکنم، در چه موردی صحبت میکنم؟” خاطرات هاروکی موراکامی نویسندة ژاپنی است که برخی رمانها و داستانهای کوتاه او شهرتی جهانی دارند. موراکامی با اینکه مینی مالیست نیست، امّا به واسطة آشنایی و دوستی با ریموند کارور و نیز اُنس والفت با آثار همینگ وی، گونهای تأثیرپذیری از مینی مالیستها و نیز شیوة نگارش همینگ وی در آثارش دیده میشود. موراکامی عاشق دویدن است. وی بارها در مسابقات دو شرکت کرده و رکورد خود را نیز دارد. او همچنین عاشق موسیقی جاز و گربههاست. و بسیاری موراکامی را به سبب رمان “جنگل نروژی” که شباهتهایی به “ناطور دشت” دارد “سالینجر” ژاپن نامیدهاند. ریموند کارور، داستان معروفی دارد به نام “وقتی از عشق حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم” .موراکامی نام مجموعه خاطرات خود را با اجازة بیوة کارور، خانم “تِسی گالاگر” از عنوان این داستان و کتاب وام گرفته است…
سياحتنامه ابراهيم بيگ (زينالدين مراغهاي)
کتاب«سياحتنامهي ابراهيمبيگ در واقع دائرهالمعارف جامع اوضاع ايران در اواخر قرن سيزدهم هجري است كه با قلمي تند و بيپروا و بيگذشت تحرير شده است... اين نخستين رمان اصيل اجتماعي از نوع اروپايي در زبان فارسي است كه زندگي مردم ايران را همچنان كه بوده تشريح كرده و از اين حيث شباهت زيادي به رمان نفوس مرده نويسندهي بزرگ روس، نيكلا گوگول، دارد...» (يحيي آرينپور) «انتقاد همهجانبهاي است بر حيات جامعهي ايراني كه سياست، اقتصاد، روحانيت، تعليمات، اخلاق، اعتقادات و تقريبآ همهي متعلقات اجتماعي را نقادي ميكند» (فريدون آدميت) سياحتنامهي ابراهيمبيگ يكي از مهمترين آثار دورهي انقلاب مشروطه و پيشتاز رماننويسي اجتماعي در ايران است، و هم از ديدگاه تأثير ادبي در تاريخ ادبيات نوين ايران و هم از نظر نفوذ اجتماعي در عصر خويش نقش بسيار مهمي ايفا كرده است. و شايد بتوان گفت كه ارزش سياحتنامه در انقلاب مشروطهي ايران نظير ارزش كتاب قرارداد اجتماعي در انقلاب كبير فرانسه است. سياحتنامه قصهي سياسي عاشقانهاي است كه با طنز و عصبيت روايت ميشود. داستان كه با گزارش واقعگراي يك مسافرت آغاز ميشود، اندكاندك معنايي تمثيلي به خود ميگيرد، يعني پوستهي حادثهها را ميشكافد و به حوادث و بازيگران خود معنايي تاريخي يا اسطورهاي ميبخشد و بدين طريق در گنجينهي ادبيات نوين ايراني جايگاهي ممتاز مييابد.
خاطرات پابلو نرودا: يادها و يادبودها
کتاب در جستجوی نان
معرفی کتاب در جستجوی نان
"دو موجود در من زندگی می کردند: یکی از آنها که پلیدی و نفرت بیش از حد دیده بود، تنبیه شده بود. زمزمه هولناک زندگی او را بدگمان و مشکوک کرده بود و او با شفقت درمانده ای به همه مردم از جمله خودش نگاه می کرد. فردی که آرزو داشت زندگی آرام و بازنشسته ای را دور از شهرها و مردم داشته باشد، آرزو داشت به ایران برود، وارد صومعه شود، در کلبه جنگلبانی یا اقامتگاه نگهبان راه آهن زندگی کند، یا در جایی نگهبان شب شود. در حومه شهر، هر چه جمعیت کمتر و دورتر بیشتر باشد، بهتر است.
" فرد دیگر، که توسط روح مقدس کتابهای حکیمانه و راستین تعمید یافته بود، دریافت که زمزمه هولناک زندگی نیروی بی رحمانه ای اعمال می کند که ممکن است به راحتی سرش را کنده یا زیر پاشنه کثیف له کند. و بنابراین او تمام نیروی خود را برای دفاع از خود جمع کرد، دندان هایش را دراز کرد، مشت هایش را گره کرد و همیشه برای دعوا یا مشاجره آماده بود.
" ماکسیم گورکی (1868-1936) در کتاب شاگردی من شرح دقیقی از دوران نوجوانی خود ارائه می دهد. پس از مرگ مادرش، الکسی پشکوف (گورکی) چهارده ساله برای کسب درآمد زندگی خود را به راه می اندازد، ابتدا او پسر مامور در یک مغازه کفش فروشی است، سپس، به نوبه خود، شاگرد یک نقشه کش، یک ماشین ظرفشویی در یک قایق بخار ولگا، و یک شاگرد در استودیویی که در آن نمادها نقاشی میشوند. او که از حد متوسط زشت زندگی طبقه متوسط، به دلیل «دشمن بیمعنا و احمقانهای که زندگی اطرافش را مسموم میکند» رانده شده، مدام به دنبال چیزی بهتر میگردد. این کتاب ( 1916) دومین کتاب از سه گانه زندگینامه گورکی است که هر کتاب آن بیانگر و مستقل است.
خاطرات خروشچف
کتاب «خاطرات خروشچف» نوشتههای نخست وزیر سابق اتحاد جماهیر شوروی، نیکیتا سرگیویچ خروشچف است. این خاطرات، زندگی ابتدایی خروشچف، به قدرت رسیدن او در اتحاد جماهیر شوروی و تأملات او درباب موضوعات مختلف پوشش داده است.
کتاب به لحاظ تاریخی به چند بخش تقسیم میشود. بخش اول به اوایل زندگی و شغل خروشچف اختصاص دارد.
خروشچف کودکی خود را در یک خانواده دهقانی در اوکراین و کار اولیه خود در معادن زغال سنگ و ورود خود به حزب کمونیست را بازگو میکند. او رشد سریع خود را در این حزب، به لطف فداکاری و زیرکی سیاسی اش توصیف کرده است.
بخش بعدی کتاب به عصر استالین اختصاص دارد. این بخش به تجارب خروشچف در دوران حکومت جوزف استالین میپردازد.
او گزارشی صریح از اعدامها، وحشت و فضای ترسی که در این زمان شوروی را فرا گرفته بود ارائه میدهد. خروشچف همچنین به نقش خود در جمعیسازی کشاورزی و تلاشهای صنعتیسازی شوروی میپردازد.
بخش سوم کتاب دوران جنگ جهانی دوم را پوشش میدهد. خاطرات خروشچف شرح مفصلی از نقش او به عنوان یک کمیسر نظامی در طول جنگ جهانی دوم ارائه میدهند.
او چالشهای پیش روی اتحاد جماهیر شوروی، استراتژیهای به کار گرفته شده و تعاملات خود با دیگر رهبران و فرماندهان نظامی شوروی را شرح میدهد. بخش چهارم کتاب به دورۀ پس از جنگ و شرح ماوقع به قدرت رسیدن خروشچف اختصاص دارد.
او بیان میکند که پس از جنگ، نفوذش همچنان رو به رشد بود. او خاطراتی را در مورد مبارزات به قدرت رسیدن که پس از مرگ استالین رخ داد تا در نهایت رسیدن او به مقام نخست وزیری بیان کرده است.
بخش بعدی کتاب دورۀ رهبری وی و اصلاحاتی که او انجام داد را پوشش میدهد. به عنوان نخست وزیر، خروشچف چندین اصلاحات مهم را آغاز کرد، از جمله استالین زدایی، که هدف آن از بین بردن مقدسگرایی درباب استالین و کاهش مکانیسمهای سرکوبگرانه دولت بود.
وی همچنین بر بهبود بهرهوری کشاورزی و ارتقای پیشرفتهای فناوری تمرکز کرد. او همچنین به مطالب متعددی درباب روابط بین الملل دارد.
او دیدگاه خود را در مورد رویدادهای کلیدی مانند بحران موشکی کوبا، بحران برلین و شکاف چین و شوروی ارائه میدهد. تأملات او در مورد این رویدادها بینش های ارزشمندی را در مورد پیچیدگی های دیپلماسی جنگ سرد ارائه میدهد.
در نهایت نیز بخشهای پایانی کتاب به برکناری خروشچف از قدرت در سال 1964 پرداخته است. در این بخش او با صراحت به اشتباهاتی که مرتکب شده و چالش هایی که در دوران رهبری خود با آن مواجه بوده است سخن گفته است.
.
.
.
.
اگر خورشید بمیرد
معرفی کتاب اگر خورشید بمیرد
اگر خورشید بمیرد، دفترچه خاطرات یک سال زندگی در جهان و زمانی دیگر است، زمان بیماران تکنولوژی، زمان پیشرفت، امید و مرز های جدید. جهان و زمانی که ما حتی ادر به تصورش نیز نیستیم. ما که مبتلا به ترس و شکست و سکون هستیم. این کتاب همزمان نوعی عدم تفاهم و در عین حال عشق نویسنده و پدرش است. یکی با اعتماد به آینده می نگرد و می خواهد به سوی ستاره ها پرواز کند و دیگری ترجیح می دهد ریشه اس را در سنت ها و طبیعتی که می شناسد، نگه داردو آلوده ی کار های خطرناک و بیهوده نشود. کودک به ستاره ها و سیاره ها باور دارد و پدر اعتقادی راسخ به زمین دارد و هر انکار قاطع او دردی جانکاه است.
از غربت با عشق
معرفی کتاب از غربت با عشق
آن چه میخوانید نامههای نقاش مشهور معاصر، هانیبال الخاص، به شاعر نام آشنا، م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی) است. از شواهد امر چنین بر میآید که نامهنگاری بین این دو چهرهی شناخته شدهی هنر و ادب معاصر، حدود یک دهه ادامه داشته است؛ اما با تأسف آن چه در اختیار ماست، بیشتر مربوط به سالهای 1964 تا 1966 است. البته لازم به ذکر است که از سال 1967 نیز تک و توک نامههایی وجود دارد.
دربارهی اهمیت این نامهها و علت انتشار آنها، باید به چند نکته اشاره کنیم: نخست این که در این نامهها، عمق ارتباط بین این دو چهرهی مهم ادب و هنر سرزمینمان روشن میشود. رابطهای که بیشباهت به رابطه شمس و مولانا نیست. در اغلب این نامهها، شیفتگی هانیبال الخاص به م. آزاد به روشنی دیده میشود. حتی گاهی خود الخاص به رابطهی شمس و مولانا اشاره میکند: «…من هر چه به گذشته بیشتر فکر میکنم و به خصوص آن زمان کوتاه، که عمری بود و زندگی و به قول تو آن راه رفتنها در حاشیههای آن سرزمین، محبتام به تو بیشتر میشود.
البته سخت است، ابراز این نوع حرفها که به معاشقه میماند؛ ولی این حرفها حتی مولوی و شمسبازی نیست. دوستی خالص و الخاص است و من هر چه فکر میکنم که زندگی جز لذت این همدمیها و همنفسیها نیست و مرگ جز غم از دست دادن آنان. و هر وقت این حرفها را گفتیم، خجالتی بود و فلسفهبازی، برای جبران آن خجالت و بله و نه خیر (!)»
81490
معرفی کتاب 81490
آنچه کتاب 81490 می خوانید «سرگذشتی» نیست که براساس زندگی در بازداشتگاه های تمرکز اسیران نوشته شده باشد. نیز این اوراق از آنچه در «اردوگاه های مرگ» شنیده و دیده شده یا خود بر سرگذشته است روایتی نمی کند.
این اوراق، تنها و تنها رونویس چیزهایی است که من در جریان یک سال گرفتاری خویش، در سلول انفرادی و اردوگاه های کار اجباری، شتاب آلوده بر پاره کاغذهایی یادداشت کرده، توفیق یافته ام از شبیخون های مکرر زندانبانان شان درامان نگه دارم بی آن که اکنون، هیچ گونه دستی در آن برده باشم حتا در نحوه ی بیان آن. در این یادداشت ها، بیش از هر چیز روی سخن با عزیزانی است که من در طاقت فرساترین لحظات آن آزمایش محنت بار، احساس می کردم که آن گونه سخت به دستان کودکانه شان آویخته ام. با دست راستم به دستان ایزابل و به دستان ژروم با دست چپم،ما می خواهیم که، دست کم، فرزندان ما از آنچه برما گذشته است آگاه باشند و این حقایق را هرگز از یاد نبرند.
نیز در این یادداشت ها روی سخن با کسانی است که از آن دوران محنت و درد، در تاریخ زندگی خویش فصلی مشترک یافته ایم. و اکنون این کلمات، با همه ی نارسایی خویش آن دنیای ناانسانی را که ایشان نیز در آن درهم شکسته اند و خرد و متلاشی شده اند، بار دیگر بر پای می دارد. زیرا تنها و تنها هم این گروهند که می توانند آن را چنان که بود در خاطره ی خویش تجسم دهند. با نابینایی که هرگز مردمکانش از تابش نور تأثر نپذیرفته است چه گونه از رنگ ها حکایت توان کرد؟
و سرانجام، در این یادداشت ها روی سخن با همه آن کسانی است که به حقیقت با ما در این اعتقاد همداستانند که اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته است که از اسیران بوخن والد، اشتروف هوف، داخاو، آشویتس، برگن بلزن و دیگرکشتارگاه ها چند تنی جان به سلامت ببرند، تنها از برای آن بوده است که اینان بی هیچ فتوری صدا بر دارند، از آنچه در این معابر دوزخ گذشت پرده برگیرند، و بر آنچه که دستکار عاشقان حکومت سرنیزه و زور بر میلیون ها تن مردم بی گناه رسید، شهادت دهند.
ما، هم از آن دم که آزادی یافتیم، بر آنچه به ما رفت قلم عفو کشیدیم… بخشیدن؟ _ آری بخشیدیم. اما فراموش کردن _ نه! هرگز فراموش نمی کنیم!