صبحانه قهرمانان
صبحانۀ قهرمانان یکی از ساختارشکنانهترین رمانهای معاصر است. رمانی که در قالب طنز از دغدغههای ذهنی نویسنده شکل گرفته و راجع به دو پیرمرد سفیدپوست لاغر اندام است که روی سیارهای در حال مرگ زندگی میکنند. داستان به شرح حال رویدادهای زندگی این دو نفر میپردازد. این دو شخصیت اصلی قرار است در انتهای کتاب با هم ملاقاتی داشته باشند.
"ونه گات" در واقع شخصیتهایی خلق کرده که از طریق آنها خود را متحول میکند و به این نتیجه میرسد که انسانها دو بعد «ماشینی» و «مقدس» دارند. تا زمانی که یک انسان ماشینوار عمل کند، وضعیتش پیچیده، تراژیک و مضحک خواهد بود. اما در درون همه موجودات، به طور یکسان ماهیت مقدسی وجود دارد که نویسنده آن را «نوار لغزش ناپذیری از نور» مینامد. این ماهیت در وجود تکتک این موجودات شعله میکشد. "ونه گات" در این رمان از تکنیکهای متعددی استفاده کرده تا اصول سنتی داستان نویسی را در هم بریزد. وی از همان شروع داستان درباره چگونگی پایان آن سخن میگوید اما اتفاقهای غیرمنتظره در این میان خود حدیث دیگری است.
میوه درخت سرمستی
اینگرید روخاس كونترراس در این نخستین رمانش، که برگرفته از زندگی واقعی است، با نثرى قوى و تأثیرگذار خشونتهای دهههای هشتاد و نود کلمبیا را به تصویر میکشد. کشوری که با فقر، فساد، فعالیت خودسرانۀ گروههای شبهنظامی، آدمربایی، ترور شخصیتهای متنفذ و از همه مهمتر سلطان مواد مخدر جهان، پابلو اسکوبار، دست و پنجه نرم میکرد: مردی مرموز و منفور در چشم نیمی از کلمبیاییها و قدیس در چشم نیمی دیگر.
میوۀ درخت سرمستی، یک فصل در میان به دو شخصیت اصلیاش، چولا سانتیاگوی شاد و سرزنده، از خانوادهای نسبتاً مرفه، و خدمتکارشان پترونا سانچزِ دلمُرده که مسئولیت سنگین سرپرستی خانواده را بر دوش دارد میپردازد و میکوشد با نفرین مرگ که گویی خانواده را احاطه کرده مبارزه کند. این دو دختر دورۀ بلوغ را با تجربههای متفاوتی پشت سر میگذارند: اولی با وحشت و دومی با عشق. کتاب بیش از هر چیز قصد دارد تأثیر جنگ و خشونت در زندگی کودکان را به تصویر بکشد.
شخصیتها در موقعیتهای تلخ و دشوار دست به انتخابهایی میزنند که مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. میوۀ درخت سرمستی رمانی تاریخی است که بیش از هر چیز نشان میدهد که بین وفاداری و خیانت چه مرز باریکی وجود دارد.
عروس فریبکار
زینیا زن بینظیری است؛ اما این بینظیری به سود رز، کرز و تونی نیست؛ زنانی که دلنشینترین بهانههای هستی خود را بر سر آشنایی با این زنِ باهوش و زیبا میگذارند. حاصل اعتماد این سه زن به زینیا، زنی که بیقیدانه بداندیش است و دلفریبانه زیبا، زخم مشترکی است که با مرگ زینیا تسکینی ناچیز یافته است. و اکنون زینیا هر چند درگذشته است اما ناگهان ظاهر شده، شاید برای آن که همچنان ویرانی به بار آورد
عاشق مترسک
چگونه میتوان یک مترسک را توصیف کرد ؟ مثل این است که بخواهی فقط با چند کلمه همه جهان را یکجا بیان کنی . کسانی هستند که از موش میترسند . بعضیها هم از دزدها و بعضی هم از اشباح وحشت دارند . خیلیها هم هستند که میترسند و خودشان هم نمیدانند که از چه چیزی میترسند . ولی من شخصاً دیگر از چیزی واهمه ندارم . گرچه در این خانه روستایی در میان مزرعه تنها هستم و بیرون هم سرما بیداد میکند .
معمولاً صدای خروش دریا را با وجودی که از ما دور است میشنویم ولی امشب صدای باد و دریا به هم آمیخته و خروش آنها یکصدا شده است . « مترسک آرام بود . با لحنی رسمی صحبت میکرد . پدرم نگاهش را روی من چرخاند و گفت : من اصلاً خوشم نمیآید که ولگردها پا به این جا بگذارند . او را از کجا آوردهای ؟ » « بهمن فرزانه » مترجم نام آشنای کتاب ماندگار « صد سال تنهایی » اثر جاویدان گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی این بار به سراغ مترسکی گمنام و عاشق رفته است .
فرزانه در انتخاب کتاب برای ترجمه دقت زیادی دارد چرا که ذائقه خواننده ایرانی را به خوبی میشناسد . او مترجم آثار نویسندگان بزرگی چون گراتزیا دلددا ، آلبا دسس پدس ، لوئیجی کاپوآنا ، و . . . است . رمان « عاشق مترسک » در ٢٤٨ صفحه راهی بازار نشر شده است .
و کوهستان به طنین آمد
و کوهستان به طنین آمد، با چشمانداز وسیع و داستانسرایی حکیمانه و سرشار از مفاهیم انسانیاش، رمانی عمیقاً گیرا و دلرباست که درک ژرف خالد حسینی را از تعهداتی که ما و زندگیمان را شکل میدهد نمایان میکند .
داستان با پیوند تآثیرگذار و بیمانند خواهر و برادری بیمادر در یکی از روستاهای افغانستان آغاز میشود. عبدالله، برادر بزرگ، برای پری دوساله بیش از آنکه برادر باشد حکم مادر را دارد و پری کوچولو برای عبدالله ده ساله همه چیز است. اتفاقی که برای آن دو روی میدهد و ماجراهای کوچک و بزرگی که در زندگی افراد دیگر به طنین میآید گواهی است بر پیچیدگی زندگی. نویسنده در این رمان چند نسلی _ که نه تنها به والدین و فرزندان بلکه به روابط برادران و خواهران، عموزادهها و داییزادهها، مستخدمان و سرایداران نیز میپردازد – مهرورزیها، جریحهدار کردنها، فداکاریها، خیانتها و وفاداریها را بازگو میکند؛ نشان میدهد که گاهی چطور از رفتار نزدیکترین کسانمان شگفتزده میشویم، آن هم درست در لحظاتی که بیشترین اهمیت را دارند.
داستان با دنبال کردن شخصیتها و انشعاب زندگیهایشان و عشقها و تصمیماتشان در سراسر جهان _ از کابل تا پاریس، از سانفرانسیسکو تا جزیره تینوس در یونان _ آرامآرام گسترش مییابد و با پیش رفتن هر صفحه تأثرها و پیچیدگیهای احساسی داستان را به نمایش میگذارد.
خالد حسینی با نگاشتن کوهستان به طنین آمد و بهره بردن از همان غرایز چشمگیر و بینش فلسفیِ بادبادکباز و هزار خورشید تابان دیگر بار ثابت کرده که قصهگویی مادرزاد است. او یکی از پرخوانندهترین و محبوبترین نویسندگان دنیاست. تا به حال از دو رمان اول او، بادبادکباز و هزار خورشید تابان بیش از ده میلیون نسخه در آمریکا و بیش از ٣٨ میلیون نسخه در بیش از هفتاد کشور دنیا به فروش رفته است.
کتاب « و کوهستان به طنین آمد » در ٤٨٧ صفحه راهی بازار نشر شد.
مدار رأس السرطان
هنری میلر یکی از نویسندگان مطرح قرن بیستم است. این کتاب برای اولین بار در سال ١٩٣٤ در پاریس منتشر میشود و نخستین کتابی است که میلر بعد از سفرش به اروپا مینویسد. کتابی که در میان نخبگان و نویسندگان بسیاری تحسین شد. هنری میلر در این کتاب زندگی خودش را دستمایه قرار میدهد و دربارۀ آن مینویسد. «میلر» در آمریکا و در اوج فقر دست به کارهای مختلفی میزند. از جمله گورکنی، کارگری و از همه بیشتر و مهم تر خیابانگردی.
مدار رأس السرطان ذهنیت نامه خود نوشته هنری میلر است.
خدمتکارها
رمان خدمتکارها داستان سه زن آمریکایی است که دو نفرشان مستخدم سیاهپوستند . سومین زن میخواهد تبعیضهای نژادی را درباره آنها روایت کند . کاترین استاکت با لحنی گیرا این سه زن را به تصویر کشیده است که ارادهشان برای ایجاد حرکتی تحول برانگیز وضعیت شهرشان و نظر زنان ، مادران ، دختران ، پرستاران و دوستان را نسبت به همدیگر تغییر میدهد . خدمتکارها داستانی جهانی و همیشگی درباره خط قرمزها و قوانینی است که رعایتشان میکنیم و قوانینی که رعایتشان نمیکنیم . این سه زن با تفاوتهایی که دارند برای کار کردن روی طرحی مخفیانه دور هم جمع میشوند و خودشان را به خطر میاندازند . چرا که میخواهند از خط قرمزهای حاکم بر جامعهشان عبور کنند : « درست قبل از اینکه خدمتکار خانم لیفولت شوم ، پسرم را از دست دادم . بیست و چهار ساله بود . بهترین دوره زندگی هر آدمی . وقت زیادی برای زندگی کردن توی این دنیا نداشت . » از رمان « خدمتکارها » چند سال پیش فیلمی ساخته شد ، که روح زنانه داستان را همراه خود داشت .
حشاشین
سازمان مخفی حشاشین یا به عبارتی آدمکش های پاپ ، که قبلاً در قرون وسطی و دوره رنسانس فعال بوده است قبل از جنگ جهانی دوم، توسط بالاترین مقامات روحانی کلیسا بازسازی و سازماندهی می شود تا اعضای آن که همگی کشیش های متعصب ، نیرومندودر خدمت اهداف روحانیان بلند مرتبه از جمله پاپ اعظم هستند مخالفین را از سر راه بردارند.
داستان از جایی شروع می شودکه خواهر والنتیاین "وال" در آرشیو اسناد کلیسا پی به اسرار مخوفی می برد.
کلید ورود به این اسرار، عکسی چهار نفره در زمان جنگ جهانی دوم است که در کافهای در پاریس انداخته شده. کشف این رازها باعث به قتل رسیدن او توسط هورست من یکی از مخوف ترین کشیش های سازمان حشاشین می شود .قتلی که سرآغاز جنایت های دیگری است.
برادر والنتیاین، بن، که وکیل دعاوی و از اعضای سابق فرقه ی یسوعیون تصمیم میگیرد راز قتل خواهرش و آن عکس را کشف کند.ودر این راه واقعیت های تلخ و تکان دهنده ایی به وحشتناکترین شکل ممکن بر سرش آوار می شود .