تک خشتو چند داستان دیگر
آن طور که پیداست اولین کسی که زال را توی خانه سید دیده، همان زنِ صیغهای بوده که از بس با ناخنها پوست صورت و سینهاش را کنده حالا دستهایش را بستهاند. صبح که میرود به عادت هر روز تا غذایی چیزی درست کند، برعکس هر روز درِ خانه را بسته میبیند. در که میزند به جای سید زال را میبیند.
عشق روی چاکرای دوم
این مجموعه از ١٠ داستان تشکیل شده است. داستان آن که شبیه تو نیست برنده جایزه صد سالگی صادق هدایت از سایت سخن شده است. در این داستان می خوانیم: "بعدها، بی آن که بدانم چرا، یادم می افتاد دیگر اصلا شبیه زنی نیست که دور دریاچه مصنوعی ورزشگاه، برای آب کردن چربی هایش می دوید" داستان های دیگر عبارتند از: همین نزدیکی اما، ششمین نسل با حرف های اضافه، من به توان تو، عشق روی چاکرای دوم، غم میان بادهای موسمی، به چهل روایت دخترانه، هاردت .... ماروت و با تشدید روی جیم.
چهار درویش
یکی از متون نقّالیِ پر خواننده و محبوب عامه قصه چهار درویش است. از این افسانه تاکنون دهها تحریر مکتوب متعلق به سه سده گذشته در دست است. چندین روایت شفاهی نیز دارد و این نشاندهنده آن است که در محافل و قهوهخانهها و شبنشینیها خوانده و روایت میشده است. امروزه با وجود تلویزیون و رسانههای دیگر، شاید مردم کمتر به این قصهها مراجعه کنند و دسترسی داشته باشند. از اینرو، در مجموعه ادب عامه از میان روایات مختلف داستان یکی از قدیمیترین و کاملترین متن را آوردهایم. چهار درویش با توجه به چاپهای سربی و سنگی و نسخ خطی فراوانی که داشته، تا کنون به شیوهای مصحَح و منقح چاپ نشده است.
به دلیل پر خواننده بودن کتاب، اختلاف نسخههای خطی و چاپی آن نیز زیاد و گاه نثر آنها متفاوت است. علاوه بر آن، لازم است برای تدوین تاریخ ادبیات عامه، آثار و متون آنکه همواره مورد غفلت مورخان ادبی بوده، این آثار به شکل علمی و توأم با نقد و بررسی منتشر شود تا هم مردم که مخاطب اصلی این آثار هستند بهره ببرند و هم تصحیحی منقح انجام گیرد. چهار درویش به گواهی قدیمترین نسخه خطی تاریخدار مربوط به سال ١١٦٣ هجری قمری و جزو ادبیات داستانی عصر صفوی است. در این دوره تحریر افسانههای عامه بیش از پیش معمول شد و آثار معتبری در این عهد به وجود آمد. دلیل خلق آثار جدید رواج قصهگویی و قصهخوانی در محافل و قهوهخانهها بود.