کتاب زن سی ساله
معرفی کتاب زن سی ساله
اونوره دو بالزاک نویسنده کتاب زن سی ساله ، که به همراه فلوبر ، عموما به عنوان بنیانگذار رئالیسم در داستان های اروپایی قلمداد می شود. اثربزرگ او به نام کمدی انسانی شامل 95 اثر (داستان ، رمان و مقاله) و 48 اثر ناتمام است.صبح یکشنبه آوریل 1813 بود ، صبحگاهی که نوید یکی از آن روزهای روشن را داد که پاریسی ها ، برای اولین بار در سال ، سنگ فرش های خشک در زیر و یک آسمان بی ابر را می بینند. هنوز ظهر نگذشته بود که یک کابریولت لوکس ، کشیده شده توسط دو اسب ظاهر شد و در پشت یک ردیف از واگنهای ایستاده در مقابل سد تازه باز شده در نیمه راه ایستاد.دختری که موهای نازکش اکنون خاکستری شده بود ، چهره ای از سن زودرس به او می بخشد. بانوی کوچک ، که روی واگن ایستاده بود .هیچ عاشقی نمی توانست اینقدر مراقب باشد. این غریبه تنها می تواند پدر دختر جوان باشد که بدون کلمه تشکر ، بازوی او را به طور آشنا در دست گرفت.
کتاب حیوان را دست کم نگیر
معرفی کتاب حیوان را دست کم نگیر
در میان روان شناسان و دانشمندان امور اجتماعی این باور علمی وجود دارد که بیشتر بزهکاران و قاتلین در دوران کودکی خود به حیوان آزاری پرداخته اند... «حیوان را دست کم نگیر» کتابی است در دستان والدین که با آن شیوه ی صحیح رفتار با حیوانات را به کودکان خود بیاموزند.
عزیز نسین با بیان طنز داستان در کنار بکارگیری آموزه های اخلاقی، روح والای انسانی را در کالبد شخصیت های حیوانی این کتاب دمیده است. «... بعضی هامان اعتقاد داریم که وقتی انسان خودش هزار و یک بدبختی دارد، حیوان دوستی او نمی تواند چیزی به جز یک فانتزی باشد. اما این طور نیست. پدید آمدن حس حمایت از حیوان نتیجه ی تفکر و احساس انسان است.»؛
کتاب مرسو چه کسی را کشت
معرفی کتاب مرسو چه کسی را کشت
او برادر «مرد عرب» است؛ مردی که توسط مرسو بدنام، ضدقهرمان رمان کلاسیک آلبر کامو، به قتل رسید. 70 سال پس از این اتفاق، هارون که از کودکی، تحت تأثیر یاد و خاطره ی برادرش زندگی کرده است، تصمیم می گیرد تا او را از گمنامی برهاند: هارون به برادرش یک داستان و نام[موسی] می بخشد و در ساحلی آفتابی به شرح اتفاقاتی می پردازد که منجر به مرگ تصادفی موسی شد.
او در کافه ای در شهر وهران، شبی از پس شبی دیگر، به نشخوار افکار خود می پردازد: تنهایی و انزوایش، قلب شکسته و اندوهناکش، خشمش نسبت به مردمی که با استیصال به دنبال یک معبود می گردند و آشفتگی اش در مواجهه با کشوری که مدت هاست به آن امیدی ندارد.
او که در جامعه ی خود، یک بیگانه به حساب می آید، درنهایت، خواستار گرفتن حق خود برای مردن است. کتاب «رمان مرسو چه کسی را کشت؟»، نه تنها تأملی ژرف بر هویت اعراب و اثرات فاجعه بار استعمار در الجزایر است، بلکه به عنوان اثری ادبی و درخشان با لحنی منحصر به فرد و تأثیرگذار، خود را مطرح می سازد.
کتاب پوست
معرفی کتاب پوست
کتاب پوست، رمانی نوشته ی کورتزیو مالاپارته است که اولین بار در سال 1949 انتشار یافت. سروان کورتزیو مالاپارته، راوی داستان، افسری ایتالیایی است که در ناپل خدمت می کند. سرهنگ جک همیلتون، مردی آمریکایی و عضو ارتش ایالات متحده است و بسیار مورد احترام مالاپارته است. جیمی رن، سروانی دیگر در ارتش است و شخصیتی گرم و صمیمی دارد. این سه مرد، روزهای خود را در ایتالیای اشغال شده در کنار هم می گذرانند. آن ها یک روز کوچه ای را پیدا می کنند که با محیط دلگیر و بی روح پیرامون، متفاوت است.
در این کوچه، شیرینی های تازه و داغ سرو می شود و یکی از زنانی که آنجا زندگی می کند، ترانه می خواند. مالاپارته همچنین از بازماندگانی سخن می گوید که مجبور به انجام کارهایی می شوند که هیچ وقت تصور نمی کردند برای افزایش احتمال زنده ماندن خود، مرتکب شوند.
کتاب ساندویچ ژامبون
معرفی کتاب ساندویچ ژامبون
کتاب ساندویچ ژامبون، رمانی نوشته ی چارلز بوکفسکی است که اولین بار در سال 1982 وارد بازار نشر شد.
بوکفسکی در این کتاب که به شکلی گسترده به عنوان یکی از برترین آثار او مورد تحسین و تمجید قرار گرفته، در قالب صدای خویشتنِ داستانیِ خود، یعنی شخصیت هنری چیناسکی، سال های طولانی و پر از تنهایی دوران جوانی اش را به تصویر می کشد؛ از دوران کودکیِ بدون شادی و رفاه او در آلمان تا سال های سخت و گیج کننده ی نوجوانی و قدم گذاشتن به دنیای زنان، الکل و البته مجموعه کتاب های دی. اچ. لاورنس. کتاب ساندویچ ژامبون تصویری صادقانه، بدون تعارف، بسیار خنده دار و سرگرم کننده از بزرگ شدن شخصیتی بیگانه با دنیای پیرامون را در روزهای سخت رکود بزرگ اقتصادی ارائه می کند.
گاو (فیلمنامه گاو)
معرفی کتاب گاو (فیلمنامه گاو)
همه امید زندگی مش حسن به تنها گاوی است که در طویله اش دارد و از وجود آن علاوه بر امرار معاش خانواده خود، افراد روستا را نیز بهرهمند میسازد. همه این مسائل باعث شده است که مش حسن دلبستگی خاصی به این گاو داشته باشد. اما روزی که مش حسن به شهر رفته، گاو به علت نامشخصی میمیرد و افراد روستا با موافقت همسر مش حسن نعش گاو را در چاه روستا میاندازند و پس از بازگشت مش حسن وانمود میکنند که گاو گریخته است ولی او باور نمیکند و اعتقاد دارد گاو را اهالی روستا به قتل رساندهاند. از آن پس حالش دگرگون میشود و خود را گاو میپندارد. کوشش و پند و نصیحت بزرگان و ریش سفیدان روستا، چاره ساز نمیشود و سرانجام کدخدا و مش اسلام تصمیم میگیرند او را برای مداوا به شهر ببرند؛اما….. / از این کتاب فیلمانه ، فیلم گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی در سال ۱۳۴۸ ساخته شد.
شازده کوچولو (جلد سخت)
معرفی کتاب شازده کوچولو (جلد سخت)
از بچهها عذر مىخواهم كه اين كتاب را به يكى از بزرگترها هديه كردهام. براى اين كار يك دليل موجه دارم: اين «بزرگتر» بهترين دوست من تو همهى دنيا است. يك دليل ديگرم هم آنكه اين «بزرگتر» همه چيز را مىتواند بفهمد حتا كتابهايى را كه براى بچهها نوشته باشند. عذر سومم اين است كه اين «بزرگتر» تو فرانسه زندهگى مىكند و آنجا گشنهگى و تشنهگى مىكشد و سخت محتاج دلجويى است. اگر همهى اين عذرها كافى نباشد اجازه مىخواهم اين كتاب را تقديم آن بچهيى كنم كه اين آدم بزرگ يك روزى بوده. آخر هر آدم بزرگى هم روزى روزگارى بچهيى بوده (گيرم كمتر كسى از آنها اين را بهياد مىآورد.)
كاجهاي زرد
کتاب كاجهاي زرد: راويان داستانهاي کاجهاي زرد اغلب انسانهايي هستند که در مواجهه با يک موقعيت خاص مجبور به تصميمگيري ميشوند و البته گاهي اين موقعيتها هستند که تصميم آدمها را دچار خلل ميکنند و آنها مجبورند تن به آن چيزي بدهند که شايد خودشان خيلي تمايل به انجامش ندارند. آدمهاي اين قصهها با اينکه ممکن است تنها نباشند اما وجه «تنهايي» آنها پررنگتر از وجه «اجتماعي» زندگيشان است. در اين مجموعه مانند مجموعه قبل، پونه ابدالي نيمنگاهي هم به مسائل اجتماعي و حوادث پيرامون آن دارد مثل مهاجرت، خرافات،اعدام و ... . « هيچ کدام از لامپهاي تزئيني روي بنا درست کار نميکرد، بارها سيم کشيها را چک کرديم. لامپ ها فقط يک روز روشن ميماندند و بعد ساعت يازده همان شب خاموش ميشدند. من تازه بعد از سه سال اين موضوع را فهميدم، وقتي روز اول يک برقکار آوردم تا سيمکشي کل ساختمان را وارسي کند ديدم که همسايهها چطور بهم نيشخند زدند. لابد انتظار داشتند که تا به حال من فهميده باشم که عوض کردن لامپ چارهي کار نيست. اما من نفهميده بودم. کلاً آدم بيدقتي هستم. شايد بهخاطر همين نفهميده بودم يا شايد اصلاً برايم مهم نبود که چرا چراغها درست کار نميکنند. ولي حالا که مسئوليتش گردنم بود حس ميکردم بايد دقتم را بيشتر کنم، اما طرح عوض کردن سيمکشي و راست و ريست کردن لامپها با شکست مواجه شد. بههرحال بايد درست ميشد، حتما يک برقکار در اين شهر بود که ميتوانست مشکل را پيدا کند و اين موضوع واقعا آنقدر کوچک و بياهميت بود که نميشد به راحتي از آن گذشت.» (از داستان شولا)