ربه کا
ربه کا دختر فقیری است که هیچگاه نام حقیقیاش ذکر نمیشود و به عنوان پیشخدمت، در کنارِ زن نفرتانگیزی به نام «وان هوپر» زندگی میکند. این دختر جوان در سفر، فرصتی مییابد تا با «ماکسیم دووینتر» آشنا شود. «ماکسیم» ثروتمند و مشهور است؛ اما خانهای که در آن زندگی میکند، یعنی قصر «ماندرلی» از خودش هم مشهورتر است.
«ماکسیم» به طور غیرمنتظرهای از قهرمان رمان «ربهکا» خواستگاری مینماید و دخترک هم که تصور میکند شانس در خانهاش را زده است، این پیشنهاد را میپذیرد. از اینجای داستان، او با نام خانم «دووینتر» شناخته میشود.
زن جوان پس از ورود به عمارت «ماندرلی» متوجه میشود با اینکه ربهکا همسر اول ماکسیم، از دنیا رفته است؛ اما سایهی سنگینش همچنان بر فضای عمارت حاکم است و ساکنان نیز تحت تأثیر او هستند. راوی اعتماد بهنفس اندکی دارد و با شنیدن وصف جذابیت، زیبایی و مردمداری ربهکا، شیفتهی او میشود و تلاش میکند از همسرِ اولِ ماکسیم تقلید نماید.
شخصیت اصلی داستان که سردرگم و پریشان است، خود را در شرایط سخت و دلهرهآوری مییابد و سعی میکند پی به سرنوشت حقیقی ربهکا ببرد.
سالها از نگارش کتاب «ربهکا» توسط «دافنه دوموریه» میگذرد؛ اما این اثرِ ماندگار، همچنان در زمرهی بهترین رمانهای عاشقانه و گوتیک قرار دارد.