ترلان
شخصیت های اصلی داستان دو دختر به نام های ترلان و رعنا هستند؛ دو دوست هم مدرسه ای که تصمیم می گیرند پاسبان شوند. آن ها به تهران می آیند و پس از گذراندن دوره ی آموزشی سخت و پررنج، سرانجام به آرزویشان می رسند. ترلان که دختری کتاب خوان و اهل نوشتن است درباره ی اتفاقاتی که در این محیط رخ می دهد می نویسد. او ساکت است و اهل رفتارها و کارهای دخترانه نیست.
پایان یک مرد
ماه کامل می شود
بهاره از خانواده سنتی خود جدا شده و به همراه برادرش بهادر در تهران زندگی می کند. او در شرکتی کار می کند و در آن شرکت با مردی که دوست عزیز خطابش می کند و چند نفر دیگر کار می کند و در ادامه ماجراجویی ها و خودیابی اش به پیشنهاد یکی از دوستانش به ترکیه سفر می کند تا با بهنام ملاقات کند و احیانا ازدواج کند. سفر فرصتی برایش فراهم می کند تا با فاصله به پشت سر نگاه کند و با اعتمادبه نفس بیشتری در مورد انتخاب تازه خود تآمل کند.
بعد از پایان
بچه های امروز معرکه اند
کتاب داستانی «بچه های امروز معرکه اند» نوشته عزیز نسین با ترجمه داوود وفایی توسط نشر مرکز به چاپ ششم رسید. این کتاب با قالب داستانی، نامه نگاری دو هم شاگردی را در بر می گیرد، اما در خلال مطالبی که به زبان کودکانه بیان می شود، به بزرگ ترها و رفتارشان انتقاد می کند.«بچه های امروز معرکه اند» با رویکردی انتقادی، سیستم آموزشی و تربیتی کودکان و نوجوانان ترکیه را در دهه های ابتدایی قرن بیستم به سخره می گیرد. «بچه های امروز معرکه اند» که برای اولین بار در سال های دهه ۱۹۶۰ در ترکیه منتشر شد، طنز صریح و مشخصی دارد. نسین در خلال طنزهای جاری در این کتاب، با جدیت و قلمی تند، انتقادات خود را نسبت به خفقان و فضای بسته ترکیه آن روز، مطرح کرده است.چاپ اول ترجمه «بچه های امروز معرکه اند» ، اواخر زمستان ۹۴ منتشر شد و در آخرین روزهای فروردین ماه ۹۵ به چاپ پنجم رسید.
در این کتاب خواهید دانست که بزرگترها از نگاه کودکان چگونه دیده می شوند. در این کتاب کودکان به نقد پدر و مادر و معلمشان می پردازند. این کتاب خطای بسیاری از احکام ارزشی در ظاهر ضروری و معتبر درباره ی تربیت کودکان امروز را نشان می دهد. در این کتاب کودکان در برابر بزرگترها به دفاع از خود و حقوق شان می پردازند.
این کتاب مکاتبات دو همکلاسی به نام احمد و زینب است و در ترکیه بارها و بارها به چاپ رسیده است. عزیز نسین در این کتاب به انتقاد از نظام آموزشی جامعه خود و شیوه های غلط تربیتی خانواده ها می پردازد. مطالب کتاب خنده دار است. کتاب در عین برخورداری از جاذبه و کشش لازم، سخت عبرت آموز و پند دهنده نیز هست. همانطور که نویسند خود معتقد است، این کتاب نه فقط برای بچه ها که برای بزرگ ترها هم خواندنی است. در این کتاب خواهید دانست که بزرگترها از نگاه کودکان چگونه دیده می شوند. در این کتاب کودکان به نقد پدر و مادر و معلمشان می پردازند. این کتاب خطای بسیاری از احکام ارزشی در ظاهر ضروری و معتبر درباره ی تربیت کودکان امروز را نشان می دهد. در این کتاب کودکان در برابر بزرگترها به دفاع از خود و حقوق شان می پردازند.
بالون مهتا
رمان کوتاه «بالون مهتا»، فضایی فانتزی و غیرواقعی دارد و علاقهمندان به این فضا، با این رمان به خوبی ارتباط برقرار میکنند. «بالون مهتا» سومین رمان جعفر مدرس صادقی است. او این رمان را در سال ۱۳۶۶ نوشته است.
«بالون مهتا» درباره مهتاست، مردی هندی تبار، که دلش میخواهد بدون کمک بالون پرواز کند. نه فقط پرواز در پهنۀ مکان، که پرواز در پهنۀ زمان را هم میخواهد. او دلش میخواهد به کودکیها و پیریهایش هم پرواز کند. مهتا ویژگیهای خاص و منحصر به فردی دارد. مهتا یک بالون سفید دارد و قدرتی خاص که با کمک آن میتواند خیلی کارهایی را که دوست دارد، انجام دهد و دیگران را هم وادار کند که طبق خواست و نظر او رفتار کنند. رامین و سیما هم از دیگر شخصیتهای این رمان هستند. رامین ، همراه مهتا در یک ساختمان هشت طبقه زندگی میکند. او درگیر تلفنهای زیاد است و مدام در باجه تلفن عمومی روبه روی ساختمان، مشغول تلفن زدن و حرفزدنهای طولانی است. سیما، شخصیت اصلی کتاب، از دیگر ساکنین این ساختمان است. او در طبقه دوم زندگی میکند و سخت تنهاست. پدر و مادر سیما، به آمریکا مهاجرت کردهاند. سیما مدتی است که درگیر تنهایی و افسردگی است. بعد از رفتن پدر و مادرش او باید او لوازم خانه را بفروشد. تنهایی و پریشانی سیما، رفته رفته روی مهتا، تاثیر میگذارد.
در تکهای از کتاب میخوانیم:
«سیما هنوز تصمیمی برای این گلدانها نگرفته. این گلدانها از دوازده سال پیش که پدرش این آپارتمان را خرید این جا بودهاند و جزئی از خود آپارتماناند. هر کسی که این آپارتمان را بخرد صاحب این گلدانها هم میشود. گلدانهای سفالی، گلدانهای بزرگ و کوچک، با گیاههای پر شاخ و برگ و سرسبز. گلدانهای بزرگتر روی بالکن و گلدانهای کوچکتر در گوشه و کنار اتاق پذیرایی، پهلوی شیشۀ پنجرۀ قدی رو به بالکن، روی میزهای کوتاه کنار دیوار. همۀ گلدانها گیاههای پر شاخ و برگ و سرسبزی دارند و سیما هنوز هم به آنها آب میدهد.»
جعفر مدرس صادقی را علاقهمندان جدی ادبیات میشناسند. او سالهاست که مینویسد. در کارنامۀ کاریاش علاوه بر چند رمان و مجموعه داستان کوتاه، ویرایش برخی از متون کلاسیک فارسی هم به چشم میخورد. «گاو خونی» از رمانهای معروف اوست. او بعد از فعالیتهای مطبوعاتی در شروع راه، مثل گزارشنویسی و نقد و معرفی کتاب، اولین داستان کوتاهش را در ۱۹ سالگی در ماهنامه رودکی منتشر کرد. در آثار مدرس صادقی میتوان شاهد وقایع و پدیدههای شگفتانگیز بود. او خیلی خود را مقید به واقعنمایی نمیکند.
برخی اعتقاد دارند، جعفر مدرس صادقی نیز از آن دست نویسندگانی است که تحت تاثیر گابریل گارسیا مارکز است. بنابراین شاید بیربط نباشد که برخی از منتقدان و پژوهشگران ادبی تاثیر «صد سال تنهایی» مارکز را در داستان کمحجم «بالون مهتا» دیدهاند و به تحلیل و مقایسه این دو اثر، از منظر ادبیات تطبیقی، نشستهاند. از پررنگترین نقاط اشتراک میتوان به: میل زیاد به انجام کارهای خارقالعاده، مایوس شدن و تلخکامی نهایی اشاره کرد.
«بالون مهتا» در ۱۲۷ صفحه و ۷ فصل نوشته شده است. برخلاف «گاوخونی» که راوی اول شخص دارد، راوی «بالون مهتا» سوم شخص است. نثر آن با وجود سادگی، کلیشهای و معمولی نیست. شاید خواندن این کتاب کمحجم، برای خوانندگانی که میخواهند با دنیای داستانی و نثر این نویسنده ایرانی آشنا شوند، خالی از لطف نباشد.
شهر خرس
اگر فردريک بکمن را بشناسی، اگر کتابهايش را خوانده باشی، ميدانی که او خودش را تکرار نمیکند. بکمن هميشه از زاويهای تازه به آدمها، ارتباطاتشان، خاطرهها، عشقها و نفرتها، گريهها و خندهها، و پيروزیها و ضعفها مینگرد.
اين بار موضوع کتاب بکمن هاکی است ـ ورزش محبوب خرسها ـ اما شهر خرس و ساکنان آن در دل جنگل دغدغههای ديگری هم دارند. اميدها و رؤياهای آنها به بازوهای بازيکنان تيم هاکی گره خورده، اما ماجرايی که برای یکی از این بازیکنان و دختری جوان پیش میآید و اتفاقهای دیگری را رقم میزند...
داستان اين شهر کوچک داستان تمام جهان است. بکمن ادامهی این داستان را در رماتن مستقل ما در برابر شما پی گرفته است.
نشر نون اولين ناشر ايرانی است که مجموعهی کامل آثار بکمن را به مخاطبان فارسیزبان ارائه کرده است.
روزی که رهایم کردی
در کتاب روزی که رهایم کردی، نوشتهی النا فرانته، داستان زن عاشقی را میخوانیم که با وجود دو فرزند و خیانت ناگهانی همسرش، برای ساختن دوبارهی باورهای فروریختهی خود تلاش میکند. تلاشی که احساسات آسیبدیدهی او را چون امواجی از کلمات به زبان میآورد تا با واکاوی درونش، به ساحل آرامش برسد و وجود خود را التیام ببخشد. این کتاب از جمله نامزدهای نهایی جایزهی ادبی بوکر بوده است.