روان درماني در عمل
جلدِ شانزدهم از مجموعه آثارِ یونگ، همین کتاب «روان درمانی در عمل» است که مجموعهای است از مقالات ِ رواندرمانیِ تحلیلی پیرامونِ برخی مفاهیمِ اصلی ِ کاربست و بالین، همچون انتقالِ متقابل، تخلیهی هیجانی و تحلیل ِرویا. و البته رسالهای با عنوانِ واقعیتهای کاربستِ رواندرمانی، که پس از مرگِ یونگ، یکبار توسط انتشاراتِ راتلج ِ لندن به تاریخِ ۱۹۹۳ و پیشتر در انتشاراتِ دانشگاهِ پرینستون به سالِ ۱۹۶۶ منتشر شد.
رسالههای آمده در این مجلد، ارتباطِ میانِ انتقالِ متقابل و فرآیندهای شفابخشِ کیمیاگری را مبسوط و مفصل شرح میدهد، انتقال متقابل یا transference را به صورتِ نمادین مطرح و اساسِ رابطهی میانِ درمانگر و بیمار را کارکردِ لیبیدوی خویشی و همانستی (kinship libido) لحاظ کرده است.
یونگ نه تنها این پدیده را پاتولوژیک یا آسیبشناسانه نمیدانَد، که در فرایندِ فردانیت فرد و لاجرم پیریزیِ جامعهای پوینده، بسیار مهم تلقی میکند، چراکه بر مبنایِ ربط و پیوندِ روانیِ همهی اعضای جامعه شکل گرفته و گسترش مییابد.
کتاب چهار بخش دارد که هریک ،یکی از ایدهها و ارکانِ مهم ِ رواندرمانی را مطرح میکند. بخش نخست اصول و قواعدِ کلیِ رواندرمانی را بحث و فحص میکند. بخش دوم بررسیِ فرآیند روانکاوی در اتاق ِ عمل است؛ سومین بخش ارتباط میانِ درمانگر و بیمار را میکاوَد و بالأخره آخرین بخش ِ کتاب، کاربرد ِ رواندرمانی در زمینههای متفاوت را توضیح میدهد.
یونگ بر اهمیتِ رابطهی بیمار و درمانگر (analyst and patient)، تأکید میورزد و در پروسهی درمان و شفای بیمار، بسیار مهم میدانَد، چه، که این ارتباطِ امن و مطمئن و دور از قضاوت، برای دسترسی به فضای ناخودآگاهِ روانِ بیمار لازم و حیاتی است. و این درمانگر است که در کسوتِ متخصصِ یونگی، باید در روندِ فردانیت، همراه بیمار به ضمیرِ ناخودآگاه وی به طرق مختلف همچون تحلیل و تفسیرِ رویا، خاطرات و خیالپردازیها و امیال و هراسها دست یابد، زبانِ نمادینِ آنها را بکاوَد و به او کمک کند تا عقدههای روان (complexes) را واگشاید و در نهایت قسمتهای ناساز و گسیختهی روانِ بیمار، منسجم و هماهنگ و هارمونیک شوند و شفا یابند. ایدهی عقده را نخستین بار خودِ یونگ به مفهومی بدیع مطرح کرد، که همان تجربیات و امیالِ اوست و در قالبِ یک تصویر یا ایماژ ذهنی، به مرور زمان برساخته شده و دسترسپذیر است.