انکار حضور دیگری
در آغاز قرن بیست و یکم نقد ادبی پشتوانه غنی و پر باری از آنچه از شروع عصر مدرن تا این زمان در باب نظریه ادبی و شیوههای گوناگون نقد نوشتهاند. در چنته دارد. به نظر میرسد مناقشات بارور در باب رویکرد منتقدانه به متون ادبی، به ویژه رمان به جایی رسیده باشد که دیگر نتوان به تعریفی قابل اجماع از نقد ادبی دست یافت.
متافیزیک چیست؟
این کتاب در واقع یکی از آثار کلیدی هایدگر و درس گفتاری است که وی در سال ١٩٢٩ به مناسبت انتصاب به جانشینی هوسرل در دانشگاه فرایبورگ ایراد کرده است. هایدگر چهارده سال بعد یعنی در سال ١٩٤٣ یک پسگفتار و بیست سال بعد ــ سال ١٩٤٩ ــ درآمدی بر این درسگفتار میافزاید که این را میتوان حاکی از بیعتهای مجدد او با مضمون این درسگفتار طی بیست سال دانست. این درسگفتار کوتاه در عین حال که مضمون هستی و زمان را دربر دارد. از نخستین گامهای هایدگر در راه چرخش فکری او نیز نشان دارد.
زمینه و زمانه پدیدارشناسی
هوسرل و هایدگر بنیانگذاران دو جریان اصلی پدیدارشناسی محسوب میشوند، در این کتاب بهعنوان دو شخصیت محوری قلمداد میشوند و این پژوهش به شرح زندگی و اندیشههای آنها اختصاص دارد.سیاوش جمادی نویسنده این کتاب حجیم، بر این اعتقاد است که برحسب طرح مورد نظرش، این پژوهش باید خشت اول و گام آغازین در راه پژوهشی جامعتر و گستردهتر تلقی شود و زندگی و اندیشه پدیدارشناسان دیگر چون امانوئل لویناس، ژان پل سارتر، موریس مرلوپونتی، پل ریکور و رهیافتهای پدیدارشناختی متفکرانی نظیر گادامر، هانا آرنت، ژاک دریدا، موریس بلانشو و خوسه ارتگا را نیز دربرگیرد.
هستی و زمان
مارتین هایدگر در ایران فیلسوفی نام آشناست. گفتهاند که هستی و زمان او مهمترین شاهکار فلسفی قرن بیستم است و آن را به بمبی در عالم فلسفه مانند کردهاند. گفتهاند که حتی منتقدانش از تأثیرش در امان نماندهاند. گفتهاند که این کتاب استوارترین ستونهای سنت متافیزیک غرب را به لرزه درمیآورد. اگزیستانسیالیسم، ساختشکنی، هرمنوتیک و الهیات مدرن، فصولی از نظریه و نقد ادبی و هنری، روانکاوی و بسیاری از جنبشهای علوم انسانی معاصر را وامدار این کتاب خواندهاند. به این همه باید آوازهی دشواری زبان، طرح شگفتانگیز و ژرفای مضامین آن را نیز افزود. این اوصاف چه بسا راست باشند و چه بسا به گزاف، در هر حال نه تأیید و نه انکار آنها گره از کار فروبستهای نمیگشاید. کتابها برای خواندن نوشته میشوند و هستی و زمان را باید خواند.
سیاوش جمادی متولد ١٣٣٠ تهران، فارغالتحصیل حقوق قضایی از دانشگاه تهران و فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و فلسفه است. از این محقق و اندیشمند تاکنون ترجمه نامههایی به ملینا (کافکا) (١٣٧٧) تألیف و ترجمه یادبود ایوب در جهان کافکا (١٣٧٩)، هایدگر و سیاست (١٣٨١)، متافیزیک چیست؟ (١٣٨٢)، تألیف سیری در جهان کافکا (١٣٨٣)، ترجمه نیچه (کارل یاسپرس) (١٣٨٣)، زبان اصالت (تئودور آدرنو) (١٣٨٥) و تألیف زمینه و زمانه پدیدارشناسی (١٣٨٥) منتشر شده است. سیاوش جمادی به پاس تألیف سیری در جهان کافکا جایزه بیست و دومین دوره کتاب سال ادبیات جمهوری اسلامی را دریافت داشت و از "متافیزیک چیست" او در بیست و سومین دوره کتاب سال تقدیر به عمل آمد و اینک پس از مدتها انتظار یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه قرن را با عنوان هستی و زمان از مارتین هایدگر ترجمه و راهی بازار نشر کرده است.
نیچه
نیچه
در میان آثاری که در شرح احوال و افکار نیچه نوشته شده اند "نیچه" مارتین هایدگر و "نیچه" و کارل یاسپرس هنوز چون دو ستاره درخشان جلوه گری می کند. نویسندگان این دو اثر خود نیز از فلاسفه بزرگ قرن بیستم هستند. هر دو فیلسوف هستی اند و هر دو نیچه را جدا از افق اندیشه خود تفسیر کرده اند. با این حال فرق بزرگ آن ها این است که هرقدر هایدگر نیچه را در قالب تفکر خود و به رنگ خود درآورده یاسپرس برعکس به نیچه مجال سخن گفتن داده و با انبوهی از نقل قول ها. حتی آن جا که مقصد نیچه را تقرب به هستی دانسته، ما را قانع می کند که نه از خود که از نیچه سخن میگوید. اساسا یاسپرس در همداستانی با متفکران بزرگ که مستلزم از خود به درشدن و داشتن گوش نیوشاست. استاد است.
هایدگر و امر سیاسی
پیوند احتمالی فلسفه هایدگر با امر سیاسی و کنش سیاسی او در سال ١٩٣٣ به تحقیقی جداگانه و مستقل نیازمند است که مطلب را به دور از جنجال و تأثرات شخصی پیگیری کند . موضعگیری سیاسی هایدگر در سال ١٩٣٣ به هیچوجه نه قابل دفاع است نه قابل تطهیر . لیکن در این باره از عدالت نباید عدول کرد . به بیانی روشنتر میتوان گفت که اعلام فهرستی از اقدامات اداری هایدگر در همنوایی با رژیم ضدبشری و تمامتخواه آلمان هیتلری موضوعی است که البته پیشتر به لحاظ اخلاقی محکوم شده است و به حکم محکمه نازیزدایی متفقین مجازات ممنوعیت از تدریس را در پی داشته است .
هایدگر در نخستین درسگفتارهای دانشگاهیاش پس از رفع ممنوعیت تدریس او ، که بعدها با افزودههایی منتشر میشود ، به مسئله امکان صلح واقعی – صلحی که بمب اتم آن را حفظ نکند و آتشبس نباشد – اشاراتی تأملبرانگیز دارد . کتاب چه باشد آنچه خوانندش تفکر و حتی عمده مضامین آن شاید درونمایه سیاسی کتاب را از چشم ما نهان کند . غوغایی که تقریباً از دهه ٦٠ به بعد و بویژه پس از مرگ هایدگر در سال ١٩٧٦ علیه سکوت هایدگر درباره هولوکاست اوج میگیرد چنان که در نامه شاگرد قدیمی هایدگر – هربرت مارکوزه – در فصل ٦ همین کتاب هایدگر از محکوم کردن امر محکوم شده امتناع دارد.
چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟
کتاب حاضر که شرح و بیانی کمابیش شفاف ومنظم در بارۀ فلسفۀ هایدگر پس از هستی و زمان عرضه میکند همچون هستی و زمان از پرسش آغاز میشود و به پرسش میانجامد. لیکن این انجام نه به معنای ختم کلام بل گویای گشودگی و مفتوح ماندن اثر است. عنوان کتاب خود پرسشی است که نویسنده جای جای به دلالتهای چهارگانه آن اشاره میکند و در باره هر یک به تفصیل توضیح می دهد.
این بدان معناست که نویسند ه خود در ترجمه was heisst Denken? رهگشای مترجم میشود و در عین حال مترجم را در این که کدام یک از دلالتهای چهارگانه را ملاک قرار دهد بلاتکلیف میگذارد. پیداست که دلالتهای دوم و سوم برای ترجمه عنوان کتاب مناسب نیستند چه این دو ذیل و تابع دلالتهای اول و چهارم قرار میگیرند. خواننده میتواند شرح مبسوط این دلالتها را در بخش دوم کتاب مشخصاً در درسگفتار ١، در گذار از درسگفتار ١ به ٢، در گذار از درسگفتار ٤ به ٥، و در درسگفتار آخر (١١)، مطالعه فرماید.
آنچه در این صفحات میخوانیم صرفاً تکرار آنچه پیشتر آمده است نیست بل در هر بار پرسش یک گام واشکافته تر میشود. سیاوش جمادی پیش از این کتاب ، اثر سترگ هستی و زمان را از همین نویسنده ترجمه کرد و کتاب تألیفی زمینه و زمانه پدیدارشناسی او برنده جایزه بیست و پنجمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد. از این نویسنده ، مترجم و پژوهشگر تاکنون آثار بسیاری در حوزه فلسفه و ادبیات به چاپ رسیده است.
زبان اصالت
کتاب زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی، اثر تئودور آدورنو، عمدتاً پژوهشی است در حقانیت یا ناحقانیت مضمون شماری از واژهها و اصطلاحات از قبیل اگزیستانسیالیسم، در مقام تصمیم، توسل، التزام، رویارویی، اظهار، طلب، خلوص، اصالت یا خویشمندی، نااصالت، شکر و هستی به سوی مرگ. آماج انتقاد آدورنو در اینجا عمدتاً فلسفۀ اگزیستانس و اصحاب آن (کییرکگور، هایدگر، یاسپرس) و شعر نو رمانتیک آلمانی است.
آدورنو بر آن است که زبان اصالتیان در پاسخ به فقدان معنا، ازخودبیگانگی، انسانیتزدودگی، کالاشدگی و شیءوارگی و به طور کلی بحرانهای جهان سرمایهداری در دام میافتد. این بدین خاطر است که اصحاب فلسفۀ اگزیستانس همواره از خرد دیالکتیکی غفلت میکنند و تقابل تاریخی ذهنیت و فعلیت را نادیده میگیرند. به باور آدورنو فقدان همین خرد انتقادی و دیالکتیکی است که فلسفههای وجودی را در دام نوعی مرجعیت ایئولوژیکی و کیشمدارانه میاندازد که نه چون دینِ ذاتاً آنجهانی پیامآور رستگاری ابدی و بقا و قرار روح است، و نه به امری بهراستی انضمامی و بالفعل که بتواند در سیستم مبادلۀ جامعۀ سرمایهداری امنیتی حاصل آورد بازمیگردد. تنها چیزی که از آن میماند عرض ارادت به آداب شریعتی تهی از جانمایۀ دین و صرفاً مفید به حال تثبیت وضع موجود به نفع نیروهای سلطه است.