خون ديگران
کتابِ «خون دیگران»، رمانی است از سیمون دوبووار، که در سال ۱۹۴۵ منتشر شد. دوبووار در این رمانِ خاص، پیچیدگیهای سرشت و ذاتِ انسان و مضامینی چون اخلاق و ایثار را میکاوَد. داستان در بحبوحهی جنگِ جهانی دوم اتفاق میافتد، قهرمانِ داستان، ژان بلومار، گرفتارِ عشق و سیاست و مسئولیتهایی است که به عنوان انسان از او انتظار میرود. یکی از شاخصههای اصلیِ رمان، تنگناهای اخلاقی است که شخصیتها را گرفتار ساخته است. دوبووار در این رمانِ جذاب و البته عمیق، کشاکشهای درونیِ ژان را که درگیرِ باورها و ارزشهای شخصیِ خودش است به تصویر میکشد و در این شخصیتپردازی قهار، خواننده را وامیدارَد تا خود را در موقعیتی همچون ژان بین خیر و شر تصور کرده، به چالش بکشد.
رمان با جملهای از نویسندهی بزرگ روس، فئودور داستایوسکی، آغاز میشود: «همهی ما در قبالِ همهچیز و همهکس مسئولیم.» ژان بلومار، قهرمان داستان معشوقهای به نام هلن دارد، هلن در گیر و دارِ جنگ با نازیها به حال احتضار افتاده، و حالا معشوقش، ژان در کنارِ اوست و در مخیلهاش سیلی از افکار با تمها و مضامینِ اگزیستانسیال همچون مسئولیتپذیری موج میزند، چون اوست که حالا با خود میاندیشد و کنشها و باورهای خود را مقصرِ این وضعیت میداند.
این مهارت و چیرهدستیِ دوبووار است که شخصیتهایی زنده و پرتکاپو میآفریند. هریک از شخصیتهای داستان، از فرانکویِ رازآمیز تا مارسلِ کاریزماتیک، با ظرافتی مثالزدنی خلق شده و عمق و غنای روایت را دوچندان میکنند. ژان میکوشد تا مفهوم ِ چیزی چون ایثار و فداکاری را درک کند، که خود مایهی عذابِ جانکاهِ او شده است.