ماکس وبر و کارل مارکس
بسیاری از این انقلابهای مفهومی فرضهای بنیادی رشتۀ علمی خود را با، مثلاً، زیر سؤال بردن کل ایدۀ "امر اجتماعی" به چالش کشیدهاند. در حالی که تاریخِ همۀ رشتههای آکادمیک را میتوان برحسب تغییرات ناگهانی در الگو یا پارادایم به رشتۀ تحریر درآورد، به نظر میرسد جامعهشناسی بیش از اغلب موضوعات دیگر مستعد این تغییرات گیجکننده و در زمینۀ فکری بوده است. میتوان این بیثباتی تحلیلی را به سبکی منفی دال بر عدم بلوغ جامعهشناسی به مثابه علمی اجتماعی در نظر گرفت، یا میتوان جامعهشناسی را حوزهای رشتهای تلقی کرد که عمیقاً با دامنۀ گسترده جنبشهای فرهنگی در جوامع مدرن هماهنگ است.
لوویت در سال ١٨٩٧ متولد شد و در سال ١٩٧٣ بدرود حیات گفت. او زندگی پرماجرایی داشت. دانشجوی فرایبورگ بود و تحت نفوذ هوسرل و هایدگر قرار داشت. هایدگر استاد راهنمای لویت در تز فوق دکترای او دربارۀ فرد در نقش همنوع بود. او پیش از به قدرت رسیدن هیتلر در سال ١٩٣٣ مقام استادی در دانشگاه ماربورگ داشت. در طول این سالهای بحران، به ایتالیا، ژاپن و سرانجام در سال ١٩٤١ به آمریکا سفر کرد، و مقامهایی را در مدرسۀ علمیۀ هارتفورد و مدرسۀ عالی جدید پژوهشهای اجتماعی در نیویورک (٥١-١٩٤٩) عهدهدار شد. در مدرسۀ علمیۀ هارتفورد بود که لویت تعدادی مقالۀ مؤثر دربارۀ فلسفۀ تاریخ، مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم برای پژوهش اجتماعی نوشت.
کارل مارکس
این کتاب در صدد شرح و تفسیر فلسفه کارل مارکس است. ولی نخستین پرسشی که باید بدان پاسخ داد این است که آیا مارکس اصلاً فلسفهای دارد یا نه. آموزش اصلی دانشگاهیای که مارکس دید در فلسفه بود، ولی او در اندیشۀ دوران کمالش بر اقتصاد سیاسی و تاریخ سرمایهداری متمرکز شد و معمولاً به نادیده گرفتن جنبۀ فلسفی حتی نظریههای خودش تمایل داشت. او در نوشتههای اولیهاش، غالباً بهطور مستقیم به مسائل فلسفی نمیپرداخت، بلکه به چنین مسائلی تنها در جریان بسط ایدههای خود دربارۀ جامعه معاصر یا انتقادکردن از ایدههای دیگران توجه میکرد. اگر بتوان مارکس را فیلسوف توصیف کرد، احتمالاً دقیقتر است که او را اقتصاددان، مورخ، نظریهپرداز سیاسی یا جامعهشناس، و از همه بالاتر سازماندهندۀ طبقه کارگر و انقلابی توصیف کرد. با وجود این، وقتی سخن از فلسفه مارکس میگوییم، بیدرنگ معلوم نیست که از چه صحبت میکنیم. با این وجود کارل مارکس متفکری نظاممند بود که اهمیت زیادی به روشهای زیربنایی و اهداف نظریهاش و دیدگاه کلی راجع به وضع ناگوار انسانی که در آن بیان شده بود میداد. او در سال ١٨١٨ در شهر «تریر» در کنار رود راین متولد شد. در سال ١٨٣٥ وارد دانشگاه بن شد، جایی که قرار بود حقوق بخواند. یک سال بعد به دانشگاه برلین رفت. در سال ١٨٤١ دکترایش را از دانشگاه ینا دریافت کرد. مارکس و رفیق همراهش انگلس نقشی کلیدی در تأسیس اتحادیۀ کمونیستی ایفا کردند. آنها مانیفست حزب کمونیست را در سال ١٨٤٨ منتشر کردند