اعتراف میکنم هنوز آن خانهی ویران در ذهنم زنده است و هنوز حسن و عالیه در حوضش خفتهاند و هر از گاهی بیدار میشوند، معرکه میگیرند، خسته میشوند و باز میخوابند؛ «خواب دبش کلفتکُش». هنوز خانهی ویران سرپناهِ نرگس و شریف است و آن دو چارهای ندارند جز آشتی با گذشته؛ آشتی با تاریخ.ـ از یادداشت نویسنده
"شکلک" از دو زمان تاریخی مختلف در این منطقه الهام گرفته است؛ شخصیتهای آن از لحاظ طبقهبندی تقریبا در نزدیکی هم قرار دارند و از لحاظ فرهنگی در دو سر طیفی متمایز قرار دارند. از دیدگاه روایی، نویسنده و کارگردان یکی از این دو زمان را به عنوان زمان اصلی (که مکان آن ثابت است) نمیپذیرند. با این حال، از منظر روانشناسی، تماشاگر زمان زوج جوان در نمایش و زمان کنونی را به عنوان زمان اصلیتر و نزدیک به خود ترجیح میدهد. این ترکیب دو زمان به شکل فلاشبک و بازگشت به حالت گذشته نیست، بلکه با تطبیق رئالیسم جادویی که ثمینی به کار برده، تشریح بهتری انجام میدهد.در بخش "نمایشی"، زوجی قدیمی مشابه "اینترکات" مسئول اجرای کار هستند. آنها تا حدودی سر داستان را بر عهده دارند و یا ان را به پایان میبرند یا نشانهای از مصیبت میدهند. از نظر محتوایی، "شکلک" یک نمایش جسورانه است.اگرچه از زوایای گوناگونی میتوان به این نمایش نگاه کرد، اما در جهت خلاصه کردن این توضیحات، میتوان به مفهوم اصلی آن اشاره کرد که تکرار تاریخی است؛ این تکرار تاریخی در واقعیت به تعبیر آشنای مارکس (تراژیک و کمدی) اشاره دارد. با این حال، اینجا این تعبیر چندان مناسب نیست و از تکرار فراتر میرود. در این نمایش، هر دو زمان به نوعی یکبار است! و عنصر مهم در این یگانگی رویداد و معنا، شخصیت نقره/ نرگس است. اگرچه حسن شکلکی و عالیه به وضوح به دهه 1330 میلادی تعلق دارند و شریف جوانی نماینده امروز است، اما نقره/ نرگس به هر دو دوره (لباسهایش نمایانگر تغییر از دیروز به امروز میشوند) و هر دو سطح فرهنگی/ اجتماعی در نمایش، او را به خود اختصاص میدهند.