گزیده اشعار فریدون مشیری

49,190 تومان
معرفی کتاب گزیده اشعار فریدون مشیری “گزیده اشعار فریدون مشیری” اثری است که نزدیک به ششصد صفحه از اشعار این شاعر محبوب معاصر را در بردارد. این گزیده که به همت انتشارات نگاه به چاپ رسیده، آثار شاعری را شامل می شود که سرودن را از سال های پر شر و شور نوجوانی آغاز کرد. وی در کنار هم قطارانی نظیر مهدی اخوان ثالث و نادر نادرپور از جمله شاعرانی بود که به شعر قدیم تسلط و احاطه داشت و با مطالعه ی آثار شعرای نامدار کهن، همچون حافظ و سعدی و فردوسی، اشعار آنان را پشتوانه ی بحث و اندیشه پیرامون شعر جدید و نو قرار می داد. ”فریدون مشیری” علاوه بر شعر، علاقه و توجه ویژه ای به موسیقی داشت و همین امر تاثیر زیادی بر آهنگ اشعاری که می سرود، داشته است. زبان شعر او ساده و بی آلایش است و با گرمای منحصر به فرد خود، به خواننده حس همدلی و هم نوایی می دهد. وی سال ها به همین زبان ساده و صمیمی شعر سرود و حاصلش، آثاری خوش آهنگ و دلنواز بود که قلب خواننده را از گرمی و عشق سرشار می ساخت و او را با خود همراه می کرد. مجموعه ی پیش رو تحت عنوان “گزیده اشعار فریدون مشیری”، دفاتر شعر وی را از سال های میانی دهه ی سی هجری شمسی به بعد در برداشته و شامل اشعار و دفترهای “تشنۀ طوفان”، “گناه دریا”، “ابر و کوچه”، “بهار را باور کن”، “از خاموشی”، “ریشه در خاک”، “مروارید مهر”، “آه، باران”، “از دیار آشتی”، “با پنج سخن سرا”، “لحظه ها و احساس”، “آواز آن پرنده غمگین”، “تا صبح تابناک اهورایی”، “از دریچه ماه”، “نوایی هم آهنگ باران” و “دوبیتی ها” می باشد.  

سه دفتر: گناه دریا، ابر و کوچه، بهار را باور کن

71,536 تومان

معرفی کتاب ابر و کوچه اثر فریدون مشیری

**کوچه سرانجام مشیری پس از چند سال معروفترین شعر خود را در 1339خورشیدی به نام «کوچه» در مجله روشنفکر به چاپ رساند. این شعر از زیباترین و عاشقانه ترین شعرهای نو زبان فارسی است.
بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم **ابر این شاعر نام آشنای معاصر در 1340 سومین دفتر شعرش را تحت عنوان «ابر» به چاپ رساند.
شعر کوچه فریدون در این زمان شهرت باور نکردنی یافت و به زودی بر سر زبان ها افتاد. این دفتر به چاپ های بعدی نیز رسید و این شعر موجب شد که عنوان اثر به «ابر و کوچه» تغییر پیدا کند.

نوایی هم‌آهنگ باران

6,247 تومان

معرفی کتاب آه باران اثر فریدون مشیری

آه، باران...؛ ریشه در اعماق اقیانوس دارد، شاید این گیسو پریشان کرده؛ بید وحشی باران یا نه، دریایی ست گویی واژگونه؛ برفراز شهر؛ شهر سوگواران هر زمانی که فرومیبارد از حد بیش ریشه در من میدواند، پرسشی پیگیر، با تشویش؛ رنگ این شبهای وحشت را تواند شست آیا از دل یاران؟؛ چشمها و چشمه ها خشکند روشنیها محو در تاریکی دلتنگ همچنان که نامها در ننگ هرچه پیرامون ما، رنگ تباهی شد آه، باران ای امید جان بیداران؛ بر پلیدیها، که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم آیا چیره خواهی شد؟