علم حیرتانگیز است. از پهنای بیکران فضا برایمان میگوید و از ریزترین موجود زنده؛ از اندام انسان و از تاریخ سیارهمان.
دانشمندان و دانشورزان، از سرِ شگفتی و حیرت، شروع کردند به بررسی و آزمایش و محاسبه و گاه به چنان کشفهای تکاندهنده و بهتآوری رسیدند که آدمیان، پس از آنها، با دنیا به طرز کاملاً جدیدی مواجه شدند.
کتابی که در دست دارید داستانی است پرماجرا در خلال زمان و مکان از روزگاران کهن تا به امروز؛ تا تازهترین دستاوردهایی که انسان معاصر هنوز با آنها درگیر است. و در این روایت از زندگیِ دانشمندانی میگوید که بعضی نامآشنا و برخی ناشناساند.
تاریخ مختصر علم شرحی است به زبانی ساده و شیرین از روند رشد علم درگذر قرنها.
ما در سال ۱۳۴۵ حدود ده نفر با درجهی دکتری، اغلب از دانشگاههای آمریکایی، در دانشکدهی علوم و ادبیات دانشگاه شیراز جمع شده بودیم. هفت نفرمان با هم مشورت کردیم که دورهی فوقلیسانس پیشنهاد بدهیم…
گروه مشاور پنسیلوانیا با این پیشنهاد موافق نبود؛ حق هم داشتند. استدلال میکردند که این دانشگاه هنوز خیلی جوان است و نمیتواند از عهدهی نگهداری استاندارد بربیاید. هر دو طرف روی نظرمان تأکید کردیم و مآلاً رئیس دانشگاه طرف ما را گرفت…
دو سال بعد از تأسیس دکتری فیزیک شیراز، به فکر تحصیلات تکمیلی زنجان افتادم. از سه نفری که در دورهی اول در شیراز گرفته بودم هنوز هیچکدامشان فارغالتحصیل نشده بودند که هیچ، بلکه پنج نفر دیگر هم در دورهی دوم گرفته بودم… مسئولین دانشگاه شیراز را راضی کردم که بین زنجان و شیراز رفتوآمد کنم و هر دو کار را انجام بدهم. به این ترتیب، بهمدت هفت سال، هر دو هفته یکبار، چهار روز به شیراز میرفتم. روز پنجشنبه میرفتم تهران و از آنجا به شیراز، تا دوشنبه درس میدادم، دوشنبه عصر برمیگشتم تهران و از آنجا میآمدم به زنجان.
برگرفته از متن کتاب
علوم پایه زنجان (داستان بنیانگذاری مرکز تحصیلات تکمیلی) - انتشارات نی