بر دیوارها سخنان حکیمانه کنفوسیوس نقش بسته است:
شاه همچون باد است؛ مردم همچون علف. علف باید خم شود چون باد بگذرد.
باد گذشت، علف پژمرد، تنها سخن باقی ماند.
ــ از صفحه ۱۲۱ متن ــ
از درهای قرمز شینتو گذشتم و وارد پارک شدم و لرزیدم، اندیشیدم چه قدرت وسیعی نژاد سپید میداشت اگر ایمانی بزرگ داشتیم. اکنون یا بیهوده و فاضلانه لبخند میزنیم یا دیوانهوار در دوزخ فردیت میتنیم، ریشهکنشده، بدون پیوستگی، بدون امید. ژاپنیها شاید به سرابی موهوم ایمان داشته باشند، اما به نتایج بزرگ، پرثمر، و عملی دست مییابند؛ حال آنکه ما که به چیزی ایمان نداریم بهحقارت زندگی میکنیم و تا ابد میمیریم.
معرفی کتاب حدیث خداوندی و بندگی (تحلیل تاریخ بیهقی از دیدگاه ادبی، اجتماعی و روانشناختی همراه با شرح و توضیح مهمترین بخشهای متن)
حدیث خداوندی و بندگی، ضمن معرفی مفصل تاریخ بیهقی، که از شاهکارهای بینظیر نثر فارسی است، میکوشد مهمترین جنبههای این شاهکار را، از حیث تاریخی و ادبی و اجتماعی و روانشناختی، برای خوانندگان توضیح دهد. ضمناً ماجراهای مهم تاریخ غزنویان، چنانکه بیهقی روایت کرده است، در اینجا از نو و بر حسب توالی تاریخی مرتب شدهاند تا خوانندگان سر رشتهی رویدادها و حوادث را گم نکنند. شرح واژهها و جملههای دشوار و غامض در حاشیهی صفحات فهم متن را برای خواننده آسانتر میکند. نقشههای متعدد و توضیحاتی هم که ذیل نامهای تاریخی و جغرافیایی آمدهاند به او کمک میکنند که از فضا و مکان رویدادها تصویر و تصور روشنتری به دست آورد.
حدیث خداوندی و بندگی (تحلیل تاریخ بیهقی از دیدگاه ادبی، اجتماعی و روانشناختی همراه با شرح و توضیح مهمترین بخشهای متن) - انتشارات نی
مخاطب این کتاب نهفقط استادان و دانشجویان ادبیات بلکه همهی کسانیاند که به تاریخ بیهقی علاقهمندند و میخواهند با این اثر بزرگ بهتر آشنا شوند و از خواندن آن بیشتر لذت ببرند.
معرفی کتاب فریدریش نیچه؛ زندگینامهای فلسفی (گالینگور)
در این کتاب، یانگ به بسیاری از پرسشهای پیچیدهای میپردازد که حاصل امتزاج شرح حال نیچه با آثار اوست: چرا پسر کشیشی پروتستان به جایی رسید که خود را «دجّال» بخواند؟ چرا این پروسی سرسخت از پروس زمان بیسمارک بیزار شد؟ و چرا این دشمن فمینیسم معاشرت با زنان فمینیست را ترجیح میداد؟ یانگ تفکّر نیچه را در بافتار روزگار خودش ــ ظهور میلیتاریسم پروسی، یهودستیزی، علم داروینی، جنبشهای «جوانان» و نهضتهای رهاییبخش، و نیز نظریهی «مرگ خدا» ــ میگذارد و بر تأثیر قطعی افلاطون و ریشارد واگنر در تلاش نیچه برای اصلاح فرهنگ غربی تأکید میکند. از تأثیر ویرانگری که عشق نافرجام نیچه به لو سالومه بر شخصیت او داشت نیز سخن میگوید و میکوشد تا بفهمد چرا نیچه در چهلوچهار سالگی دیوانه شد.
مواجههی تصادفی نیچه با کتاب اینک مشهور شوپنهاور، یعنی جهان همچون اراده و تصوّر، آغاز راهی بود که او را به سوی اندیشهای تازه دربارهی معنای زندگی و مسئلهی رستگاری انسان رهنمون شد. آشنایی و مصاحبت نسبتاً طولانی وی با ریشارد واگنر نیز حادثهی مهم دیگری بود که در شکلگیری فلسفهی دوران جوانی او مؤثر افتاد، هرچند نیچه در دوران پختگی اندیشه و فلسفهاش از این هر دو مراد و مربّی خود، یعنی شوپنهاور و واگنر، درگذشت و به انتقاد از اندیشههای آنها پرداخت. آشنایی او با سنّت شرقشناسی آلمان، که در قرن نوزدهم پیوند استواری با رشتهی تخصّصی نیچه، یعنی فیلولوژی، داشت او را با جهانهای فکری ادیان و ادبیات شرق آشنا کرد. انتقادهای روزافزون وی از مسیحیت و تباهیهایی که به زعم خود در آن میدید، موجب شد که آرمانهای خود را در ادیان شرقی بجوید. از سر تصادف نبود که مشهورترین کتاب خود را به نام پیامبری ایرانی نوشت و نام آن را چنین گفت زرتشت نهاد. زرتشتی که ما در آن کتاب میبینیم، بسی بیش از آن که با روایتهای خود زرتشتیان همخوانی داشته باشد، در واقع تصویری است از خود نیچه که از غار تیرهگون مسیحیت به در آمده و به منتقد سرسخت آن بدل شده بود.
فریدریش نیچه؛ زندگینامهای فلسفی (گالینگور) - انتشارات نی