پیش پرده و پیش پرده خوانی
احمدی در فصل شروع کتاب «پیش پرده و پیش پرده خوانی» تاریخچهای درباره چگونگی شکلگیری هنر پیشپرده خوانی و همچنین ترانههای فکاهی در ایران به مخاطبان ارائه داده است.
فرهنگ بر و بچههای ترون( کلمههای ویژه، واژهها، اصطلاحات و ضربالمثلهای تهرانی)، من و زندگی ( خاطرات مرتضی احمدی)، کهنههای همیشه نو (ترانههای تخت حوضی)، پرسه در احوالات ترون و ترونیا، نام آثار دیگر مرتضی احمدی که توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.
پرسه دراحوالات ترون و ترونیا
مرتضی احمدی هنرمند معاصر دلبستگی خاصی به سرزمینش ، زادگاهش و بچهمحلهایش دارد و به قول خودش ریشهاش تو این خاک گیر کرده است . او اینبار خاطرات خودش را از شهر تهران ، بچهمحلهایش و علایق آنها بازگو کرده است : « یه چَن روزیه که تو چاردیواری سوت و کورم . دقّه دقّه با خودم وَر میرم ، وِر میزنم ، اونم واس خاطر زادگاهم که هر تیکهشو غربتیها بدون تیر و تفنگ به جونش افتادن و چپوش کردن ، حتی تهتوآشم مفت خود دونسن و هپروش کردن . اگه من از زادگاهم و بر و بچههاش میگم بهم ایراد نگیرین . » کتاب « پرسه » سیری در احوالات خاطرات گذشته این هنرمند است که با شیوهای خاص روایت شده است . بازیهای دست جمعی ، شخصیتهای تهران قدیم ، دلخوشیها ، و همه و همه در این کتاب برای کسانی نوشته شده که دلبسته این آب و خاکند . از مرتضی احمدی پیش از این کتاب من و زندگی (خاطرات ) ، کهنههای همیشه نو (ترانههای تخت حوضی ) و فرهنگ بر و بچههای ترون منتشر شده است .
مردی که هیچ بود
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
یاشا کمی چاق و تپل و سرخ و سفید بود، لب پرخنده ای ام داش. همه جام جاش بود، با اون لهجه شیرین نیمه آذریش توجه اطرافیانشو به خودش جلب می کرد، قاپشونو می دزدید و یار غارشون می شد. اون مرد بی شیله پیله و کم سوادی بود، اما خیلی سرش می شد. اهل سیر و سفر نبود، چون وضع مالی میزونی نداش. دور هیچ فرقه ای ام تاب نمی خورد، سرش به کار خودش و زن و بچه ش بود، نماز و روزه ش ترک نمی شد و راه مسجدم گم نمی کرد. اگه کسی تو محل جشنی، عروسی ای چیزی داش، یه راس می اومد سراغش و آشپزیشو به اون می داد، دستمزدی ام بهش می دادن که کمک خرجیش می شد.
یاشا پولاشو صنار سه شی روی هم می ذاشت و جم می کرد تا تونس یه تیکه زیمین آخرای سبزیکاری امین الملک، چسبیده به باغ ملا، نزدیکای حندق دس و پا کنه و یه اتاق خشت و گلی کنج اون جا علم کنه و زن و بچه شو از آوارگی و خونه به دوشی و اجاره نشینی نجات بده. چن سال بعد با تقلای زیاد و از خرجی خونه زدن و نخوری و ته خونه رو فروختن و قرون قرون رو هم گذاشتن و قرض و قوله تونس چار تا اتاق دیگه و دو تا زیرزیمین به اون اتاق اضافه کنه و به آدمای مختلف اجاره بده...
من و زندگی
تاریخچه پیش پردهخوانی، تماشاخانههای تهران که از سالهای دور تشکیل و منحل گردیده، با تحقیق و درج اولین نمایشنامههای اجرا شده، نام کارگردانها، بازیگران، چگونگی آغاز نمایشهای رادیوئی، همچنین بازیگران اصفهان، تبریز، رشت، مشهد و مطالب دیگر
کتاب «من و زندگی» نوشته و خاطرات «مرتضی احمدی» است. ناشر دربارهی کتاب آورده است: «من و زندگی شرح خاطرات مرتضی احمدی هنرمند پیشکسوت عرصه نمایش است. او در این کتاب به نقل خاطرات دوران کودکی تا بزرگسالی و زندگی حرفهای و شخصی خود میپردازد. در بیشتر بخشهای کتاب اطلاعات جالبی درباره شهر تهران در اختیار مخاطب قرار میگیرد. او در فصل نخست با عنوان "از گذشته حرف بزنیم" نقل میکند: بر عکس آنچه بین مردم شایع است، اولین بستنیفروش صاحبنام در تهران اکبر مشدی نبوده، بلکه استاد او مردی قوی هیکل و بلندبالا با محاسنی سیاه با سه دهنه مغازه بستنی فروشی در دروازه دولت، قلهک و تجریش به نام محمد ریش بوده.
کیفیت بستنی او به حدی مطلوب بوده که شعری در وصف او سرودهاند: از اینجا تا به قلهک تا به تجریش نخوردی بستنی محمد ریش پس از مرگ او شاگردش، یعنی همان اکبر مشدی که پدرش را همه مشدی خطاب میکردند و یکی از بزن بهادرها و در عین حال نیکوکاران خیابان ری بوده، به شهرت میرسد.» در قسمتی از این خاطرات میخوانیم: «امروز که زیر سایه خیمه پیری دراز کشیدهام به روزهایی که جوان بودم و آرام و قرار نداشتم فکر میکنم. جوانی بودم شاداب و قبراق، خیلی قرص پا به زمین میکوبیدم، سرکش بودم؛ قلدر و جویای نام. هر بار که یاد آن وقتها میافتم، غم گذشته بیش از پیش جلوی چشمهایم جولان میدهد و سر به سرم میگذارد. ای کاش پدرم برایم شناسنامه نگرفته بود و سالهای عمرم گم بودند و تاریخ تولدم به من دهن کجی نمیکرد؛ چه بودم، چه کار میخواستم بکنم، به کجا رسیدم؟»
فرهنگ بر و بچه های ترون
"زبان تهرانی زبانی است جذاب، شیرین و همه پسندو همه گیر که در این شصت هفتاد سال اخیر به همه جا نفوذ کرده است و در آینده نیز به نفوذش ادامه خواهد داد و به همه جا سرک می کشد اگر این حرکت تداوم خود را حفظ کند که می کند شاید صد الی صدو پنجاه سال آینده زبان تهرانی جایگزین سایر لهجه ها شود. اما خود بچه های تهران آن هنگام دیگر نیستند که برپایی امپراتوری زبانشان را جشن بگیرند.
پس برای جمع آوری فرهنگ بر و بچه های ترون به یاری حافظه ام متکی بوده ام و گپ زدن با بچه محله های هم سن و سالم و بچه های اصیل تهران و یادداشت کردن نکاتی که در گفته هایشان می یافتم و امیدوارم که با این کار کمی از دینم را به زادگاهم ادا کرده باشم. مرتضی احمدی
کهنههای همیشه نو
نمایش روحوضی در کناز تعزیهخوانی، نقالی، شبیهسازی، پردهداری، مرشد و بچه مرشد، معرکهگیری و... در گذشته پایه گرفت و سالیان سال مجلسآرای جشنهای گوناگون طبقات مختلف مردم بود. تغییر سبک وسیاق زندگی مردم، آپارتماننشینی و برخی علل دیگر باعث شد که این هنر مردمی به تدریج از صحنه روزگار محو شود و جز یاد و خاطرهای از آن باقی نماند. مرتضی احمدی از پیشکسوتان نامآور تئاتر ایران در این کتاب خویش ثمره کوشش چندین سالهاش را مجموع کرده و ترانههایی را که اصطلاحاً روحوضی و ضربی خوانده میشوند به همراه نُت آنها و مقدمهای در باب هنر سنّتی نمایش به خوانندگان عرضه کرده است