شیطان ذهن
( کندوکاوی در اپیدمی افکار بد و وسواسگونه )
« افکار بد » چیست ؟ فکر کردن به ناشایستترین مسائل در نامناسبترین اوقات ، افکار بد تلقی میشوند . این افکار ، تمایلات و تصاویر ذهنی به سه دسته تقسیم میشوند : افکار ناشایست پرخاشگرانه ، افکار ناشایست درباره روابط جنسی و افکار کفرآمیز مذهبی .
در این کتاب با جزئیات کامل و بررسی آخرین تحقیقات درباره علت وجود این افکار بخصوص علت آنها و این که زمانی که فرد آنها را تجربه میکند روبرو خواهید شد . دکتر « لی » در این کتاب انواع افکار بدی را که بیمارهایش تجربه کردهاند و اختلالاتی را که ممکن است به ایجاد مشکلاتی جدی منجر شوند توضیح میدهد .
بخصوص اختلال وسواس و افسردگی بعد از زایمان و غیره . . . این افکار از آنچه فکر میکنیم رایجترند و از نوع خفیف تا نوع وخیم را که تقریباً همه تصدیق میکنند گاهی به سرشان هجوم میآورد در بر میگیرند . در کمال تأسف ، بسیاری از افراد بزرگسالی که از نوع وخیم این افکار رنج میبرند ، اغلب متقاعد میشوند که از لحاظ اخلاقی افراد بیکفایتی هستند که واقعاً دلشان میخواهد اعمال نفرتانگیزی انجام دهند .
دکتر « لی بئر » در مقام یک روانشناس در این کتاب تجربههای زیادی را که در طول بیست سال گذشته در زمینه اختلال وسواس فکری - عملی که اختلالی عصبی است و مشخصه آن وسواسهای شدید فکری – عملی مانند شستن دست یا کنترل قفل درهاست کسب کرده است ، برای خوانندگان علاقهمند توضیح میدهد . کتاب « شیطان ذهن » در ٢٠٧ صفحه راهی بازار نشر شده است .
بیندیشید و ثروتمند شوید
تفسیر٥٢ ایده طلایی از کارن مکریدی
وقتی جان. اف. کندی رئیس جمهور آمریکا در ٢٥ مه ١٩٦١ به دنیا اعلام کرد که آمریکا قبل از پایان همان دهه فضا را فتح خواهد کرد، هیچ کس نمیتوانست منکر قطعیت و عظمت این هدف شود. پیش از این یوری گاگارین اولین انسانی بود که پا به فضا گذاشته بود و هیچ گواهی دال بر این که آمریکاییها میتوانند روس ها را در این رقابت فضایی شکست دهند وجود نداشت. با این حال کندی متعهد شده بود و احساس میکرد دستیابی به هدفی غرورآمیز حس غرور را به مردم آمریکا باز خواهد گرداند.
گاندی هم هدفی قطعی و اصلی داشت: او میخواست قوای انگلیسی را بدون خشونت از هند بیرون کند و...
کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید اثری کلاسیک است که در آن مراحل سیزدهگانه دستیابی به ثروت شرح داده شده است. رویای زندگی شما هر چه باشد توصیههای نویسنده این کتاب، ناپلئون هیل، در مورد آن مفید واقع خواهند شد. ولی بدون شک منظور این کتاب این نیست که فکر کنید و سوپراستار شوید یا فکر کنید و یک ویلای چهار خوابه در بیرون شهر بخرید! هیل در این کتاب از رازی سخن میگوید که بعد آن را به طریقی فاش میکند و میگوید: رازی وجود ندارد. تنها چیزی که واقعاً به آن نیاز دارید این است که بیندیشید و ثروتمند شوید.
رهبران جهان باستان (7) هانیبال
کسی نمیداند هانیبال چه زمانی نقشه جسورانهترین حمله نظامی تاریخ جهان را کشید . آفتاب صبحگاهی بهاری ، صخرههای سنگیِ بالای ساحل غربی دریای مدیترانه را گرم کرده بود . برفراز آن صخرههای مشرِف به شهر باستانی کارتاژ نو ، قصرهای متعددی قرار داشت که خورشیدِ در حال طلوع به آنها هم گرمی میبخشید . این شهر در قسمت بالای سواحل شرقی شبهجزیره ایبریا قرار داشت ، یعنی در نزدیکی جایی که امروزه شهر اسپانیایی کارتاخنا قرار دارد . قصرها و ردیفِ خانههای شهر در زیر نور صبحگاهی میدرخشید و کودکان که انگار میدانستند اتفاقی مهم در حال رخ دادن است در خیابانهای شهر میدویدند . مردی قویهیکل و گندمگون با چشمان سیاه و نافذ از بالای یکی از قصرها به پایین نگاه میکرد .
نخست به امواج پر تلألؤ پایین دستها و سپس به باغهای سبز زیتون و مزرعههای قهوهای رنگی نظر افکند که در سرتاسر ساحل کشیده شده بود . مرد به کارگران متعددی نگاه کرد که مزارع را شخم میزدند و زمین را برای کشت محصول در بهار آینده آماده میکردند . نام او هانیبال بارکا بود . تنها ٢٨ سال داشت ، ولی بعد از مرگ پدرش ، هامیلکار ، و برادر خواندهاش ، هاسدروبال ، فرمانده ارتش یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخ باستان ، یعنی « کارتاژ » شده بود . این فرهنگِ آفریقای شمالی تا ایبریا ( اسپانیا و پرتغال امروزی ) بسط یافته بود و با تأسیس شهر کارتاژ نو نفوذش را تا آن سوی آفریقا گسترش داده بود .
تفکر
موضوع این کتاب مسائل عمده زندگی است: دانش، آگاهی، ایمان، خدا، حقیقت، خوبی، عدالت، کتاب حاضربرای کسانی به نگارش درآمده است که از وجود چنین مسائلی آگاهند، اما نمی دانند چگونه به آن ها بپردازند. نویسنده در ابتدا استدلالی متقاعد کننده در تایید مطالعه فلسفه به دست می دهد و در ادامه خواننده را با نحوه نگرش فیلسوفان بزرگی چون هیوم، کانت وینگنشتاین به مضامین عمده فلسفه آشنا می سازد.
هر یک از فصول به تبیین موضوعی محوری اختصاص دارد و راهنمایی مستقل برای آشنایی با مسائلی که فیلسوفان مورد بحث قرار داده اند فراهم می کند.
فلسفه برای همه
این کتاب به زبانی ساده ولی بینش و عمق کافی نوشته شده است و به معنای فلسفه و کارکردهای مختلف آن میپردازد. هر فصل نویسندۀ جداگانهای دارد که بر موضوع آن فصل اشراف کافی دارد. به علاوه، در پایان هر فصل خلاصهای از مهمترین مطالب همان فصل آمده، و نیز پرسشهایی در خصوص آن مطالب، که به ما کمک میکنند خود دربارۀ آنها بیندیشیم و عملاً فلسفهورزی کنیم. افزون بر موارد فوق، منابعی (مقدماتی، پیشرفته، اینترنتی) نیز برای خوانندۀ مشتاقتری که مایل است مطالب را دنبال کند در انتهای هر فصل گنجانده شده است. در انتهای کتاب واژهنامهای توصیفی درج شده که شامل تعریفهایی از مفاهیم و نظریات مهم فلسفی است. خواننده در فصلهای نُه گانۀ این کتاب مجالی برای تفکر دربارۀ ماهیت فلسفه، اخلاق، قانون، شناخت، ذهن، اختیار، نظریات علمی و سفر در زمان در اختیار دارد.
چطور زندگی کنیم
قرن بیست و یکم مملو از انسانهایی است که مملو از خویشند. اگر به فضای مجازی سری بزنید با هزاران نفر روبرو میشوید که مجذوب و شیفته شخصیت خود هستند و خواستار جلب توجه. همه آنها فکر و ذکرشان تعریف از خودشان است. آنها خاطرهنویسی و چت میکنند و از هر کاری که میکنند در صفحات اینترنتشان عکس میگذارند. این ایده–یعنی نوشتن درباره خود به منظور خلق آینهای که مردم در آن به انسان بودن خود پی ببرند–همیشه وجود نداشت بلکه باید ابداع میشد . برخلاف بسیاری از ابداعات فرهنگی میتوان این ایده را تنها به یک فرد نسبت داد: «میشل اکم دو مونتنی»، یک نجیبزاده و دولتمرد که از سال ١٥٣٣ تا ١٥٩٢ در منطقهای در جنوب غربی فرانسه به نام « پریگور » زندگی میکرد.
او این ایده را صرفاً با انجام دادن آن ابداع کرد. او، برخلاف بسیاری از شرححالنویسان زمان خود، شرح حال خود را به منظور ثبت موفقیتها و دستاوردهای خود ننوشت. او کتاب خود را در سالهایی نوشت که جنگهای مذهبی و داخلی کشورش را به نابودی کشید . او که متعلق به نسلی محروم از ایدهآلیسم امیدبخشی بود که همعصران پدرش از آن بهرهمند بودند ، با تمرکز بر زندگی خصوصیاش خود را با بدبختیهای جامعه وفق داد. او به نوشتن قطعاتی درباره دوستی، نامها، بیرحمیها، تغییر رویه و. . . مبادرت کرد و در مجموع صد و هفت مقاله نوشت و به پرسش اخلاقی «انسان چطور باید زندگی کند» پرداخت.
پرسشهای اساسی فلسفه
نویسنده در این کتاب بیست پرسش را انتخاب کرده که اغلب به ذهن مردان، زنان و کودکان متفکر خطور میکند. این پرسشها به نظر میرسد به طور طبیعی و از طریق تفکر ایجاد میشوند. فلسفه بر خلاف دیگر رشتههای تحصیلی به جای پاسخ دادن، پرسشبرانگیزند. پرسشهایی که در وهله اول شاید ساده به نظر برسند ولی پس از تفکر درباره آن به سوالات کوچکتری تجزیه میشوند. مثلاً ما میپرسیم چرا باید طبق اخلاقیات زندگی کنیم یا معنی زندگی چیست؟ گویی که پاسخ را همین نزدیکیها میتوان یافت ولی جالب است بدانیم این پرسشها در برگیرنده پرسشهای ریز و درشت دیگری هم هستند. چرا باید در این مورد یا در آن مناسبت خاص یا در مواجهه با این یا آن وسوسه، اخلاقی رفتار کنیم؟ درباره مردم و منافعشان واقعاً چه باید کرد؟ پاسخ یکی نیست و در شرایط مختلف متفاوت است و درک این موضوع نوعی پیشرفت است. در پرسشهای دیگر چه بسا تلههای مختلفی پنهان باشد. این پرسش مثال خوبی است: چرا به جای این که چیزی نباشد، چیزی هست؟ این یکی از پرسشهای زیربنایی فلسفه و عمیقترین پرسشی به نظر میرسد که میتوان پرسید ولی شاید عمق آن و جذبهای که ایجاد میکند دست پرورده حقهای منطقی باشد که لاینحل بودنش را تضمین میکند. لذا نویسنده تلاش کرده خواننده را با پرسشها یا چیزهایی که گفته شده و با نقاط ضعف و پیچیدگیهای آنها آشنا کند.
تاریخچۀ فلسفه
کتاب حاضر به معرفی متفکران بزرگ فلسفه غرب میپردازد و مهم ترین نظریات آنها را درباره دنیا و روش بهتر زیستن بررسی میکند. «نایجل واربرتون» در فصلهای چهل گانه این کتاب ما را به گشت و گذار در عمده ترین نظریات تاریخ فلسفه میبرد. او داستانهای جالب توجه و اغلب عجیب و غریبی در باره مرگ و زندگی فلاسفهای بازگو میکند که ما را به تاُمل وا میدارند. نایجل واربرتون نه تنها تاریخچه فلسفه را به شکلی قابل درک روایت میکند، بلکه ما را به فکر کردن، بحث کردن، استدلال کردن و سوْال کردن ترغیب میکند.
تاریخچه کوتاهی از فلسفه خلاصهای از جستجوی همیشگی بشر در زمینه درک فلسفی بهدست میدهد و از خواننده دعوت میکند که در این بحث جذاب شرکت کند. بحثی که از چرایی ماهیت واقعیت و روش زندگی آغاز میشود. پرسشهایی که ذهن سقراط حکیم را به خود مشغول کرده بود و او را هر روز به بازار آتن میکشاند تا سؤالات عجیب خود را از مردم بپرسد و ذهن آنها را برآشوبد. چون با پرسیدن این سؤالات به آنها نشان میداد که چقدر درکشان از دانستههایشان اندک است.